× تصاویر و سفرنامه تورهای تابستان 96

سفرنامه تور جنگل و غار دیورش مورخ 96/4/5

بیشتر
8 سال 11 ماه قبل #1720 توسط مدیر سفرنامه ها
سفرنامه تور جنگل دیورش –
مورخ 96/4/5
راهنما: شهام نخبه زعیم



عيد فطر امسال هم مثل هر سال برنامه ها حال و هواي خاصي داشت ، از طرفي شلوغي جاده ها و ترافيك و از طرفي هم شوق سفر آدم رو هوايي مي كنه :-)
مقصد سفر ما استان گيلان و جنگل و غار ديورش بود. صبح ساعت ٤:٣٠ جمعي از همسفرهامون كه از تهران سوار مي شدن به همراه مهدي ( ليدر دوم برنامه ) از تهران حركت كردن و طي تماس تلفني و اطلاع از ترافيك سنگين اتوبان قرار شد از جاده مخصوص بيان .
حوالي ساعت ٥:٣٠ رسيدن كرج و به همراه همسفرهاي كرجي سفرمون و آغاز كرديم .
با توجه به ترافيك سنگين جاده برنامه معارفه مون و استثناً قبل از صرف صبحانه گذاشتيم و حدود ساعت ٩ صبح رسيديم محمديه قزوين تا صبحانه بخوريم ، يكساعتي طول كشيد تا صبحانه و نوش جان كرديم و بعد از صرف صبحانه هم مسيرمونو به سمت اتوبان رشت ادامه داديم، تو مسير هم كلي بازي داشتيم و شادي .
حوالي ساعت ١٣:٠٠ رسيديم منجيل توقفي كرديم و وسايل مورد نيازمون و تهيه كرديم و بعد هم ترافيك وحشتناااااك منجيل تا رودبار كه حدوداً تا ساعت ١٦:٠٠ طول كشيد، زمان داخل ماشين فرصتي بود براي بيشتر با هم بودن و لذت بازي هاي گروهي .























تقريباً ساعت ١٦:٣٠ از ابتداي روستاي ديورش پياده روي خودمون و شروع كرديم هنوز نهار نخورده بوديم و حسابي گشنه شده بوديم داخل جنگل. اولين جايي كه ميشد زير انداز هارو انداخت كمپ كرديم و دوستانمون نهار خوردن. هواي جنگل ابري بود و تو ارتفاعات مه ديده مي شد . زمين گلي شده بود با همه اين مسائل بيشتر هم سفرها كه عزم خودشونو براي ديدن غار بكار گرفته بودن با تمام توان مايل به ديدن غار بودن .









وسايلمون و گذاشتيم و با جمعي از همسفرها راهي مسير پر فراز و نشيب غار شديم ( بخاطر گلي بودن البته ) بقيه همسفرهامون هم به همراه مهدي نشستن تا استراحتي بكنن غافل از اينكه بارش باران منتظر حضور ماست ....
راه جنگل و پيش گرفتيم، بعد از حدود ٢٠ دقيقه پياده روي آسمان هم شروع به باريدن گرفت .
ما هم محكمتر از قبل از پيچ و خم ها و پستي و بلندي هاي مسير گذر مي كرديم .
يكي دو ساعتي طول كشيد تا برسيم به دهانه غار ، از اونجا هم بعد از به صحبت با همسفرهامون وارد غار شديم و تا حوضچه آب رفتيم و در اعماق غار سكوت كرديم .
ديگه كم كم وقت رفتن بود، هدلامپ هارو روشن كرديم و برگشتيم به سمت بيرون ، هوا حالا ديگه با تمام توان داشت مي باريد ، سريع وسايل و جمع كرديم و برگشتيم به سمت كمپ هامون. وقتي به دوستان رسيديم بعد از استراحتي كوتاه برگشتيم به سمت ماشين ها .
توي روستا لباس هارو عوض كرديم، هوا كم كم داشت تاريك مي شد. تو راه برگشت هم از همسفرها پذيرايي كرديم و تو راه كلي شادي كرديم و حدود ساعت ١ بامداد رسيديم كرج .

به پايان آمد اين دفتر حكايت همچنان باقي است ...
خدا نگهدار

لطفاً ورود یا ايجاد حساب كاربری برای پیوستن به بحث.

مدیران انجمن: admin1
زمان ایجاد صفحه: 0.053 ثانیه

نماد اعتماد الکترونیک

enamad

ارتباط با ما

    • تلفن : 34213531-026
    • موبایل : 09391725252
    • Email: info@alborzeman.ir
    • کرج، میدان سپاه ، به سمت سه راه گوهردشت ، بعد از خیابان بوستان ، ساختمان گلستان ، واحد یک