clear
$
موجودی حساب

افزایش موجودی
× تصاویر و سفرنامه تورهای بهار 97

سفرنامه تور آبشار سنج مورخ 97/3/26

1 ماه 2 روز گذشته #1929 توسط راگا - راهنمایان گردشگری البرزمن
سفرنامه تور آبشار سنج
مورخ 97/3/26
راهنما: مرجان شکوهی

تا کنون بهار سنج را دیده ای ؟

در صبحدم با طراوت خردادماه همراه با همسفران خوش قول و وقت شناس راهی سفری دیگر شدیم .چهره های پرنشاط میگفت امروز لحظاتی استثنایی در پیش داریم . با معارفه ای کوتاه دل هایمان را بهم نزدیک تر کردیم .
به رستوران نگین رسیدیم. به راستی که زیبایی در آن موج میزد. گلدان های بهاری جای جایِ حیاط و آلاچیق ها را زینت داده بود. بعد از صبحانه ای دلچسب و عکسهایی یادگاری راه افتادیم .



از سنج گفتیم, این روستای خاص با خانه هایی که یادگارهایی قاجاری را هنوز در بافت خود حفظ کرده . از مراسم و آیین های همدلانه شان. از روزگار گذشته تا امروزشان ... به روستا رسیدیم ...



رودخانه ی زیبای سنج پر آبتر از همیشه زیر نور طلایی خورشید میدرخشید و صدای زندگی بخشش را نثار گوش جانمان می کرد عطر پونه, عطر گلپر و انبوهی از گیاهان سبز و معطر دیگر فضا را پر کرده بود .از خانه های زیبای سنج, از پنجره های مشبک کاری و منبت کاری قجری, دیدن کردیم, با روستاییان خونگرم سنج سلامی و معاشرتی کردیم و راهی مسیر آبشار شدیم .









هر چه پیش رفتیم رودخانه پر آبتر شد, ناگزیر به دل آب زلال رودخانه زدیم و همسفران پرانرژی و پر شیطنت از میانه راه آب بازی را شروع کردند رفتیم تا به جایی که قد بوته های گلپر از قد ما بلندتر شد و گل های سپید و بزرگشان چون خورشیدی زمینی, خورشید آسمانی را به رقابت میطلبید .



گله های گوسفند و بز چراگاه ها را پر کرده بودند و صدها بره و بزغاله کوچک اطرافمان را پر کرده بودند . روستاییان مهربان بره ها را به آغوشمان دادند تا یادگار این لحظه را در عکس هایمان ثبت کنیم .



عاقبت آبشار رخ نمایان کرد .دو ردیف جریان آب پرفشار درون حوضچه ی آبی زیبا میریخت و میجوشید و می غرید . لحظه ای بعد همگی یکپارچه خیس بودیم, صدای خنده ها و هیاهوی آب بازیمان فضا را پر کرده بود . دوستان پر دل و جرئت تر با سر درون آب فرو رفتند یا زیر فشار آب آبشار قرار گرفتند و لذت آب را به تمامی تجربه کردند . ساعتی را در کنار آبشار به بازی و نهار و چای آتشی سپری کردیم و بعد راهی اطراقگاهی دیگر شدیم .
در جایی سایه و خنک که در انبوه گیاهان معطر احاطه شده بود و رودخانه زلال در زیر پایمان جاری بود زیر انداز پهن کردیم و این موقع بود که همسفری بسیار خوش ذوق تنبکی از درون کوله اش بیرون آورد و با این سورپرایز ما را غرق شادی کرد . ساعتی را به جشن و بازی و نواختن سپری کردیم و سپس راهی مسیر برگشت شدیم .



از مراسم پنیرگیری از شیر بزان دیدن کردیم و به نوشیدن شیر بز مهمان شدیم .


به روستا رسیدیم .یکی از اهالی مهمان نواز سنج در خانه اش را به روی ما گشود تا دوستان از سرویس بهداشتی خانه اش استفاده کنند و به راستی که مردمان سنج از مهربانترین و با صفاترین مردمان این بومند. بسیار دوست داشتنی ، بسیار بی ریا ... به برغان رفتیم برای خرید و تجربه بستنی های پرآوازه یِ برغانی ... و بازگشتیم .
تا کنون بهار سنج را دیده ای؟
همان تکه بهشتی که فرشتگان به روی زمین فرستاده اند .

اینجا هنوز سفر پایانی ندارد ... با موکب ما همراه شو در بهشتی دیگر .
پیوست:
سپاس از همکار همدلم آقای آرمان نظری برای تمام زحمات بی شائبه اش . سپاس از همسفران همدلم که با صمیمیت و صبوری شان معنای واقعی خانواده البرزمن را محقق ساختند .

راگا - راهنمایان گردشگری البرزمن

لطفاً ورود یا ايجاد حساب كاربری برای پیوستن به بحث.

زمان ایجاد صفحه: 0.337 ثانیه
حق کپی رایت محفوظ برای البرزمن و بهینه شده با : Kunena Forum