× تصاویر و سفرنامه های تور های تابستان 98

سفرنامه تور ماسوله مورخ 1398/04/14

بیشتر
3 سال 2 ماه قبل - 3 سال 2 ماه قبل #2219 توسط raga
سفرنامه تور ماسوله
مورخ: 1398/04/14
راهنما: فرشاد رباط جزی


بسیار سفر باید تا پخته شود خامی
صوفی نشود صافی تا در نکشد جامی

در یک بامداد گرم و پر از اشتیاق تابستانی با شور و شوق فراوان در انتظار آغاز سفری پر از هیجان و تجربه اتفاقات جدیدی بودیم که در ادامه سفر انتظارمان را میکشید، به علت شیرینی خواب سه نفر از مسافران قدری انتظارمان طولانی تر شد عزیزان بلاخره رسیدند و با کوله باری از کنجکاوی به اتوبوس کاپتان نجفی و همسر عزیزشان سوار شدیم.
شیرینی خواب هنوز زیر زبان همسفران مانده بود پس تصمیم گرفتیم تا ساعتی بیارامیم تا با جذب انرژی های مثبت سفر روز پر خاطره ای را رقم بزنیم، بعد از ساعتی آرامش در رستورانی حوالی شهر زیبای قزوین مشغول به صرف صبحانه شدیم در هنگام صرف صبحانه با همسفران تور غارعلیصدر و غار دیورش ملاقات کردیم پس از صبحانه همراه کاپتان نجفی شدیم تا ادامه مسیر ما را همراهی کنند.
هنوز چهار ساعتی تا مقصد فاصله داشتیم و زمان خوبی بود تا با همسفران آشنا بشویم که به جرات میتوان گفت که از بهترین همراهان تمام طول تجربه کاری من بودند معارفه را از آقای طائفه آغاز کردیم و از هم صحبتی با تمام همسفران لذت بردیم بعد از اتمام معارفه گوش هایمان را به نوای زیبایی که از بلندگو های اتوبوس پخش میشد و چشمانمان را به مناظر خیره کننده مسیر منجیل سپردیم و
با ورود به شهر زیبای منجیل به مرور اطلاعات تاریخی و جغرافیایی منجیل پرداختیم سپس تا رسیدن به مقصد به همراه مسافرین عزیز به شادی پرداختیم و از مسیر زیبای جنگل های هیرکانی لذت بردیم.
در انتهای مسیر با شور و نشاطی وصف ناشدنی و خوشحالی از آشنایی با انسان هایی جدید و پر از انگیزه قدم به سرسرای ورودی روستای تاریخی ماسوله گذاشتیم، مسافران بی صبرانه مشتاق دیدن و دانستن ناگفته های این روستای پلکانی زیبای ایران بودند که خانم قاسمی که بعد از همراهی و گرد هم آوردن مسافران پای اولین پله این روستا به گفتن این ناگفته ها پرداخت .


حال مشتاقانه برای دیدن این جاذبه شگفت انگیز و دست ساز ایرانی قدم به پس کوچه های طرب انگیز، گذاشتیم .








پس از دیدن امام زاده عظیم الشان این روستا و بازارچه سنتی به ثبت نگاره ای پر خاطره ازین سفر پرداختیم .






در این زمان فقط آبی خنک و گوارا میتوانست جوابگوی گرمای این فصل این روستا باشد ازین رو برای دیدن آبشار شتافتیم.


پس از اندکی درنگ در رودخانه با اندوهی فراوان از پایان این تجربه خوشایند تاریخی به سمت اتوبوس برای ترک ماسوله و صرف ناهار در پنج کیلومتری شهر فومن حرکت کردیم.
ناهارمان را با لذتی وصف ناشدنی خوردیم برای ثبت خاطراتمان ازین سفر راهی خرید کلوچه های لذیذ فومن شدیم سپس در ادامه جریان حرکتمان به سمت کرج برای خرید زیتون رودبار توقف کردیم .
حال که سفرمان با لذت تمام شده بود و سوغاتی خود را هم تهیه کرده بودیم با خیالی آسوده و ذهنی آرام در اتوبوس به شادی و برگزاری مسابقات جذاب و هیجان انگیز پرداختیم . مسابقه اول لب خوانی آهنگ های پرطرفدار بود .اول کسی مایل به اجرا نبود اما با اجرای چند تن از دوستان بقیه هم مشتاق شدند .خانم یکتا آهنگی خارجی زبان را به زیبایی هرچه تمام تر اجرا کرد . میلاد جان هم با یکی از آهنگ های قدیمی و خاطره انگیز ما را به دنیای گذشته ها برد نوبت به پدری خونگرم و پر انرژی آقای خادمی عزیز رسید که به قدری شیوا و زیبا و بیتا اجرا کردند که تمام مسافران هیجان زده و به شعف آمدند . و با رای داوران برنده غایی و نهایی این مسابقه بودند . و به رسم همیشگی البرز من به قید قرعه به یکی از مسافران سفر اولی جایزه دادیم . بعد از اتمام قرعه کشی و مسابقه با تنی خسته اما کماکان پر انرژی دوباره گوش جان به صدای گوشنواز موسیقی طرب انگیز در حال پخش سپردیم .ساعت حوالی ده را نشان میداد که سفر ما به پایان رسید اما این پایان تنها آغاز سفری بی انتها به نا کجای ایران بود .

با سپاس از همکار عزیز خانم قاسمی

با احترام،فرشاد رباط جزی

چهاردهم تیر ماه یک هزارو سیصدو نودو هشت
Last edit: 3 سال 2 ماه قبل by raga.

لطفاً ورود یا ايجاد حساب كاربری برای پیوستن به بحث.

زمان ایجاد صفحه: 0.199 ثانیه