clear

سفرنامه تور دریاچه فراخین و آبشار دارنو مورخ 98/03/24

4 هفته 1 روز گذشته - 4 هفته 1 روز گذشته #2201 توسط راگا - راهنمایان گردشگری البرزمن
سفرنامه تور دریاچه فراخین و آبشار دارنو
مورخ: 1398/03/24
راهنما: سحر بوذری


ای خوشا مازندران در فصل گلجوش بهاران
در کنار همزبانان مهربانان دوستداران
می برد دل را به شهر عشق ها دلدادگی ها
لطف صحرا عطر جنگل بوی باران
بوی گلپر دل رباید با نسیمی در چمن ها
عطر پونه روح می بخشد به تن در جوکناران
برکه در دالان جنگل چشمه در آغوش بیشه
جلوه گر عکس درختان در صفای چشمه ساران
دل به رقص آرد ز مستی در هوای صبح جنگل
بانگ مرغان غزلخوان
های و هوی آبشاران


امروز ۲۴ خرداد ماه با همسفران باصفای #البرزمن در میعادگاه همیشگی گرد هم آمدیم تا آغازگر سفری دیگر باشیم... هوا کمی گرم شده و فرصت مناسبی است تا در طبیعت زیبا قدمی در آب رودخانه بزنیم و از صدای طبیعت کیفور شویم و به آرامش برسیم.
پس از گرد هم آمدن همسفران، راهی جاده ۵۹ شدیم... یکی از زیباترین جاده های ایران و البته جهان... از سد امیرکبیر گذشتیم ، خاطرات شمال را در پیچ و خم های سیاه بیشه و هزارچم مرور کردیم تا به رستوران رسیدیم . صبحانه لذیذی نوش جان کردیم و پرتوان و انرژی راه را پیش گرفتیم.
در راه به معارفه همسفران جان پرداختیم و از تأثیرگذارترین شخصیت زندگیمان گفتیم. شاد و خرامان به تماشای شالیزارها نشستیم تا به روستای دلسم رسیدیم. به روستا که رسیدیم سوار بر نیسان ها وارد جنگل های هیرکانی شدیم . سکوت جنگل که با آواز زیبای پرندگان دلنشین تر شده بود و گهگاه با هلهله همسفران شکسته می شد.
در جنگل عکسی به یادگار گرفتیم تا به ابتدای مسیر آبشار دارنو رسیدیم.


پس از ارائه توضیحات لازم پیاده روی را آغاز کردیم. چند باری از رودخانه گذر کردیم و از پرتگاه ها و تنگنا ها گذشتیم تا به آبشار زیبای دارنو رسیدیم.








آدرنالین به اوج خود رسیده بود. چند نفر از همسفران تنی به آب زدند و سایرین مشغول عکاسی.


پس از گذشت ساعتی راه بازگشت پیش گرفتیم. در انتهای مسیر، توقف کرده تا ناهار نوش جان کنیم.
تا همسفران مشغول استراحت بودند، به
همراه فرشاد و مونا، آتشی برافروختیم و دمنوشی آماده کردیم.




آقای ذوالقدر به چند ترانه زیبا مهمانمان کرد و پس از نوشیدن دمنوش آتیشی، به سمت نیسان ها حرکت کردیم.
مجدداً سوار بر نیسان ها شدیم و پس از گذشت ساعتی به فراخین رسیدیم.


ابتدا به سمت چشمه رفتیم و پس از نوشیدن آبی گوارا، به سمت دریاچه حرکت کردیم. همسفران مسحور زیبایی و سکوت دریاچه شده بودند که گاهی با صدای قورباغه ها شکسته میشد.


از آنها تقاضا کردم تا بنشینند و سکوت کنند. به آواز پرندگان گوش کردیم و پروردگار زیبایی ها را بخاطر همه نعمت هایی که به ما عطا کرده، سپاس گفتیم.


چند حرکت کششی انجام دادیم و سپس به سمت نیسان ها حرکت کردیم.
اکنون وقت بازگشت شده بود. علی رغم میل باطنی، جنگل و آبشار و دریاچه و همه زیبایی هایشان را بدرود گفتیم و سوار اتوبوس شدیم.
راه بازگشت به شادی و ترانه خوانی و بازی گذشت تا به کندوان رسیدیم و به رسم همیشه آش کندوان را نوش جان کردیم.
پس از گذشت ساعتی خانه ها و خیابان ها نشان از رسیدن به کرج میداد. همسفران را تا سفری دیگر بدرود گفتیم چرا که با #البرزمن #سفر_پایان_ندارد.

در پایان از همراهی همه همسفران مهربان و همکاران خوبم، مونا و فرشاد بخاطر همه حمایت هایشان تشکر میکنم.

سحر بوذری

راگا - راهنمایان گردشگری البرزمن

لطفاً ورود یا ايجاد حساب كاربری برای پیوستن به بحث.

زمان ایجاد صفحه: 0.218 ثانیه
حق کپی رایت محفوظ برای البرزمن و بهینه شده با : Kunena Forum