clear

سفرنامه تور لرستان مورخ 9 الی 98/01/11

2 ماه 2 هفته گذشته - 2 ماه 2 هفته گذشته #2129 توسط راگا - راهنمایان گردشگری البرزمن
سفرنامه تور لرستان
مورخ 9 الی 98/1/11
راهنما: سحر بوذری

بامداد نهمین روز از فروردین ماه ۹۸ جلوی درب دفتر #البرز_من گرد هم آمدیم تا آغازگر سفری باشیم به خطه دلیران ، سرزمینی کهن با مردمانی اصیل از جنس صفا و صداقت. لرستان زیبا، سرزمین آبشارها...
همسفران یکی یکی آمدند و سفر آغاز شد. پس از رسیدن به شهر قم و صرف صبحانه ای مفصل، مراسم جذاب معارفه را برگزار کردیم و با همسفران بیشتر آشنا شدیم. در راه باران زیبایی باریدن گرفت و ما از نوجوانی و تجربه های کنونی گفتیم .
به گردنه زالیان که رسیدیم ،برف همه کوه ها و دشت های اطراف را سپید پوش کرده بود. پس از توقفی کوتاه و گرفتن عکسی برفی به یادگار، همسفران به دو گروه «سپید برفی» و « باران» تقسیم شدند و پانتومیم بازی کردیم.
کم کم کوه های زاگرس با درختچه های بلوط نمایان می‌شدند و همسفران غرق تماشای طبیعت زیبا.
از قوم لر، اصالت و فرهنگشان گفتیم و لباس لری ، جشن ها و آیین هایشان را معرفی کردیم. به خرم آباد رسیدیم و پس از صرف ناهار، راهی هتل شدیم.
حال و هوای بهار در شهر حکم فرما بود و اشتیاق مان را برای گشت‌ها بیشتر میکرد. پس از تحویل اتاق ها و استراحتی یکساعته، سوار مینی بوس شدیم.
از خرم آباد خارج شدیم و پس از عبور از دشتی زیبا، وارد کوه های زاگرس شدیم. در ابتدای مسیر سرسبز و در ادامه پوشیده از برف.
پس از همخوانی چند ترانه و عبور از چند گردنه، آبشاری بینظیر از دور خودنمایی کرد. آبشار نوژیان، بلندترین آبشار استان لرستان با ارتفاعی در حدود ۹۵ متر که با وجود بارندگی های اخیر ، خروشان و پر قدرت از بالای کوتاه به پایین سرازیر میشد و رنگین کمانی زیبا در کنار آن شکل گرفته بود.
پس از گرفتن عکسی به یادگار و صرف عصرانه، سیراب از این زیبایی ، راه بازگشت را پیش گرفتیم.






در مسیر به روستای «ده باقر» که رسیدیم، جشن عروسی به پا بود. با کسب اجازه اردلان از پدر عروس و داماد، توقفی کردیم و به تماشای رقص زیبای لری میهمانان نشستیم. اول دو پا، بعد سه پا و در آخر رقص با دستمال... بسیار زیبا و خاطره انگیز بود.
حضور در مراسم سنتی عروسی خستگی راه را حسابی از تنمان بدر کرد. پس به اتفاق همسفران راهی بام خرم آباد شدیم تا زیبایی شهر را در شب و از بالا ببینیم. پس از توقفی یکساعته در بام لرستان، راهی هتل شدیم و به استراحت پرداختیم.





صبح روز دهم فروردین ماه بعد از صرف صبحانه، سوار بر مینی بوس به سمت سپید دشت حرکت کردیم. دشتی سرسبز که به کوه های پوشیده از برف ختم می‌شد و آسمانی لاجوردی بر فراز آن ...


عکسی به یادگار گرفتیم و راهی آبشار بیشه شدیم.


به روستای بیشه رسیدیم... برای دیدن پل تاریخی و ریل راه آهن روستا، مسیر آبشار را از داخل روستا پیش گرفتیم. در حال بازدید و عکاسی از پل بودیم که صدای سوت قطار از داخل تونل شنیده شد. همسفران که گویی منتظر رسیدن مسافرشان هستند، رسیدن قطار را به نظاره نشستند و همچون دوران کودکی شان برای مسافران قطار دستی تکان دادند.








پس از عبور از رودخانه، آبشار زیبای بیشه همچون نگینی از دور نمایان شد. یکی از زیباترین آبشارهای لرستان که با وجود بارندگی های اخیر پرآب و خروشان تر از همیشه بود.








بعد از بازدید از بیشه، به سمت آبشار گریت رفتیم. آبشاری پلکانی با پهنای حدود ۲۰ متر در میان درختان بلوط و زالزالک وحشی. هوای مطبوع بهاری هم که همچون رفیقی بامرام با ما یار بود پس ساعتی را در کنار آبشار گریت گذراندیم.





پس از بازدید از آبشارهای زیبا به سمت خرم آباد حرکت کردیم. ناهار را در هتل نوش جان کردیم و پس از ساعتی استراحت، به دیدار سراب کیو رفتیم. در این میان همسفران مشتاق و فوتبالی هم، در کافه هتل به دیدن دربی (پرسپولیس-استقلال) نشستند. در راه سراب، هواداران پرسپولیس، خوشحال از برد تیمشان، در خیابان ها به رقص و پایکوبی مشغول بودند و دیدن این شور و حال برای ما جالب بود. غروب را در کنار دریاچه و بازارچه محلی گذراندیم و پس از صرف عصرانه، راهی هتل شدیم.


به هتل رسیدیم. سورپرایزی ویژه که توسط اردلان هماهنگ شده بود،انتظار مسافران را می‌کشید.
گروه موسیقی لری با سازها و لباس های سنتی. همسفران هم که به وجد آمده بودند از این برنامه ویژه استقبال کردند و در کنار صرف شام، موسیقی لری شندیدند و خواندند.
صبح روز یازدهم فروردین ، پس از صرف صبحانه و تحویل اتاق ها، راهی قلعه فلک‌الافلاک شدیم تا نماد استقامت دلیرمردان لر را به عنوان آخرین سایت سفرمان بازدید کنیم. به قلعه که رسیدیم پس از ارائه توضیحات به همسفران ، عکسی به یادگار گرفتیم و به دیدن قلعه و موزه مردم شناسی آن پرداختیم.


پس از گذشت ساعتی، به بازارچه صنایع دستی رفتیم و همسفران لباس، دستمال ، کلاه و کیف لری و حلوا ارده و شیره به سوغات خریدند و برای صرف ناهار به هتل بازگشتیم. باران زیبایی باریدن گرفت و بدرقه راهمان از لرستان شد. در راه به بازی پرداختیم. مسابقه بادکنک که آقا ناصر (عکاس خوش ذوق سفرمون) با آقا سعید (دندانپزشک سفرمون) برنده شدند و در توقف آخر، آقای صوفی همسفران را به بستنی میهمان کرد. ساعت ۲۲ به دفتر رسیدیم و همسفران جان را تا سفر و دیداری دیگر ، به ایزد منان سپردیم.
در پایان از همه همسفران باصفا و محبت که در این سفر میهمانمان بودند و البته از اردلان که با هماهنگی های خود ما را به عروسی و موسیقی لری میهمان کرد و سفر را دلنشین تر نهایت تشکر را دارم. با امید به سالی پرسفر که سفر آغاز راهی است که پایان ندارد.

#البرز_من

راگا - راهنمایان گردشگری البرزمن

لطفاً ورود یا ايجاد حساب كاربری برای پیوستن به بحث.

زمان ایجاد صفحه: 0.191 ثانیه
حق کپی رایت محفوظ برای البرزمن و بهینه شده با : Kunena Forum