clear

سفرنامه تور غار هیو مورخ 98/03/24

3 ماه 4 هفته گذشته - 3 ماه 4 هفته گذشته #2198 توسط راگا - راهنمایان گردشگری البرزمن
سفرنامه تور غار هیو
مورخ: 1398/03/24
راهنما: محمدمهدی امینی زاده


معجزه ای وجود دارد که دوستی نامیده می شود
و در میان دل اقامت دارد ؛شما نمی دانید که چگونه بوجود می آید و چگونه آغاز می شود
اما شادمانی که برایتان به ارمغان می آورد همیشه موهبتی خاص می بخشد.
کمتر از نیم ساعت بود که از سفرپرچالش چند روزه به دفتر البرز من رسیدم ولی با دیدن همسفران مشتاق و پرانرژی و قدیمی ، انرژی گرفتم و مهیای حرکت شدیم . همسفران غار هیو کم تعداد بودن و با خودروی ون حرکت کردیم و این موضوع برای من برنامه های سنگین کوهنوردی رو تداعی میکرد که خودروی کوچک و نفرات کم بودن . یه جمع صمیمی و پرشور در کنار هم و معارفه هم به سبک برنامه های کوهنوردی اجرا شد . وقتی تعداد نفرات کم باشن همه همسفرا میتونن دور یک میز صبحانه بخورن و یه حس و حال دیگه ای ایجاد میشه از نوع صمیمیت .
بعد از صبحانه راه افتادیم و هادی عزیز رو هم سر راه سوار کردیم و رسیدیم به روستا . گاهی اوقات بسته بودن سرویس بهداشتی روستا باعث خیر میشه چرا ؟چون مجبور شدیم بریم یه جایی که برای رسیدن به سرویس بهداشتی باید از کنار درختهای توت رد میشدیم و چی از این بهتر که با یه تیر دو نشون زدیم هم چشممون روشن شد و هم دلی از عزا درآوردیم .
بعد از اون در مسیر یک جاده خاکی راه افتادیم به سمت غار و یه جوی آب روان و خنک هم در کنار مسیر خوش رقصی میکرد که در هوای گرم خیلی کمک حال بود و هر از گاهی خودمونو خنک میکردیم.




رسیدیم به ابتدای مسیر صعود از کوه و با قدمهای کوتاه بالارفتیم و در کوتاه زمانی به دهانه غار رسیدیم .




بر خلاف دفعات قبلی این بار مهمانان غار زیاد تر بودن و یک گروه دیگه هم برای بازدید از غار اومده بودن که اونا زودتر وارد شدن و رفتن داخل . همیشه دهانه تنگ ورودی غار کمی در ذهن همسفرا تردید ایجاد میکنه ولی وقتی میبینن که خیلی کار سختی نیست مشتاق میشن که وارد بشن . این دفعه هم همینطور شد یکی دو نفر تردید کردن که بعد از ورود بقیه ، تصمیمشون رو گرفتن و وارد غار شدن .
یک تکه سنگ شیبدار تقریبا عمودی حدودا ۲ متری و بعد یک دالان باریک و دوباره گذرگاهی تنگ و خشن در ابتدای کار در انتظار همسفران هستند که پس از عبور از آنها وارد اولین تالار غار میشویم .
رسوبات چکیده و چکنده این غار اینقدر زیبا هستند که هیچ فردی نمیتواند بدون عکس یادگاری از کنار اونها عبور کنه .






دوباره عبور کردیم و وارد تالار بعدی شدیم . بزرگتر و زیباتر و جذاب تر .
کم کم گروه قبلی هم از کنار ما عبور کردن و غار رو ترک کردن و ما موندیم و یک غار ساکت و زیبا .وارد آخرین تالار غار شدیم و کلی عکس قشنگ گرفتیم و بعد از اون همسفرا مشغول خوردن میوه شدن و جالب اینجا بود که اکثرا یا از درخت خونه خودشون چیده بودن یا از باغ خودشون و احتمالا با دستای خودشون . میوه های امیر علی و سحر و مهنا و احتمالا حنانه ....
خلاصه خوردن داشت اون میوه ها.


من و آرمان عزیز در مورد غارها کمی صحبت کردیم و مثل همیشه تورها یه سکوت جانانه در غار شروع کردیم و با تاریکی و غار همراه شدیم.


ویژگی سکوت در غار اینه که فرقی نمیکنه چشمات باز باشه یا بسته در هر صورت وقتی چراغها خاموش میشه هیچ جایی رو‌نمیبینی و حسی عجیب همراه با سکوتی سنگین ایجاد میشه که به نظر من قابل وصف نیست .
بعد از سکوت هم کلیپ همیشگی البرز منو تهیه کردیم که با نورپردازی چراغهای زهرا و حسام کلیپ خوبی از آب درومد .
کم کم باید با غار و زیباییها ی اون خداحافظی میکردیم و آرام آرام به سمت دهانه حرکت کردیم و دوباره چالش خروج از دهانه که البته دیگه همسفرا حرفه ای شده بودن و با کمی کمک ،همگی بیرون رفتیم و خوشحال و‌مغرور از پیمایش غار رفتیم به پایین کوه .
زیر سایه چند تا درخت بساط ناهار پهن کردیم و هر کدوم از همسفرا مشغول صرف ناهار شدن که در این بین ،پروین با اصرار و شیطنت خاصی ترکیبی از خامه و خیار شور به خورد من داد ولی خوشبختانه سالم موندم .?
کم کم در مسیر بازگشت حرکت کردیم و هنوز کلی از روز باقی مونده بود برای همین تصمیم گرفتیم به مسیر کردان بریم و یه بستنی بخوریم و چند دقیقه بیشتر دور هم باشیم که خیلی هم چسبید .
تا مقصد راهی نمونده بود ولی کلی حال خوب و خاطره خوش باقی موند و سفر غار به پایان رسید ولی سفر پایان ندارد ...
از همراهی همکار عزیزم آرمان نظری سپاسگزارم و به امید دیدار مجدد همه دوستان.

محمد مهدی امینی زاده

راگا - راهنمایان گردشگری البرزمن

لطفاً ورود یا ايجاد حساب كاربری برای پیوستن به بحث.

زمان ایجاد صفحه: 0.134 ثانیه
حق کپی رایت محفوظ برای البرزمن و بهینه شده با : Kunena Forum