clear

سفرنامه تور قزوین گردی مورخ 97/10/28

3 ماه 2 روز گذشته - 3 ماه 2 روز گذشته #2091 توسط راگا - راهنمایان گردشگری البرزمن
سفرنامه تور قزوین گردی
مورخ 97/10/28
راهنما: امیر گوهرشناس


نام آنرا در نوشته هاي قديم اروپا شهر باستاني « ارساس » يا « ارسا سيا» و در تواريخ يونان همان شهر قديمي « راژيا » و در زمان اشکانيان به نام موسس آن « اردپا » خوانده اند.
ساسانيان آنرا « کشوين » ناميده اند، يعني سرزميني که نبايد از آن غافل شد برخي هم آن را « قسوين » يا شهر که مردمي پرصلابت و استوار دارد و بعضي از مورخين هم معرب « کاسپين » گفته اند به دليل آنکه قوم کاپست از مجاورت درياي مازندران به طرف اين دشت مهاجرت کرده و با اقوام بومي اختلاط نموده اند و گروهي هم به مرکز ايران رفته اند و درياي خزر نيز به همين دليل به بحرالقزوين يا درياي قزوين اشتهار دارد.
آری به قزوین رفتیم، شهری با رمز و رازهای فراوان، با مردمی خونگرم و مهمان نواز که وقتی سفرنامه های قدیمی را ورق بزنیم، داستانهای بی شماری از میهمان نوازی مردم قزوین میبینیم.
آخرین جمعه دی ماه است و با جمعی از همسفران همیشگی البرز من قصد داریم تا از چند جاذبه قدیمی شهر قزوین بازدید کنیم. در سرمای صبحگاه حضور پر شور و نشاط دوستان نوبد دهنده سفری پر از خاطره برای ما بود. جمعمان کامل شد و به سمت قزوین حرکت کردیم، درراه با نشاط و سرور همیشگی روزمان را شروع کردیم. صبحانه را در تالار شهر بودیم و از نعمات الهی به قدر کافی فیض بردیم.




به راه خود ادامه دادیم و وارد شهر قزوین شدیم. اولین هدف ما بازدید از درب کوشک، یکی از دروازه های قدیم این شهر بود. در این محل دوست و همراه خوب ما، علیرضا خمسه یکی از بهترین راهنماهای قزوین به ما ملحق شد تا در شناخت این مارا یاری کند.






بعد از دیدن درب کوشک به سمت گرمابه قجر رفتیم. حمام قجر یکی از قدیمی ترین حمام های ایران هست که در زمان شاه عباس صفوی ساخته شد و به گرمابه سلطنتی شهرت داشت. سربینه بزرگ و حوض بزرگ آن هر بیننده ای را مجذوب خود میکرد .


در اطراف حوض مجسمه هایی وجود دارد که مشاغل قدیمی و فرهنگ مردم قزوین را به ما نشان میدهند، از قسمتهای مختلف گرمابه دیدن کردیم و از دیدن هنر معماری ایرانیان لذت بردیم.





پس از دیدن این حمام بسمت یکی از آب انبارهای بزرگ شهر قزوین حرکت کردیم. به آب انبار رسیدیم و از پله های بزرگ آن پایین رفتیم، به پایین رسیدیم و شاهد محفظه بزرگی بودیم که در گذشته برای ذخیره آب از آن استفاده میشد. فضای به اندازه ۱۷*۱۷*۱۷ متر.



بعد از اینجا بسمت عالی قاپو رفتیم. این مجموعه در ابتدای خیابان سپه قرار دارد، خیابان سپه اولین خیابان مدرن ایران هست که کف آن سنگ فرش و بسیاری از دکانها و بناهای قدیمی همچنان در آن وجود دارد.






سر درعالی قاپو با ورودی بزرگ خود هر انسانی را بسمت خود جلب میکند.





سردرعالی قاپو یکی از هفت در ورودی به ارگ سلطنتی صفویان بوده است. از درهای بزرگ آن که سالهاست برروی یک پاشنه میچرخند گذر کردیم و وارد حیاط بزرگ آن شدیم. درختانی که روزگاران زیادیست شاهد اتفاقات و خوشی و ناخوشی های فراوان بوده اند، به چشم میخورد. در میانه حیاط حوضی کوچکی وجود دارد.
در محوطه قدمی زدیم تا با بناهای موجود در این ارگ قدیمی بیشتر رفتیم. از سمت چپ صدای ضرب مرشد به گوش میرسید، به آنجا رفتیم.
مرشد در سمت راست و ورزشکار در وسط مشغول به میل گرفتن بود و بعد از آن چرخ چمنی انجام داد.
پس از فیض بردن ازین ورزش باستانی به سمت دیگر مجموعه رفتیم. در گوشه ای از حیاط مسیر ورودی زندان بود که در حال حاضر در حال مرمت بود و امکان بازدید نداشت.
به یکی از بناها وارد شدیم. در این قسمت مجموعه ای از عکسهای قدیمی قزوین و ارگ سلطنتی وجود دارد. پس از بازدید ازین قسمت به محوطه برگشتیم و با گرفتن چند عکس یادگاری برای خداحافظی با این مجموعه آماده شدیم.



خارج شدیم و برای بازدید از عمارت چهل ستون پیاده به راه افتادیم . دقایقی در راه بودیم . به عمارت زیبای چهل ستون رسیدیم. این عمارت در وسط محوطه بزرگی خود نمایی میکند .



به عمارت وارد شدیم، دیوارهای گچی با نقاشی های فریبنده بشدت دلربایی میکند. به طبقه بالا که وارد شدیم گویی وارد دنیای دیگری شده ایم، دنیایی سرشار از رنگها، براستی که هنر نزد ایرانیان است، بس.


خروج از این عمارت برایمان راحت نبود ولی باید میرفتیم تا نهار را در یکی از بهترین رستورانهای قزوین نوش جان کنیم. حتما نام قیمه نثا را قبلا شنیده اید. غذای معروف قزوین، قیمه نثا هست که بسیار لذیذ و خوشمزه هست. نهار را خوردیم و برای دیدن یکی دیگر از جاذبه های تاریخی قزوین حرکت کردیم.



یکی از جاذبه های جذاب شهر قزوین، کلیسای کانتور است، کوچکترین کلیسای ایران می باشد. حیاطی کوچک با بنایی کوچک نمایی خیلی متفاوت ساخته است. در بالای بنا برج ناقوسی بدون ناقوس دیده میشود






فضای داخل کلیسا بسیار کوچک که ظرفیت پذیرش حدود ۳۰ نفر را در خود دارد. کلیسا را با فضای معنوی خود ترک کردیم.



از چندین خیابان گذر کردیم تا به خانه امینی ها رسیدیم. خانه ای با خاطرات فراوان، خانه ای با داستانهای فراوان، حیاط، حوض، ایوان، سردر، اتاق های زیاد همگی نشان از معماری اصیل ایرانی دارد.
به خانه وارد شدیم و از قدرت زیبایی این بنا، در جای خود ماندیم. گره چینیِ دربهای اُرسی، فرش ایرانی، طاق بلند، اندرونی و..... زیبای وصف ناپذیری را در کنار هم قرار داده بود. دوستی بنام فرید که راهنمای تخصصی خانه امینی ها هست اطلاعات بسیار خوب و جذابی را برایمان تعریف کرد. چگونه این همه زیبایی در کنار هم قرار گرفته بود؟






از خانه امینی ها به قصد بازدید از سرای سعدالسلطنه حرکت کردیم. از کوچه پس کوچه های یکی از محله های قزوین گذرکردیم، در راه در مغازه علیرضا خمسه برای خرید انواع شیرینی جات توقف کردیم .


اینجا بمناسبت زادروز دو نفر از همسفران مراسم تولدی گرفتیم، بریدن کیک ، فوت کردن شمع، عکس یادگاری خاطرات خیلی خوشی را در خاطرمان نقش بست. به سرای زیبای سعدالسلطنه رفتیم، سرایی با دالانهایی که به زیبایی نورپردازی شده و گذر کردن از آنها حس عاشقانه انسان را متبلور میکند.



هوا کماکان سرد شده بود و مجبور شدیم کمی سریعتر قدم بزنیم. این مجموعه راهم با خاطراتش ترک کردیم و برای برگشتن به دیار خود بسمت مرکبمان آمدیم.
به اتوبوس رسیدیم و کاپیتان سید که بخاری ماشین را روشن کرده بود تا سریع سرمای بیرون را از تن بیرون کنیم، منتظرمان بود. اکنون ساعت ۷ غروب هست و گشت یک روزه ما از شهر قزوین تمام شده. حال با خاطرات فراوان ازین شهر و اطلاعات زیادی که دوست خوبمان علیرضا خمسه به ما داده بود شهر قزوین را ترک کردیم. ساعتی بعد به کرج رسیدیم و در همان محلی که دور هم جمع شده بودیم، تا سفر بعدی همدیگر را بدرود گفتیم.
سفر پایان ندارد ...
با سپاس

امیر گوهرشناس مقدم

راگا - راهنمایان گردشگری البرزمن

لطفاً ورود یا ايجاد حساب كاربری برای پیوستن به بحث.

زمان ایجاد صفحه: 0.125 ثانیه
حق کپی رایت محفوظ برای البرزمن و بهینه شده با : Kunena Forum