clear

سفرنامه تور دریاچه فراخین و آبشار دارنو مورخ 97/4/1

4 ماه 3 هفته گذشته - 4 ماه 3 هفته گذشته #1932 توسط راگا - راهنمایان گردشگری البرزمن
سفرنامه تور دریاچه فراخین و آبشار دارنو
مورخ 97/4/1
راهنما: محمدرضا زمانفر

در مورد بهشت از قدیم کلی حرف و سخن و داستان های متفاوت شنیدیم که اگر کارای خوب انجام بدی میبرنت اون جا...
ماهایی که اهل سفر هستیم هم فکر کنم خیلی نیکو کار باشیم چون گاهی دور هم جمع میشیم و یک یا چند روز میریم بهشت و بر میگردیم.
در اولین روز تابستان هم با یاران جان به سوی یکی از این بهشت ها این بار در استان زیبای مازندران حرکت کردیم
صبحانه را در کندوان نوش جان کردیم و نوبتی هم باشه نوبت آشنایی با یاران جان هستش از خودمون و شغل و اصالت گفتیم و کلی جاهای جدید هم به هم معرفی کردیم که بریم ببینیم
به ابتدای جاده کجور رسیدیم محل تقابل درختان سرو زربین و جنگل های باستانی هیرکانی کمی صحبت کردیم برای هم سفران در مورد این درخت منحصر به فرد که شدیدا مورد بی مهری هم وطنانم قرار گرفته و جنگل های مظلوم هیرکانی که امیدواریم در آینده ای نزدیک کمی بیشتر بهشون توجه بشه .بعد گذشتن از پیچ و خم های جاده و لذت بردن از مناظر زیبایی که واقعا شگرف بود به روستای زیبای دلسم رسیدیم جایی که خانه های قدیمی روستایی در کنار ویلاهای مدرن قرار گرفته بود .نیسان های آبی هم منتظر ما بودن که یه تجربه پر از هیجان رو تو دل جنگل های زیبا داشته باشی .



حدود یک ساعت و نیم رفتیم کلی شاخه جا خالی دادیم تا به ابتدای مسیر پیاده روی به سمت آبشار رسیدیم . نکات رو به هم راهان گفتیم و حرکت شروع شد. از رودخانه و میان درختان راهمون رو پیدا کردیم و پیش رفتیم .






صدای بل بل های جنگلی که حسابی سرمست بودن خیلی حالمونو خوب کرد کمی بعد پشت آخرین پیچ آبشار زیبای دارنو داشت خود نمایی میکرد
اول گفتیم تا قبل این که خیلی اتفاقی خیس بشیم چند تایی عکس با آبشار بگیریم :) عکس ها رو که گرفتیم دیگه سر از پا نشناختیم و به سوی آبشار حمله ور شدیم و یه آب بازی حسابی کردیم .البته بعضی از یاران هم مشغول خوردن غذا شدن...



در مسیر برگشت از آبشار هم کمی روی سنگ های کنار رودخانه نشستیم و سکوت کردیم تا طبیعت هم مجال حرف زدن پیدا کنه که حسابی صدای رود و آواز پرندگان کیفور شدیم .











دوباره سوار آبی ها شدیم و یه مسیر کوتاه رو تا دریاچه رفتیم دریاچه سحرانگیز فراخین زیر انداز ها رو پهن مردیم و آتش رو به پا کردیم و از چشمه آب آوردیم .









کمی استراحت کردیم و یه قدمی دور دریاچه زدیم قبل از رفتن از دریاچه هم کمی تایم مفرح داشتیم؛)



سوار بر نیسان ها به سوی اتوبوس رفتیم همه بی صبرانه منتظر تمدن بودیم البته نه به خاطر اینترنت و... خسته به خاطر خرگوش هایی که نتوانسته بودیم بگیریم . بعد از کمی استراحت و نوش جان کردن عصرانه مسابقه ای مهیج داخل اتوبوس شروع شد که نمایندگانی از گروه سون و بقیه اتوبوس داشتیم . این مسابقه جام شگفتی ها بود که در نهایت 2 نفر از هم راهان جایزه گرفتند. ادامه مسیر هم به هم خوانی و شادی گذشت تا کرج
خیابان های آشنا خبر از رسیدن ما میدادند. یک روز دیگر با کلی خاطره و شادی گذشت ...
تشکر ویژه از آرمان عزیز بابت هم راهی من در این سفر ... دلتون همیشه شاد و لبتون همیشه خندان ...

محمدرضا زمان فر

راگا - راهنمایان گردشگری البرزمن

لطفاً ورود یا ايجاد حساب كاربری برای پیوستن به بحث.

زمان ایجاد صفحه: 0.108 ثانیه
حق کپی رایت محفوظ برای البرزمن و بهینه شده با : Kunena Forum