clear
× تصاویر و سفرنامه تورهای زمستان 93

سفرنامه تور تهران گردی مورخ 93/10/12

4 سال 5 ماه گذشته - 4 سال 5 ماه گذشته #1150 توسط راگا - راهنمایان گردشگری البرزمن
سفرنامه تور تهران گردی
مورخ 93/10/12
راهنمای تور: مهدی لطفی


جمعه 12 دی قرار بود به تماشای شهری برویم که روزگاری روستایی کوچک بود در کنار دیگر روستاهای ایالت ری. و امروز شهری بزرگ شده بود که ری یکی از مناطق آن محسوب میشد. !29
بعله...
ساعت از 8 صبح گذشته بود که راهی طهران شدیم. جمعه بود و همسفرانی پایه بودند و هوایی خوب.از آنجا که فاصله تا بلاد طهران چندان زیاد نیست، معارفه ای نه چندان مفصل (در حد اسم و فامیل) انجام دادیم تا اینکه به طهران رسیدیم. !40
از میدان آزادی وارد طهران شدیم و از آنجاییکه حالا مسافرانی از استان همجوار به حساب می آمدیم به رسم تازه واردین به این شهر دراندشت چرخی به دور میدان آزادی(شهیاد) زدیم. البته به جای پیاده شدن و عکس فوری گرفتن با موتور تریل و پس زمینه ی برج آزادی(شهیاد) از حکایت ساخت و تاریخ میدان گفتیم و شنیدیم.
بعد هم در امتداد خیابان آزادی ( آیزنهاور) به حرکت خود ادامه دادیم تا از خیابان جمهوری (شاه) به چهارراه مخبر الدوله و خیابان سعدی( محله لختی ها) رسیدیم و بعد هم به سمت خیابان اکباتان ( فیل خانه) و میدان توپخانه ادامه مسیر دادیم.
در میدان توپخانه توقف کوتاهی داشتیم . صبح جمعه بود و خلوت . از آن داد و فریادها و صدای بوق و دود ماشینهای همیشگی خبری نبود هنوز. حالا "تهران" خواب بود و "طهران" بیدار. !21
خودمان را گذاشتیم جای یکی از آدمهای قبا چاکدار و کلاه نمدی به سر، یا یکی از خانمهای چادر چاقچوری روزگار ناصری. در خیالمان از کنار دیوار ارگ سلطنتی عبور میکردیم و قصه های آن روزگار را مرور.
از خیابان وحدت اسلامی(شاپور) گذشتیم و از پشت پارک شهر از دل سنگلج عبور کردیم. و سر کوچه ی داور پیاده شدیم. حالا دیگر پشت دیوارهای ارگ سلطنتی بودیم.آنطرف دیوارها دیگر پادشاهی نبود تا صدای رعیت را بشنود. از دیوارها گذشتیم به میدان ارگ و ورودی کاخ گلستان رسیدیم.






عمارتی که پایه اش را صفوی گذاشت و قاجار بسط و گسترشش داد.حس خوبی دارد آنوقت صبح قدم زدن در این عمارت سالخورده. مسافران زمان بودیم حالا. همه جمع شده بودیم در آفتاب کم رمق صبحگاهی که گرمای دلچسبی را می پراکند.









کنار حوض نشستیم به قصه های تاریخ گوش دادیم. از حکایت طهران و صفوی ها بگیر تا زندیه و افشار و قاجار. اولین جایی که تماشا کردیم ایوان تخت مرمر بود. همان تختی که آخرین پادشاهی که رویش نشست رضا شاه پهلوی بود.
بعد از اینکه همسفران کمی عکس گرفتند و حسابی تماشا کردند به سمت خلوت کریمخانی راه افتادیم. همانجا که زیر پله هایش استخوانهای کریم خان دفن بود. از آنجایی که خلوت کریم خانی قدری شلوغ بود، کمی صبر کردیم تا خلوت شود . بعد از اینکه خلوت کریم خانی را به هم زدیم ،زمان استراحتی بود کوتاه. کناره های حوض بدون آب روبروی تالار سلام نشستیم و نفسی چاقیدیم و لبی تر کردیم با چای.





بعد از مراسم چای از حکایت تالار سلام گفتیم و عمارت اصلی . قبل از ما گروه دیگری وارد کاخ شده بود. از آنجاییکه برای ورود باید پاپوش به پا میکردیم و پاپوشها به پای گروه قبلی بود، باید منتظر میماندیم تا پاپوش برسد. در این فاصله میلمان به تماشای موزه مخصوص کشید و راهی شدیم برای تماشای عجایب صناعتی که در این موزه چیده شده بود. از قاشق و چنگال و کمرخاران عاجی بگیر تا تاج آغامحمدخان و کلنگ همایونی و شمشیر و دوربین و تلسکوپ. جالب بود . خوشمان آمد.
بعد هم راهی شدیم به سمت کاخ اصلی.بازدیدمان از تالار عاج شروع شد و به تالار سلام خاتمه یافت. تخت طاووس و تاج کیانی عجیب چشم همسفران را گرفته بود. فقط حیف که اصل انها اینجا نبودند!

بعد از بازدید از تالار اصلی قدم زنان راهی شمس العماره شدیم. ساختمانی بلند که روزگاری خورشید عمارتهای تهران بود و زنگ ناقوس ساعت بالای آن خواب از چشم اهالی میربود. بعد از تماشای شمس العماره راهی عمارت بادگیر شدیم. سازه ای که هوشمندی اهالی این دیار کهن را در فرار از گرما، به رخ میکشید. وقتی که داخل عمارت شدیم حوصله و هنرمندی و استادی که به کار رفته بود تا آن همه هنر یکجا جمع شوند همه را محو تماشا کرده بود.







بعد از خروج از بادگیر دیگر نزدیک ظهر شده بود و وقت ناهار. کم کم از کاخ خداحافظی کردیم و به سمت پارک شهر راهی شدیم . در محوطه ی پارک اتراق کردیم و مشغول ناهار شدیم. بعد از ناهار هم راهی شدیم تا به سمت موزه ی ایران باستان. اولین موزه ی ایران که به صورت رسمی و به عنوان موزه ای اصولی برای نگه داری اشیا باستانی ایران در دوره ی رضاخانی بنا شد. !37



در این موزه تاریخ ایران را از دوران پارینه سنگی شروع کردیم و با دوره ساسانی به پایان بردیم . از اینجا به بعد بود که بر خلاف علاقه همراهان کم کم آثار خستگی در چهره ها پیدا شد و خب حق هم داشتند. معمولن در تورهای بخش طهران قدیم این اتفاق چندان دور از ذهن نیست. چراکه ناچار باید پیاده روی زیادی انجام شود. اما با این حال روحیه ها هنوز آنقدر بالا بود که تا میدان مشق هم همراه باشند.

بعد از بازدید از موزه به محوطه ی میدان مشق هم که حالا جزو محوطه ی وزارت خارجه حساب میشود سری زدیم. روزهای عادی ورودی های میدان مشق باز است و رفت و آمد در آن منعی ندارد. ولی در روزهای تعطیل باید نامه نگاری شود . برای همین با توجه به هماهنگی که از قبل انجام شده بود از درب حراست وزارت خارجه به محوطه وارد شدیم و از حکایتها و قصه هایی که در این میدان رخ داده بود صحبت کردیم.
و البته چای بعدازظهرمان را هم در همان فضای خلوت و دوست داشتنی میدان مشق نوش کردیم.





ساعت میگفت 4 بعد از ظهر است و وقت رفتن. کم کم به سمت ماشین حرکت کردیم و بعد هم به سمت کرج راهی شدیم. حالا "طهران" خلوت و خاطره انگیز صبح را به "تهران" شلوغ و پرترافیک دم غروب وامیگذاشتیم و راهی دیار خودمان میشدیم.

خوشبختانه به هنگام برگشت به ترافیک چندانی نخوردیم و ساعت 5 در کرج بودیم. بدین ترتیب یکی دیگر از سفرهای ما نیز با همسفران خوب و پایه ی البرز من به پایان رسید.
تا سفرهای بعد... !24

راگا - راهنمایان گردشگری البرزمن
این کاربر یا کاربران از این مطلب تشکر کردند: sama, سمیه

لطفاً ورود یا ايجاد حساب كاربری برای پیوستن به بحث.

4 سال 5 ماه گذشته #1151 توسط شهام نخبه زعیم
موزه مخصوص که دل مارا برد با خودش آقا مهدی :-) !17 مخصوصا" با اون دوربین های دو چشمی پر زرق و برقش !72

موزه ایران باستان که واقعا" آدم ازش سیر نمیشه ! بارها رفتم ولی هر دفعه تونستم یکی از دیدنی ها و شگفتی های ایران و ببینم .

همینطور میدان مشق و اون ساختمان که با نمای تخت جمشید ساخته شده بود و حالا به عنوان ساختمان وزارت امور خارجه استفاده میشه .

همه و همه باعث شد تا یه روز خوب و بگذرونم .
این کاربر یا کاربران از این مطلب تشکر کردند: sama, سمیه , بهرام

لطفاً ورود یا ايجاد حساب كاربری برای پیوستن به بحث.

زمان ایجاد صفحه: 0.221 ثانیه
حق کپی رایت محفوظ برای البرزمن و بهینه شده با : Kunena Forum