clear

سفرنامه تور غار یخ مراد مورخ 97/11/5

6 ماه 3 هفته گذشته - 6 ماه 3 هفته گذشته #2095 توسط راگا - راهنمایان گردشگری البرزمن
سفرنامه تور غار یخ مراد
مورخ 97/11/5
راهنما: محمدمهدی امینی زاده

زمستان است....
دمت گرم و سرت خوش باد!
سلامم را تو پاسخ‌گوی‌...
در بگشای‌!
گاهی اوقات حال و هوای همسفرا با همیشه متفاوته و تو ،این موضوع را هم از قبل میدونی و هم‌از صبح اول وقت با دیدن آنها میفهمی !
امروز روز خوبی خواهد بود اما....!؟
با بیشتر همسفران امروز سفر کرده بودم و اگه اشتباه نکنم فقط سپیده خانم و‌ مادرش سفر اولی بودن ولی با این حال مراسم معارفه مثل همیشه در پیچ و خم های جاده زیبای چالوس پر چالش شد .
خوردن صبحانه در جمع همراهان خوش سفر و در کنار چشم انداز دریاچه زیبای سد کرج با دورنمای روستای واریان بد جوری میچسبه و اشتهای همه رو باز میکنه .خاطرات برفی همسفرا هم بعد از صبحانه و هم بعد از اون شنیدنی بود ولی شنیدن خبر تولد بهترین طاهای دنیا و سیروس عزیز شنیدنی تر ...
حس خوبیه که یه نفر روز تولدش با یه جمع دوست داشتنی همسفر بشه و کلی انرژی خوب بگیره . حتما خاطره ساز میشه و بعیده که این حس رو فراموش کنه .




به ما خوش آمد گفت و در کنار کهنه ده، پیاده شدیم و حال و هوایمان نو شد ... چند روزی از بارش برف گذشته بود ولی همچنان پر حجم و سفید مانده بود .






با یک صف زیبا و منظم حرکت کردیم و صدای فشردگی برفها در زیر پایمان شاید خاطرات پر برف کودکی رو تداعی میکرد و انرژی می داد .








غار یخ مراد میزبان امروزمون از دور به پیشواز اومد و امروز کمی از روزهای قبلی سرش شلوغ تر بود و‌کلی مهمان از جاهای دیگه هم براش اومده بود
شیرینی بدو ورود هم حلوای خوش مزه گیتا خانم بود که کام همه رو شیرین کرد و کنار متولی سخت کوش البرز من آقای سعیدی عزیز عکس یادگاری شیرین تری گرفتیم و حرکت کردیم .
نسترن و محمد و آقا کیومرث اولین مهمانان این میزبان بودن . پله های قبل از دهانه غار کمی لغزنده بود . برای احتیاط بیشتر یه طناب کمکی نصب کردیم و به سلامت به دهانه غار رسیدیم . از کهنه های بسته شده به ورودی غار در زمانهای قدیم گفتیم و از مراد دادن یخ ها شنیدیم و رفتیم به داخل غار .


کنجکاو و هیجان زده درون غار میخزیدیم که اولین ستون یخی ما را به وجد آورد و چقدر زیبا بود و بعد از آن با چالش عبور از پل باریک گذرگاه چاه هفت متری بیشتر به وجد آمدیم .با ورود به اولین تالار، قندیلهای زیبای یخی آرام و‌ساکت در کنار هم ایستاده بودن و صحنه های قشنگی ایجاد کرده بودن و نمیشد از ثبت این صحنه ها غافل شد .کلی عکس گرفتیم و شهام عزیز هم برای ما در مورد پیدایش غار ها گفت .


به هدف تالار بعدی حرکت کردیم و ای کاش زودتر این کارو میکردیم . وارد یکی از رویایی ترین منظره های غار یخ مراد شدیم . چیزی شبیه عکسهای معروف همیشگی .



همچون مزرعه آفتابگردان پر از قندیلهای یخی افراشته که بعضی از اونها بیش از نیم متر بود. چکنده های یخی نوک تیز که همچون دهان اژدهای تیز دندان ما رو میخواستم ببلعن. جذابیت این صحنه ها رو‌با تعداد عکسهای زهرا خانم و دقت عکسهای مهدی عزیز می شد فهمید .
خوشحالی لیلا خانم هم در وسط قندیلها کاملا مشخص بود .
حیف بود با اینهمه زیبایی چند دقیقه سکوت نکنیم و برای اینهمه عظمت و ظرافت ،قدر دانی نکنیم .به رسم همیشگی با سکوت غار یکدل شدیم و آگاهی در اعماق زمین رو حس کردیم .



کمی بعد وقت رفتن بود اگر چه دل کندن از این مکان سخت بود ولی بارش برف زمستانی در انتظارمان بود و میخواست مثل خودش سفید پوش و مهربونمون کنه .


کم کم از غار خارج شدیم و به محل اتراق برگشتیم و با چای گرم محمد درون عزیز درونمان زنده شد بارش برف زیبا اجازه خوردن ناهار نداد اما قدم زدن زیر برف بهترین و‌زیباترین انتقام ممکن بود . کاپیتان نیک جو در انتظار ما بود و به سرعت حرکت کردیم که مهربونی برف زمینگیرمون نکنه . کمی جلوتردر محل روستای نساء با پیشنهاد آ رمان عزیز وارد سفره خانه ای شدیم که ناهار نخورده رو خورده کنیم و دلی از عزا دراوردیم . فرصت باز گشت کوتاه بود ولی به شادی گذشت و محسن عزیز میاندار شادی امروز بود .
امروز روز خوبی بود اما. ! با فکر فقدان مادر عزیز همکارم امیر گوهرشناس روز سختی برای من بود . برای من جای امیر خالی بود و‌برای امیر ،جای مادرش !!!! دل من پیش امیر بود و دل امیر پیش مادرش ... صبور باش امیر جان که دعای خیر او‌همیشه با توست .....
از همکاران عزیزم شهام نخبه زعیم و آرمان نظری و پرهام ابراهیم نیا بابت زحمتشون و از همه همسفران عزیزم بابت همراهی خوبشون سپاسگزارم و به امید دیدار مجدد همه دوستان .

محمد مهدی امینی زاده

راگا - راهنمایان گردشگری البرزمن

لطفاً ورود یا ايجاد حساب كاربری برای پیوستن به بحث.

زمان ایجاد صفحه: 0.204 ثانیه
حق کپی رایت محفوظ برای البرزمن و بهینه شده با : Kunena Forum