clear

سفرنامه تور ویژه کودکان سفر به موزه عروسک (نمایش افسانه شاماران) مورخ 1398/10/20

6 روز 13 ساعت گذشته - 6 روز 13 ساعت گذشته #2405 توسط raga
سفرنامه تور ویژه کودکان سفر به موزه عروسک (نمایش افسانه شاماران)
مورخ: 1398/10/20
راهنما: سحر بوذری


امروز روز خاصی است...امروز قرار است با کودکان زیبا به سرزمین قصه ها سفر کنیم و افسانه های زیبا بشنویم...عروسک های زیبا ببینیم و به راز دلشان گوش دهیم...

قرارمان ساعت ۹ جلوی دفتر البرزمن بود. کودکان زیبارو به همراه پدر یا مادرشان یکی یکی آمدند و سوار بر اتوبوس عازم تهران شدیم.

در راه به صورت زنده از آنتن تلویزیونی که اردلان ساخته بود، خودمان را معرفی کردیم و با مفهوم اصالت آشنا شدیم. اینکه بدانیم در چه شهری بدنیا آمدیم و پدر و مادرشان چطور؟همینطور با اماکن و غذاهای محلی شهرمان آشنا شدیم.

پس از آشنایی با دوستان جدید ، خانم حریریان ، مسئول موزه عروسک و فرهنگ که همراه ما بودند، به معرفی خود و موزه پرداختند و فهمیدیم که در سفر امروز بناست بیش از ۲۰۰۰ عروسک زیبا ببینیم.










ساعت ۱۰ به موزه رسیدیم و به سالن نمایش رفتیم.
پس از ارائه توضیحات درباره موزه به تماشای فیلم ده عروسک برتر جهان و کلیپ نحوه پیدایش عروسک های ماتروشکا نشستیم.
حین تماشای فیلم بنیتا، آوین و آرشیدا که کوچکتر از سایر کودکان بودند را به گوشه ای از موزه بردم و برایشان معمایی طرح کردم تا مهارت مشاهده گری شان تقویت شود.
خانم حریریان به معرفی عروسک های دستکشی و انگشتی پرداختند و کودکان قصه گویی با این عروسک ها را تمرین کردند.




نوبتی هم باشد، نوبت شاماران است تا با بیان افسانه خود ما را با راز گیاهان دارویی آشنا کند.
نمایش سایه شاماران آغاز شد و کودکان با شوق و هیجان مجذوب شاماران شدند.




ساعت ۱۱:۲۰ در حیاط موزه تولد کوچکی برای همای نازنین گرفتیم و کودکان و والدین را دعوت به صرف میان وعده کردیم.




پس از استراحت به طبقه دوم موزه رفتیم و با عروسک ها، فرهنگ و افسانه های کهن سرزمینمان آشنا شدیم...
خاتون چهارشنبه، تکم، دختر دال و ....

کودکان محو زیبایی های عروسک ها شدند و از لباس های محلی الگو می‌گرفتند.




آنقدر مشتاق شدند تا یادگاری از موزه با خود ببرند که با هماهنگی انجام شده عروسک ها و نشان هایی کوچک برای فروش آماده شد.
پس از پایان بازدید، عکسی به یادگار گرفتیم و با دنیای جذاب عروسکها خداحافظی کردیم و سوار بر ماشین شدیم .


پس از صرف میان وعده، اکنون نوبت به کتابخوانی بود. افسانه گل‌های آبی را خواندیم و با کودکان راز طلب باران و رفع خشکسالی قبیله کومانچی را تحلیل کردیم.

بعد از آن مسابقه دابسمش را برگزار کردیم و هومن، بردیا، حامی و بنیتا و آنوشکا چند آهنگ زیبا اجرا کردند و در پایان به همه کودکان یادگاری کوچکی دادیم... یک نشانگر کتاب که شب قبل از تور با عطیه جان ساخته بودیم. نشانگری که بناست در میان کتاب کودکان یادآور قصه های عروسک های موزه باشد.

در پایان دفترچه های شعر رنگی را میان کودکان پخش کردیم و به همخوانی چند آهنگ خاطره انگیز پرداختیم تا مهارت های خواندن و شنیدن و بلند خوانی کودکان را تقویت کنیم.
آقا خرگوشه، مدرسه موشها، شهزاده من و نام جاوید وطن...

ساعت ۱۴ کودکان در مقصد نهایی بدرقه کردیم با آرزوی شادی و آرامش روز افزونشان...

در پایان از کمک های بی دریغ عطیه و اردلان برای برگزاری این تور، کمال تشکر را دارم.

۹۸/۱۰/۲۰
سحر بوذری

راگا - راهنمایان گردشگری البرزمن

لطفاً ورود یا ايجاد حساب كاربری برای پیوستن به بحث.

زمان ایجاد صفحه: 0.233 ثانیه
حق کپی رایت محفوظ برای البرزمن و بهینه شده با : Kunena Forum