clear
× تصاویر و سفرنامه تورهای پاییز 96

سفرنامه تور کویر ورزنه مورخ 14 الی 96/09/15

1 سال 4 ماه گذشته - 1 سال 4 ماه گذشته #1820 توسط راگا - راهنمایان گردشگری البرزمن
سفرنامه تور کویر ورزنه
مورخ 14 الی 96/09/15
راهنما: سهیل صالحی




سفری دوست داشتنی به کویر مرکزی ایران
کویر ورزنه با نگاه عاشقانش دوباره ما رو به سوی خودش روونه کرد.
سه شنبه شب با دوستان و همسفرای دوست داشتنی دور هم جمع شدیم و به طرف استان اصفهان به راه افتادیم. تعطیلات آخر هفته باعث شده بود تا اتوبان های تهران پر از ماشین باشه. ما هم با هر زحمتی بود از محدوده پایتخت شلوغ ایران خارج شدیم و دل رو به جاده زدیم. در راه که بودیم با هم از تجربه ها خاطره هامون گفتیم و با هم بیشتر آشنا شدیم. یه سوال از همه پرسیدیم که چرا کویر رو برای سفر کردن انتخاب کردن؟ جواب های خیلی جالبی شنیدیم. اومدم کویر تا با دنیای رمزآلود کویر آشنا بشم. اومدم کویر که با خودم برای چند لحظه خلوت کنم و از هیاهوی زندگی شهری دور باشم. اومدم به طبیعت متفاوت و حال و هوای جدید رو تجربه کنم....و جواب های تامل برانگیز دیگه...
بعد از گپ و گفت داخل اتوبوس وقت استراحت شبانگاهی بود تا به مقصد برسیم.
اول صبح قبل از طلوع آفتاب به کویر ورزنه رسیدیم. هوا کم کم داشت روشن می شد اما هنوز خورشید سر از خاک بیرون نیاورده بود. از تپه های شنی بالا رفتیم تا به بلند ترین قسمت اون رسیدیم. اول صبح بالا رفتن از تپه های شنی کار آسونی نیست که با تلاش زیاد میسر شد.



دیدن طلوع آقتاب و صدای چیلیک چیلیک دوربین ها حال و هوای وصف نشدنی بود. بعد از فقط چند دقیقه نور خورشید روی صورتمون افتاده بود و دیگه نمی شد بهش نگاه کرد.
آروم آروم به سمت رستوران رفتیم و صبحانه رو نوش جان کردیم. دیگه برای دیدن طبیعت بکر ورزنه تاب نداشتیم. همگی با هم راهی تپه های شنی شدیم. مسیر پیاده روی واقعا زیبا بود.















درخت های تاغ و اسکنبیل در سکوت کویر نگران ایستاده بودند. وسط تپه ها مسابقه طناب کشی هم داشتیم که با شور و هیجان برگزار شد. با گروهی از دوستان کنار یک تاغ کهنسال نشستیم و از بودن در کنارش بسیار خوشحال شدیم. درخت تاغ از گونه های بومی کویری هست که بسیار مقاوم در برابر سرما و گرمای کویر و از همه مهم تر سازگار با کم آبی بسیار سخت کویر.
از تپه های شنی که برگشتیم همسفرامون سراغ موتور چهار چرخ و شتر سواری رفتند و حسابی لبخند زدند و لذت بردند...






مقصد بعدی گاوچاه بود. پیرمرد مهربان و گاو بخشنده که شانه به شانه برای بدست آمدن آب از دل کویر تلاش می کنند پیرمرد آواز می خواند و گاو مست صدایش می شود. این گاو فقط با صدای آواز پیرمرد کار می کند.






برای صرف نهار به افامتگاه چاپاکر رفتیم. خانه ای در محله های ورزنه که آقای خلیلی و خانوادشون اون رو مدیریت می کنند. و با غداهای محلی از گردشگران به خوبی با لبی خندان پذیرایی می کنند.



نهار را خوردیم و از صنایع دستی سوزن دوزی که کار دست زنان محلی بود هم خرید کردیم. به ارگ قورتان رسیدیم ارگی یادگار 1600 سال پیش است و امروزه در سکوت و آرامش درحال از بین رفتن است. این ارگ کنار زاینده رود بنا شده و برج و باروهای زیبای اون از دور خود نمایی می کنند. مسجد هشتصد ساله رو دیدیم و راجع بهش صحبت کردیم. ساباط هایی که در کوچه ها بودند رو دیدیم و ماجرای پاتوق رو تعریف کردیم.












ساختمون ها و دیوار های این ارگ بی نظیرن که یکی از اونها کبوتر خانه ست. کبوتر خانه ها در گذشته برای نگهداری کبوتر استفاده می شدن که امروزه دیگه از اونها نگهداری نمی شه و تعداد زیادی از اونها از بین رفته اند. ورزنه زیبا رو دیدیم و بی اندازه عاشق اون شدیم دیگه وقت برگشتن بود. در مسیر بازی کردیم و حسابی شاد و خندان شدیم. به امید سفرهای بیشتر در کنار هم

در ادامه سری می زنیم به نمایشگاه عکس های زیبای همسفران عزیز که از کویر ثبت کردند و لذت می بریم...




چه زیباست لحظه ی با شکوه طلوع در دل کویر جایی فراسوی خیال وهم انگیز بشر (مسعود ماسپی)





چه هوایی ، چه طلوعی ، جانم ....
باید امروز حواسم باشد ، که اگر قاصدکی را دیدم ، آرزوهایم را
بدهم تا برساند به خدا...
(فرزانه جامی)





اینگونه زندگی از میان انگشتانم می لغزد...
این زمان نیست که می گذرد....
ما می گذریم....
زمان می ایستد...
(محمد ابراهیمی میمند)





دمی سکوت در این جهان پر هیاهو ... (رویا فلاح زاده)





تو همچو آفتابی تابنده از همه سو، من همچو ذره پیشت جان در میان نهاده (نوشین فراحمدی)





خدا نخواست ! چه بهتر! تو خواستی از من
که خوش قریحه‌ترین بنده‌ی خدا باشم
#محمدعلی بهمنی (فاطمه عباسی)





ای که با افسونگری ورد زبان گردیده ای
در میان ورزنه، روح و دلم ورزیده ای
(سمیه میرزایی)





ای لاجوردی ترین خواهش اخرایی زمین ، کویر! (سامه دهدشتی)





خورشیدکم بر کویر خشک دلم چه ناجوانمردانه تابیدی... (رضا حاجی پور)





بوسه ات بارانست ...!
یک قطره اش هم ...؟
بر کویر تنم ببارد ....
جان میگیرم .....!!! #الناز_عباسی
(راحله فرشاد)





و کویر جایی که زمین به آسمان می پیوندد (امیرفلاح زاده)





اينجا ، تا آخر دنيا فقط چند قدم فاصله دارم... (افسانه اسماعیلی)





زلال آبی عشقت با کویر دستانم دل آلود می شود
خط و نگار دلتنگی هایم را زیر سیلاب سراب هایم می شویم،
شاید ترنمی دوباره بر این خاک تشنه جاری شود... (نگین فراحمدی)




راگا - راهنمایان گردشگری البرزمن

لطفاً ورود یا ايجاد حساب كاربری برای پیوستن به بحث.

زمان ایجاد صفحه: 0.125 ثانیه
حق کپی رایت محفوظ برای البرزمن و بهینه شده با : Kunena Forum