clear

سفرنامه تور صعود به قله منار مورخ 1398/06/15

2 هفته 30 دقیقه گذشته - 1 هفته 4 روز گذشته #2280 توسط راگا - راهنمایان گردشگری البرزمن
سفرنامه تور صعود به قله منار
مورخ: 1398/06/15
راهنما: مریم فرزام


کوهنوردی یعنی دفن کردن غرور و منیت آدمی
کوهنوردی یعنی قانع‌ نشدن به کم و تلاش برای رسیدن به اوج...
سحرگاه جمعه نیمه شهریور ماه ساعت ۵.۴۰ به سمت جاده چالوس ، پل خواب حرکت می کنیم. هدف صعود به قله زیبای منار است و مسیر صعود روستای مورود . قله ای ۳۵۶۰ متری در منتهی الیه غربی رشته کوه البرز مرکزی . صعود به قله از چهار مسیر صورت می گیرد .
۱. جاده چالوس . سد امیرکبیر. روستای واریان
۲. جاده چالوس. پل خواب . روستای مورود
۳. جاده چالوس . روستای سرک در جاده شهرستانک
۴. تهران . جاده امامزاده داوود . روستای سنگان
مسیر صعود اغلب کوهنوردان از طریق روستای مورود انجام می پذیرد و در این روستا نیز از راههای مختلفی میتوان به قله صعود کرد.
وارد جاده همیشه زیبای چالوس می شویم و پس از پشت سر گذاشتن سد امیرکبیر ، به پل خواب می رسیم. برای رسیدن به روستا باید از روی پل فلزی که درست روبروی دیواره پل خواب قرار دارد و به جاده فرعی می رسد عبور کنیم. از پل تا مورود ، تنها روستای کوهستانی و جدا افتاده مسیر، ۲۰ دقیقه جاده مارپیچ و کم عرض اما آسفالته ای وجود دارد که باغهای کنار جاده زیبایی خاصی به آن داده است و کاپیتان برنامه عباس آقا با مهارت پیچهای آن را طی می کند.
ساعت ۶.۵۰ به ورودی روستا می رسیم.
همان ابتدا در سمت راست جاده وارد زمین مسطحی شبیه زمین فوتبال می شویم و پس از کمی نرمش، برای آشنایی با دوستان جدید رسم دیرین معارفه را به جا می آوریم . و حضور دوستان قدیمی همچنان باعث دلگرمی ست .
ارتفاع شروع مسیر ۲۱۴۰ متر است . از طریق گرده غربی به سمت یال اصلی و جنوبی - شمالی می شویم.
قله منار از جمله قللی ست که همان ابتدای کار شیب نسبتا زیادی دارد و هرچه بالاتر و به سمت یال اصلی می رویم شیب بیشتر و بیشتر می شود.


از شیب تند و پاکوب بالا میرویم . پس از یکساعت در پناه سنگی که سایه ای هم پدید آورده آماده صرف صبحانه ای دلچسب و متفاوت در کنار هم و در دامان زیبای منار می شویم. البته الان اعتراف می کنم که تخم مرغهای آب پز و خوشمزه و انرژی بخش صبحانه در دفتر جا مانده بود!!??


پس از صرف صبحانه به سمت یال اصلی حرکت می کنیم.
دور نمای زیبای کرچان و کهار در غرب سبب یادآوری خاطرات زیبا و تجربه های شیرین گذشته میشود و ذکر خیر دوستانی که جایشان خالیست . خونکهار هم کمی آنطرف تر خودنمایی می کند . و آزادکوه مغرور در دور دستها همچنان صدایمان می زند.




بازهم مثل همیشه همنوردان همگی آماده و پرقدرت مسیر را ادامه می دهند و اصلا خبری از اسم رمزهای گل گاو زبان و آویشن مبنی بر خستگی مهسا نیست!
ظاهرا تنها مشکل اسپری ضد افتاب داخل چشم و اشک فراوان و باز نشدن چشم من هست که باعث میشود هر یکساعت توقفی داشته باشیم که در نهایت آن هم با قطره چشمی یکی از دوستان و آب مقطر آقای عاملی ختم به خیر شده و بهانه ای برای توقف نیست !
اما در ارتفاع ۳۳۰۰ متری دو نفر از دوستان از ادامه مسیر انصراف داده و تصمیم به توقف می گیرند ، تا اینجا هم با توجه به شیب تند و راه طولانی خدا قوت دارد.


سایر دوستان به سمت قله حرکت می کنند و در نهایت ساعت ۱۴.۳۰ گروه بر فراز قله منار قرار می گیرد. آنجا که با تمام وجودت عظمت خدا را احساس می کنی و موسیقی گوش نواز جاری طبیعت ، زنگار از روح آدمی می زداید.
پس از گرفتن عکس یادگاری و کمی استراحت گروه به سمت پایین حرکت می کند.


مسیر فرود تقریبا همان راه صعود است.
تنها در انتهای یال گرده ای با شیب کمتر را برای فرود انتخاب می کنیم.
همنوردان همگی خسته اند و با شنیدن جمله همیشگیه " دیگه نمیتونم و پاهام نمیاد " خیالم راحت شد که همه چیز خوب بوده !
بالاخره ساعت ۸ به جاده و ماشین رسیدیم . و بازهم جاده پر پیچ و خم مورود که اینبار با سرعت طی می شود . و خستگی صعودی که با بستنی خوشمزه منیژه خانم و آب میوه اقای پرنیا در پل خواب ، به در میشود.
ساعت ۲۱.۳۰ به میعادگاه همیشگی مان می رسیم و خوشحالم که خیلی هم زود نیست که نسترن توقع رفتن به عظیمیه داشته باشد ، هر چند تا اخرین لحظه هم اصرار دارد که" باید تا یازده شب منو سرگرم کنین ، هنوز زودههههه!!!"
جای همه دوستان خالی ، و به امید صعودهای آینده .
کوهنوردی یعنی زیستن با دوستانی که یک قدم هم رهایت نمی کنند .
یعنی ثبت لحظاتی که برای هر کسی امکانش نیست .

راگا - راهنمایان گردشگری البرزمن

لطفاً ورود یا ايجاد حساب كاربری برای پیوستن به بحث.

زمان ایجاد صفحه: 0.193 ثانیه
حق کپی رایت محفوظ برای البرزمن و بهینه شده با : Kunena Forum