clear

سفرنامه تور دریاچه لاکان مورخ 98/02/01

6 ماه 3 هفته گذشته - 6 ماه 1 هفته گذشته #2148 توسط راگا - راهنمایان گردشگری البرزمن
سفرنامه تور دریاچه لاکان
مورخ 98/02/01
لیدر : محمد مهدی امینی زاده


- مثلِ بهار باش که
حتی سرسخت‌ترین درخت‌ها هم
در هوایِ تو،
چاره‌ای به جز سبز شدن نداشته باشند..
#فرشته_رضایی

با همسفرانی از جنس صبوری و‌مهربانی و فداکاری ، مادران دوم سرزمینم ، معلمان دلسوز و تعدادی دیگر از همسفران ،صبح نیمه شعبان راهی استان گیلان شدیم .پس از معارفه دوستان مهربانم حس کردم که به اندازه سالهای تدریسشان صبوری کرده اند و بیجهت نیست که به شغل انبیا منسوب شده اند .یکی از صمیمی ترین گروههای همسفران البرز من شکل گرفت و با حس خوبی راه پیمودیم .


بعد از ساعاتی دریاچه سقالکسار مثل همیشه زیبا و آرام در جلوی چشمان ما ظاهر شد و هوا عالی بود و به نظر میرسید روز خوبی را شروع کرده باشیم .
همه همسفران جمع شدند و در کنار دریاچه عکس یادگاری گرفتیم و آرام آرام وارد جنگل شدیم .





همه درختان بدون استثنا با لباس سبز به استقبال بهار رفته بودند و پراز طراوت در کنار هم ایستاده بودند .
کمی جلوتر رفتیم و محل اتراق را پیدا کردیم اما در کمال تعجب هیچ کس بنای ماندن نداشت و همه همسفران به دنبال گمشده ای آمده بودند و تا پیدا نمیکردند آرام نداشتند .
وسایل اضافه را در کنار همکار خوبم احمد رضا رها کردیم و ما به دنبال گمشده خود رفتیم و احمد رضا به دنبال آتش . همه همسفران از سپهر هشت ساله تا خانم شیرازی عزیزو خانم فخری ، مشتاقانه در جنگل قدم میزدند و صدای پرندگان در طول مسیر مشایعتمان میکرد .



از دور سفیدی مسحور کننده ای چشمانمان را پر میکرد . به سمت سفیدی نزدیک شدیم و گویا گمشده خودرا پیدا کردیم . مردابی زیبا و دل انگیز که بازی رنگ و نور به زیبایی آن اضافه کرده بود و سکوتی پر از آرامش . همسفران عزیز لحظه ای و مکانی را برای ثبت خاطرات رها نمیکردند و غرق در حال خوبشان بودند . اما چاره ای جز بازگشت نداشتیم .






کم کم به محل اتراق برگشتیم و چای آتیشی بعد از ناهار جان و دلمان را گرم کرد .اندکی بعد دو گروه چشم آبی و ناصربخت در حال طناب کشی بودند و هیجان موج میزدولی بازنده ای وجود نداشت چرا که فقط برنده ها در طبیعت حضور دارند .بعد از کمی بازی و شادی و دورهمی همسفران ، کم کم زمان بازگشت فرا رسید ولی همیشه دل کندن از طبیعت سخت است .
مسیر بازگشت هم مثل همیشه با شادی گذشت و یک برگ دیگر از دفتر خاطرات رقم خورد و خانه های شهر خبر از پایان راه میداد ولی سفر پایان ندارد ..
از خانم آذر فخری بابت تمام زحمات چند روزه ایشان و همه دست اندرکاران جمع باصفای معلمان و همچنین همکار خوبم احمد رضا هاشمی کمال تشکر را دارم و به امید دیدار همه دوستان.

محمد مهدی امینی زاده

راگا - راهنمایان گردشگری البرزمن

لطفاً ورود یا ايجاد حساب كاربری برای پیوستن به بحث.

زمان ایجاد صفحه: 0.246 ثانیه
حق کپی رایت محفوظ برای البرزمن و بهینه شده با : Kunena Forum