clear
× تصاویر و سفرنامه تورهای بهار 97

سفرنامه تور جنگل دیورش 97/3/4

6 ماه 1 هفته گذشته - 6 ماه 1 هفته گذشته #1913 توسط راگا - راهنمایان گردشگری البرزمن
سفرنامه تور جنگل دیورش
مورخ 97/3/4
راهنما: شهام نخبه زعیم


جمعه با ۱۵ دقیقه تاخیر سفر خودمون و شروع کردیم و راهی اتوبان قزوین شدیم . هوا هنوز تاریک بود و همسفرها به خواب رفتن حدود ساعت ۷ در گرگ و میش هوا رسیدیم رستوران برای صرف صبحانه . رستوران و اولین بار بود میرفتیم . فضایی لاکچری تور با منو باز صبحانه و خنکای هوای اوایل خرداد اشتهای مارو حسابی باز کرده بود و از خجالت میز صبحانه در اومد .


حدود یک و نیم ساعتی و اونجا بودیم هنگام خروج هم عده ای از همسفرها عکس هایی گرفتن .حالا ما بودیم جاده و همسفرهای عزیز و معارفه ...
همسفرهامون یک به یک اومدن و خودشون و معرفی کردن و از کارها و اتفاقات محیرالعقول زندگیشون برامون گفتن . تو راه مون از منجیل گذشتیم و رودبار توقفی کردیم و خرید هامون و انجام دادیم. وارد توتکابن شدیم و بعد به سمت دیورش رفتیم و از اونجا پیاده روی خودمون و شروع کردیم . ابتدای راهمون با راهنمایی محلی ها مسیر خودمون و از کوچه های روستا ادامه دادیم تا مزاحم شالیکار ها نشیم . جمعیت زیادی اونجا بود و گروه ها یک به یک میومدن تو مسیر جنگلی ...








صبح هوا خنک و دلپذیر بود و هم سو با نغمه پرنده های آواز خوان از پستی و بلندی ها گذشتیم و جایی در کنار رودخانه که مناسب بود وسایل و گذاشتیم و بعد از یه خورده استراحت راهی مسیر غار و سرچشمه نور شدیم .











پویا عزیز هم کنار وسایل موند و تا ما برگردیم آتیش و چایی هم براه کنه . من هم مسیر و در کنار و بالا دست رودخانه ادامه دادیم . جاهایی توقف کوتاهی داشتیم در رابطه با درخت ها و حیات وحش هم صحبت کردیم . یه تیغ تشی هم تو مسیرمون بود و با پیدا کردنش در رابطه با تشی این بزرگترین جونده ایران هم با همسفرهامون صحبت شد‌.





مسیر و تا داخل غار رفتیم و انقدر اونجا سرد بود که کسی وارد آب نشد . یه سکوت هم داخل غار داشتیم که خودش تجربه خیلی خوبی بود. یه خفاش خیلی کوچیک هم دیدیم که آویزون از سنگ ها داشت استراحت میکرد .بعد از بازدید از غار رفتیم سر چشمه و اونجا هم یه آبی به دست و صورتون زدیم و با کتری های پر برگشتیم پیش وسایل . پویا هم با آتیش آماده منتظر ما بود . تا بچه ها نهار بخورن و استراحتی بکنن من و پویا هم چایی و دمنوش مخصوص و آماده کردیم .


هنوز طعم دلچسب دمنوش ها از زیر زبونمون بیرون نرفته بود که پویا شروع کرد بچه هارو خیس کردن و آب بازی . و اینگونه اولین تجربه های آب بازی امسال برای همسفرهامون فراهم شد . بعد از آب بازی پانتومیم بازی کردیم که خیلی چسبید.ساعت کمکم بهمون یادآوری میکرد که وقت برگشته. وسایلمون و برداشتیم و با کلی خاطرات از این جنگل زیبا راهی خونه هامون شدیم . امیدوارم با حفظ محیط زیست مون بتونیم همیشه طبیعت و همینجور که هست ببینیم و حسش کنیم.
با آرزوی موفقیت و تندرستی برای شما دوستان عزیز ...

راگا - راهنمایان گردشگری البرزمن

لطفاً ورود یا ايجاد حساب كاربری برای پیوستن به بحث.

زمان ایجاد صفحه: 0.105 ثانیه
حق کپی رایت محفوظ برای البرزمن و بهینه شده با : Kunena Forum