clear

سفرنامه تور نطنز مورخ 1398/10/13

1 هفته 16 ساعت گذشته - 1 هفته 16 ساعت گذشته #2402 توسط raga
سفرنامه تور نطنز
مورخ: 1398/10/13
راهنما: وحید شعبانی


با یادش که آغازگر است
صبح آدینه خود را با گفتاری از عباس دهقانیان آغاز میکنم که خود روایتگر عشق است و شور ..
ای نطنز ای ریشه من
روح من اندیشه من
روز و شب عشق تو گشته
هم هنر هم پیشه من
در تاریکی شب به همراه یارانمان دل به جاده ای روشن میدهیم و میرویم به سوی نطنز .. پس از تاریکی ها به مهتاب میرسیم و همزمان با طلوع خورشید ناشت و چای نوش جان میکنیم و میرویم تا به مقصد برسیم . ابتدا از خودمان میگوییم و با هم آشنا میشویم و کلی هم میخندیم ... کم کم وارد شهر کهن و باستانی نطنز میشویم . کنار پارکی توقف میکنیم و میرویم برای دیدار آنچه در دل کهن شهر است . ابتدا کمی از تاریخچه شهر می گوییم .. از گنبد بازش که به حق جاودانه ایست در میان آثار معماری ایران زمین و به مانند یک چشم بینا شهر را در زیر پاهای خود نظاره گر است . سپس از تحفه نطنزی می گوییم و کم کم بحثمان به گلابی و شفتالو و جوزقند میرسد . به دیدار مسجد جامع میرویم .




بنایی پر از عشق که نه به مانند بناهای این روزگار با خشت سیمان که صد البته با خشت و ایمان ساخته شده است . گنبد خانه ای ۱۰۰۰ ساله دارد و شبستانی با شکوه و جبروت و پایاب قناتی در وسط که هنوز آب این یار دیرین ایرانیان در دل آن میجوشد .. در مسجد عکسی میگیریم و به زیارت شیخ عبدالصمد اصفهانی میرویم .


عارفی از دل قرن ششم هجری .. بنای با شکوهی دارد و محرابی که دیگر اینجا نیست و امروزه در دل موزه های غربی جا خوش کرده است.. و چه بگوییم از این قاجار بی خرد... بیرون بنا در کنار درب خانقاه عکسی به یادگار میگیریم و به سمت آتشکده ساسانی میرویم .


اینجا یکی از باشکوه ترین تجلی گاه های دین و هنر است . آتشکده ای باستانی که از میان طاقهای آن مناره مسجد جامع به چشم میخورد و حکایت از دیروز تا امروز را برایمان زنده میسازد . از چارطاقی و معماری با شکوه پارتی میگوییم و عکسی میگیریم و به سمت اقامتگاه به راه می افتیم .


در دل اقامتگاه از ما به چای و کدو و شلغم پذیرایی می کنند و ما هم حاجی بادام و مربا میخریم و عکسی میگیریم و به سمت کارگاه سرامیک سنتی میرویم .


کلی از سرامیک نطنز برایمان میگوید و ما هم سرامیک میخریم و با محله خداحافظی میکنیم .




به شبهای نطنز میرویم و ناهار دلچسبی نوش جان میکنیم و از نطنز سرزمین کوهستان کرکس خداحافظی میکنیم . عصر هنگام به کاشان میرسیم و به دیدار مدرسه آقا بزرگ میرویم .




مسجد و مدرسه ای مربوط به دوران محمدشاه قاجار و منسوب به ملامهدی نراقی معروف به آقا بزرگ ... زیبایی اینجا حد ندارد و از شگفتی انگشتمان بر دهان است . مسجدی با معماری منحصر به فرد گودال باغچه و گنبدی رفیع و غول آسا سوار بر ۸ ستون ... تزئیناتش بی نظیر است و خلاصه در یک کلام جذاب ... با چادرهای سفید عکسی میگیریم و به دیدار خواجه تاج الدین یادگاری از دوران ایلخانی میرویم .


دو گنبد خانه رفیع دارد و قطب کاشانی دارد و کلی زیبایی پنهان ...


میبینیم و خرید هم میکنیم و حالا دیگر وقت رفتن است ... سوار بر ماشین کلی میگوییم و میخندیم و کیفور از سفر .. مسابقه میدهیم و هنرنمایی میکنیم .. به مهر و ماه هم میرویم و عکسهای سلفی هم میگیریم? حالا دیگر خسته ایم از یک روز پرخاطره و سرشاریم از انرژی با هم بودن .. شعر میخوانیم و حال میکنیم .. کاپیتان قنبری ما را به کرج می رساند .. به همانجا که خانه ماست .. به البرزمن و ما هم میدانیم و میدانیم .. که سفر پایان ندارد ...

راگا - راهنمایان گردشگری البرزمن

لطفاً ورود یا ايجاد حساب كاربری برای پیوستن به بحث.

زمان ایجاد صفحه: 0.235 ثانیه
حق کپی رایت محفوظ برای البرزمن و بهینه شده با : Kunena Forum