clear

سفرنامه تور غار آبی دانیال مورخ 1398/3/10

1 ماه 2 هفته گذشته - 1 ماه 2 هفته گذشته #2186 توسط راگا - راهنمایان گردشگری البرزمن
سفرنامه تور غار آبی دانیال
مورخ:1398/3/10
راهنما:محمد مهدی امینی زاده


تا زمانی که شهامت جدا شدن از ساحل را نداشته باشید، موفق به عبور از اقیانوس نخواهید شد.
(کریستف کلمب)


دوباره جمعه رسید و با همسفرانی مشتاق و پرانرژی روبرو شدم . نتیجه این رویارویی معمولا آشنایی من با همسفرای جدید ، آشنایی همسفران جدید با همسفران قدیم و آشنایی همه همسفران با مکانی جدید و درنتیجه ایجاد حسی وصف ناپذیر و پایدار در خانواده بزرگ البرز من میشه و انگیزه سفرهای بیشتر رو ایجاد میکنه .
با پیچهای جاده چالوس پیچیدیم و‌ مناظر زیبا رو نظاره کردیم و‌ یکی یکی با همسفرای خوبمون آشنا شدیم و از تجربه های تاریخی اونها مطلع شدیم و اینقدر شجاع و با انگیزه بودن که کوچکترین نگرانی در وجودشون حس نمیشد . مکان صبحانه این هفته کمی خاص بود چرا که سه دستگاه اتوبوس پر از همسفرای خوب البرز من در یک نقطه به هم رسیدن و ذوق و شوق هر کدومشون رو می شد از چشماشون درک کرد .






هر گروه به مقصدی متفاوت همه دور هم مشغول صبحانه ....
بعد از صبحانه یه عکس دسته جمعی با گروه دیگه گرفتیم و‌راه افتادیم.


هنوز از معارفه آخرین نفر زیاد نگذشته بود که دریا به استقبالمان آمد ...
زیبا و آرام و چشم نواز . چشممان روشن شد و در افقش محو شدیم . شادی همسفران در مسیر هم انرژی مان را دو چندان کرد و کم کم جاده ها باریک شد و چشم انداز ها جنگلی و پر پیچ و خم و هنوز در یاد دریا بودیم که خود را در ابتدای مسیر جنگل یافتیم.




کوله به دوش و‌قدم زنان حرکت کردیم و حتی صدای پرندگان مختلف هم نمیتوانست سکوت و ابهت جنگل را بشکند . پس از زمانی کوتاه به محل اتراق رسیدیم استراحتی کوتاه کردیم و به سمت غار راه افتادیم.


مسیری پرپیچ و‌خم و‌پر شیب ما را به دهانه غار هدایت کرد و یکی یکی وارد شدیم.







تفاوت غار دانیال با سایر غارها، وجود رودخانه جاری در آن است و از همین جهت با دو چالش مواجه هستیم یکی تاریکی و دیگری عبور در آب و خنکی آن .





ذوق همسفران دیدنی نبود بلکه شنیدنی بود و غار هم مثل همیشه پر از سکوت و‌زیبایی .
پیچ و‌خمهای پی در پی و چکیده ها و‌چکنده های آهکی و زیبا و صدای مداوم جریان آب ،تصویری زیبا در ذهن همه همسفران ایجاد کرده بود.
گاهی خمیده میشدیم گاهی خنک، گاهی صعود میکردیم و‌گاهی فرود و در کل این مسیر تاریک صدای آب همچون موسیقی گوش نواز با ما همراهی میکرد.






به تالار خفاش رسیدیم و محمد رضا یادگاری عزیز توضیح مفصلی در مورد غارها گفت و از اهمیت نگهداری آنها صحبت کرد و زیبایی های اطراف را نظاره کردیم وعکس گرفتیم و مسیر برگشت را در پیش گرفتیم.


بادیدن نور دهانه غار ، داستان غارنوردی به پایان رسید ولی تجربه فراموش نشدنی را در ذهن ما به یادگار گذاشت .
به محل اتراق رسیدیم و همسفران مشغول ناهار و استراحت شدند .




فرشاد عزیز چای گرمی آماده کرده بود تا همسفران لذت چای بعد از غار را به گرمی احساس کنند .
هنوز همسفران در خاطرات غاردانیال بودند که عزم بازگشت کردیم و حرکت‌کردیم .طبق معمول همیشه مسیر بازگشت پر از شادی و انرژی بود تا به محل قرار همیشگی رسیدیم و برگی دیگر از دفتر خاطرات البرز من ورق خورد .
از همکاران عزیزم محمد رضا یادگاری و فرشاد رباط جزی بابت همراهی خوبشون ممنونم و به امید دیدار همه همسفران عزیز م. چراکه سفر پایان ندارد....
محمد مهدی امینی زاده

راگا - راهنمایان گردشگری البرزمن

لطفاً ورود یا ايجاد حساب كاربری برای پیوستن به بحث.

زمان ایجاد صفحه: 0.262 ثانیه
حق کپی رایت محفوظ برای البرزمن و بهینه شده با : Kunena Forum