clear
× تصاویر و سفرنامه تورهای پاییز 96

سفرنامه تور دریاچه لاکان مورخ 96/09/15

1 سال 6 ماه گذشته #1825 توسط راگا - راهنمایان گردشگری البرزمن
سفرنامه تور دریاچه لاکان
مورخ 96/09/15
راهنما: محسن کاظمی



امروز پانزدهم آذر ماه نود و شش هست
و چهارشنبه
تولد پیامبر
روز جشن مسلمانان جهان
و باز سفر به شمال
چرا که نه جشن در سفر کردن است
انسان می تواند شادی را در سفر به طبیعت تجربه کند
و شریک این جشن درختان پاییزی گیلان و دریاچه لاکان است برای همسفران امروز ما

کلمه شمال چقدر خوبه
برای مردم ایران این کلمه به معنی تفریح و شادی و گشت وگذار هست
یه کلمه و این همه معنی ...
صبح ساعت شش وعده حرکت کاپیتان بیگدلی آماده و قبراق و دایی مهدی هم همراه کاپیتان
همسفران هم یک یک می رسند از راه
کمی سوز دارد هوا ولی گرمای وجود نازنینان اثری از سرما نمی گذارد
چند دقیقه ایی منتظر چند همسفر که گویی ماشینشان خراب شده میمانیم و بعد سفر رو شروع می کنیم
با همسفران گپ و گفت میکنیم و حال احوال
آخه خیلی ها بار اول هست که با ما همراه شدن تو این سفر...
مخصوصا دانشجویان و معلم ها ...

راه میفتیم و تذکرات همیشگی و استراحت و صبحانه کاملی در رستوران بافه قزوین نوش جان می کنیم که به علت روز تعطیلی شلوغ هم هست ...
دیگه وقت معارفه و شناختن همدیگه هست
معارفه باحال و طولانی و با چاشنی خنده و شوخی و ازدواج و انتخاب انجام می شه...
منجیل و پره های توربینش و سد و سفید رود رو می بینیم و اول روستای اقا سید شریف توقف خرید و چشم بر هم زدنی کنار دریاچه سد خاکی سقالکسار ...









طبیعت که بی نظیر ، هوا هم که کلی دونفره ... اما ما چهل نفره دل سپردیم به قدم زدن در این طبیعت زیبا ...

اتراق در دل جنگل و هیزم خیس و تکه های چوب و کمک همه خوبان از جمله امیر عزیز و دایی مهدی به یه چایی ذغالی توپ ختم شد...



مگر می شود بیای اینجا با این هوای عالی عکس نگیری
همه دوربین بدست عکس می گیرند و بعد هم که گرسنه شدن مشغول صرف ناهار
و یه پیاده روی یک ساعته داخل جنگل حسابی حالمون رو خوش می کنه
سکوت هم که جای خودش البته اگر بگذارند ...












چقدر زود دیر می شود برای دل کندن از این هوا ومکان ..
بلوط های جنگل و برگ های زیبا رو در زیر پا حس می کنیم و قدم قدم به کنار ماشین می ریم ... البته در این میان مجدد در کنار دریاچه عکس می گیریم و لذت می بریم
سرخوش و شادان ...



توقف خرید زیتون و موسیقی محلی آماده کرد ما رو برای یک مسابقه نفس گیر با دوگروه وزغ های وحشی و پلنگ مازندران
که البته مساوی تموم شد ...
کم کم چراغ شهر پیدا شد و کرج و شهر همیشگی
عده ایی در بین راه از ما جدا شدن و مابقی هم درب آژانس ..
و کلی قول و قرار برای ادامه سفر ها با یاران گذاشته شد چرا؟؟
چون سفر پایان ندارد ..
ممنون از امیرخان گوهرشناس که با وجود کسالتی که من داشتم خیلی خیلی کمک حال من بود

بسیار سفر باید تا پخته شود خامی

راگا - راهنمایان گردشگری البرزمن
این کاربر یا کاربران از این مطلب تشکر کردند: الهام خداوردی زاده

لطفاً ورود یا ايجاد حساب كاربری برای پیوستن به بحث.

زمان ایجاد صفحه: 0.176 ثانیه
حق کپی رایت محفوظ برای البرزمن و بهینه شده با : Kunena Forum