clear

سفرنامه تور نطنز مورخ 97/8/25

3 هفته 5 ساعت گذشته #2051 توسط راگا - راهنمایان گردشگری البرزمن
سفرنامه تور نطنز
مورخ 97/8/25
راهنما: پویا ملاحسنی


هشت سال از اجرای اولین تور گروه البرزمن گذشت و تو این همه سال همسفرهای زیادی با ما همسفر شدند...با هم همدل شدند و خاطرات و گروهی زیادی رو ثبت کردند.مثل یک خانواده در کنار هم گفتند و خندیدند و حتی بعد از سفر دوستی هایشان رو ادامه دادند و بعد از هر سفر محکم ترش کردند...
جمعه 25 ابان گروهی از همسفرهای قدیمی البرزمن قرار گذشتند تا باز در کنار هم سفری دیگه رو تجربه کنند و من و وحید شعبانی هم افتخار همراهیشون رو داشتیم....
برنامه سفر ما به میمنت باران های فراوان بازدید از نطنز زیبا و نادیده های کاشان بود...
جمعه صبح همه به موقع در کنار اتوبوس سید حاضر شدند و با کلی خوش و بش و بگو بخند سفر ما آغاز شد...
صبحانه را که نوش جان کردیم مثل همیشه زمان معارفه بود ولی همه همدیگه را میشناختند. پس از خاطرات سفرهایمان گفتیم و از ترسهای دوران کودکی ....
انقدر سرگرم بودیم که متوجه نشدیم به نزدیکی های نطنز رسیده ایم.در کنار مسجد جامع تاریخی و پر نقش و نگار ایستادیم و محو زیبایی های بنا شدیم.. وحید از تاریخ و ویژگی های معماری برای همسفرها گفت...












از دیدن و عکس گرفتن که سیر شدیم به کارگاه سرامیک سازی سری زدیم و بعد هم در سرای جواهر با چای و مربا و شیرینی پذیرایی شدیم...


کوچه باغ های نطنز پر از رنگ و پاییز بودند.. از کوچه ها و خرابه ها گذشتیم تا به آتشکده رسیدیم ...


فضایی خاص و متفاوت را تجربه کردیم و سپس به سمت اتوبوس رفتیم تا راهی کاشان بشیم...
کوهستان کرکس پر از ابر بود و سحرانگیزتر از همیشه جلوه میکرد.. روی قله ای در بالای نطنز هم یک گنبد زیبا خودنمایی میکرد که به گنبد باز شاه عباس معروف بود...
در حال خوردن نان جوی سبوس دار خوشمزه بوددیم که انارها برای ما دلبری ها کردند.. پس ایستادیم انارهای قرمز و سفید و ترش و شیرین خریدیم و خوردیم و باز راهی شدیم...
خانه سنتی نگین مثل همیشه عالی از ما پذیرایی کرد.. فسنجون و شوید پلو با گوشت و....
در محله ی محتشم کاشانی وحید از حال و هوای قدیم ها تعریف کرد و طرز ساخت و کار آب انبارها و یخچال ها را توضیح داد...



اخرین مقصد ما مسجد آقا بزرگ بود... مسجدی خاص و منحصر بفرد... که طلبه های جوان در حال یادگیری علوم فقه در ان بودند... در کنار مسجد سری هم به گنبدی که از زمان سلجوقیان باقی مانده بود زدیم....








بارانی نمکی شروع به باریدن گرفت و دیگر وقت بازگشتن بود...
در مسیر برگشت هم مثل همیشه با بازی و شادی راه را کوتاه کردیم و زودتر از انچه که انتظار داشتیم به انتهای سفر رسیدیم و در جلوی دفتر البرزمن یاران را به امید دیداری دوباره بدرود گفتیم...
با تشکر فراوان از وحید شعبانی که توضیحات سفر همه بر عهدش بود و در اخر سفر هم با صدای زیباش کلی حال خوب نصیب ما کرد....

راگا - راهنمایان گردشگری البرزمن

لطفاً ورود یا ايجاد حساب كاربری برای پیوستن به بحث.

زمان ایجاد صفحه: 0.105 ثانیه
حق کپی رایت محفوظ برای البرزمن و بهینه شده با : Kunena Forum