clear

سفرنامه تور آبشار هفت خوان مورخ 98/03/24

3 ماه 4 هفته گذشته #2200 توسط راگا - راهنمایان گردشگری البرزمن
سفرنامه تور آبشار هفت خوان
مورخ: 1398/03/24
راهنما: اردلان بهرامی


آخرین جمعه های بهار بود ولی انگار فروردین را تازه پشت سر گذاشته ایم کوه ها سبز بود و برفاب آب در رودخانه ها جاری شده بود. رود خروشان، طغیانگر و گل آلود بود. آبشار "هفت خوان" پرآب تر از همیشه بر سینه صخره زیرین میکوبید.
صبح زود از کرج و از طریق جاده چالوس حرکت کرده بودیم. صبحانه را با چشم اندازی زیبا از روستای "واریان" که در آن سوی آب های خوش‌رنگ سد کرج واقع شده بود خوردیم .


در روستای زیبای "تکیه سپهسالار" از ماشین پیاده شده و از دل روستا از کنار رودخانه پیمایش خود را آغاز کرده بودیم. از همان ابتدا خروشان بودن رودخانه و سرد بودن آب همگان را غافلگیر کرده بود چراکه سیلاب و حجم زیاد آب مسیر پیمایش را شسته بود و مجبور بودیم از داخل آب حرکت نماییم. پس از چندی اولین چالش جدی ما نمایان شد، خوان اول...
آب عرض گذر را فرا گرفته بود و با خروش فراوان بر سر صخره ها می کوبید . تقریباً تا بالای زانو در آب فرو رفتیم و به کمک صخره بزرگی که در منتها الیه سمت راست قرار داشت از آب گذر کردیم.


در سمت چپ انبوهی از درختان دیده می شد و در سمت راست گهگداری چشمه های کوچک جاری بود و صدای پرندگان موسیقی متن صحنه بود؛ دم جنبانک، کمر کلی، چرخ ریسک و سهره...
خوان دوم کمی متفاوت بود عرض گذر بیشتر و آب پرفشار تر شده بود. سه نفر در آب رفته و یک به یک همراهان را از آب گذراندند.




-چقدر دیگه مونده که برسیم؟
+همین قدر که اومدیم...
سوالی بود که همسفران میپرسیدن و جوابی بود که راهنما میداد گویا سردی آب و فشار زیاد آن، همه را خسته کرده بود. به خوان سوم رسیدیم سمت چپ آن آغل گوسفندان بود و سمت راست آن صخره بزرگ.
ابتدا از کنار صخره و سپس از دل آب به کمک یکدیگر عبور کردند. در آغل بزغاله های تازه متولد شده با نگاهی معصومانه به چشمانم نگاه می کردند ۳ یا ۴ توله سگ پرسه میزدند و از سمت دیگر در کوهپایه سمت راست چندین چشمه جاری شده بود. خیل عظیمی از پروانه‌ها در فضا پرواز میکردند. خوان چهارم و پنجم با همکاری و همدلی یکدیگر پشت سر گذاشته شد. خوان ششم اما زیبا بود باید از یک دو راهی عبور می کردیم سمت راست در دره ای کوچک با انبوهی از درختان و گلهای بهاری آبی زلال و شفاف جاری بود که سر دوراهی با آب گل آلود بالادست مخلوط می شد. در دل این دره آبشار کوچکی از دور پیدا بود تصمیم گرفتیم در راه برگشت سری به این دره و این آبشار کوچک بزنیم. برای گذر از این خوان می بایست از روی دو تخته سنگ بزرگ می پریدیم دو نفر درون آب رفته و از همسفران هنگام پرش مراقبت می‌کردند.
-چقدر دیگه مونده که برسیم؟
+همین قدر که اومدیم...
بعد از این دو راهی دو درخت صنوبر بزرگ در سمت چپ ما ایستاده بودند، درختانی بلند با سایه ای انبوه...
کمی جلوتر از این درخت ها در سمت چپ ما چشمه ای زلال از کوه جاری بود پس درنگی کرده و آبی نوشیدیم. صدای آبشار خروشان را از دور می‌شنیدیم، حسابی بی تاب بودیم تا زودتر این آبشار را ملاقات کنیم.
پس از پشت سر گذاشتن صخره‌ ای بزرگ آبشار از دور نمایان شد، آنقدر به وجد آمده بودیم که سختی خوان هفتم به چشم نمی آمد.
به پای آبشار رسیدیم و با هیجان زایدالوصفی به زیر آن رفته و خستگی و غبار راه را از تن شستیم.
پس از انکه حسابی آب بازی کردیم و عکس های یادگاری گرفتیم کم کم احساس گرسنگی به سراغمان آمد.


پس تصمیم گرفتیم کمی پایین تر و در سایه آن دو صنوبر تنومند اتراق کرده ناهاری خورده و استراحتی کنیم.
قبل از صرف ناهار آتشی بر پا کرده تا علاوه بر دم کردن دمنوش، کفش و لباس های خیس را خشک کنیم.


سپس در سایه آن دو تنومند، ناهار صرف شد و دمنوش نوشیدیم. پس از کمی استراحت مجددا برنامه آب بازی بود...
حوالی عصر بود که بعد از بازدید از آن دره کوچک با آبشار و گل های زیبا راه برگشت را در پیش گرفتیم، خوان ششم، خوان پنجم‌...
و مجددا :
-چقدر دیگه مونده که برسیم؟
+همین قدر که اومدیم...


پس از بازگشت از این هفت خوان به روستا سر زنده "تکیه سپهسالار" رسیدیم. در عصر جمعه در یک روز دلنشین بهاری کودکان مشغول قیل و قال و بازی بودند و بزرگترها در حال قدم زدن در کنار رودخانه.
در این عصر زیبا دو تن از همسفران همگان را به بستنی مهمان کردند که شیرینی این پیمایش موفقیت‌آمیز را دو چندان کرد.
در جاده بازگشت عصرانه خوردیم و در قالب دو گروه تلاش و کوشش به بازی مشغول شدیم.
در "پانتومیم" گروه تلاش برنده شد و در "شعر یادت نره" هر دو گروه برابر بودند.
هنگام غروب آفتاب بود که به کرج رسیدیم، با آنکه سفر آن روز ما رو به پایان بود ولی همگان می‌دانستند که
با البرز من #سفر _پایان_ندارد...

اردلان بهرامی - 27 خرداد 98

راگا - راهنمایان گردشگری البرزمن

لطفاً ورود یا ايجاد حساب كاربری برای پیوستن به بحث.

زمان ایجاد صفحه: 0.124 ثانیه
حق کپی رایت محفوظ برای البرزمن و بهینه شده با : Kunena Forum