- ارسال ها: 1247
- تشکرهای دریافت شده: 406
- خانه
- انجمن
- باشگاه گردشگری البرزمن
- سفرنامه های بهار 97
- سفرنامه تور قلعه رودخان مورخ 97/2/13
×
تصاویر و سفرنامه تورهای بهار 97
سفرنامه تور قلعه رودخان مورخ 97/2/13
- مدیر سفرنامه ها
-
نويسنده موضوع
- آفلاین
- مدير انجمن
-
کمتر
بیشتر
8 سال 1 ماه قبل #1893
توسط مدیر سفرنامه ها
سفرنامه تور قلعه رودخان مورخ 97/2/13 was created by مدیر سفرنامه ها
سفرنامه تور قلعه رودخان
مورخ 97/2/13
راهنما: سهیل صالحی
ببوی زلف تو دادم دل شکسته بباد
بیا که جان عزیزم فدای بوی تو باد
ز دست ناله و آه سحر بفریادم
اگر نه صبر بفریاد من رسد فریاد
چو راز من بر هرکس روان فرو میخواند
سرشک دیده از این رو ز چشم من بفتاد
هنوز در سر فرهاد شور شیرینست
اگر چه رفت بتلخی و جان شیرین داد
خواجوی کرمانی
قلعه رودخان، دژی محکم و استوار در میان جنگل
اول صبح با شور و اشتیاق وصف نشدنی سوار اتوبوس Scania شدیم. به چه اتوبوسی... شیشه های بزرگ اتوبوس های جدید مناظر جاده رو قشنگ تر می کنه و میدان دید ما رو وسیع تر
از پیچ و خم جادهی رشت میگذریم مناظرو میبینیم و از شهرهای منجیل و رودبار رد میشیم. جادهای که زمانی گردشگران خارجی با کالسکه از آن عبور میکردند و خودشون رو به بندر انزلی میرسوندن.
بعد از صرف صبحانه با روحیات و علایق هم بیشتر آشنا شدیم. از خاطرات هم گفتیم و شنیدیم. کلی با هم شوخی کردیم و خندیدیم تا به نزدیکهای رشت رسیدیم رسیدیم. اصلا قسمت معارفه پر از تجربه و لبخند های فراموش نشدنیه.
شالیزارهای فومن منظرهی زیبایی داشتن، زنان زحمتکش گیلانی مشغول نشا بودند تا در فصل آینده محصولشان را درو کنند. در مورد مراحل کاشت و برداشت برنج صحبت کردیم و اینکه چطور میتونیم برنج سالم تهیه کنیم.
بعد از ترافیک به پارکینگ قلعه رسیدیم. گردشگران زیادی برای دیدن این قسمت از ایران عزیز اومده بودن. همگی عزممون رو جزم کردیم و با لبی خندان به راه افتادیم. مسیر بالا رفتن از پلهها پر بود از خوردنیهای خوشمزه و صنایع دستی جذاب .
هر چند تا پله که بالا میرفتیم استراحتی میکردیم. بعد از حدود 2 ساعت خودمون رو به قلعه رسوندیم. قلعهای که حدود 100 سال اینجاست و تا بحال هم هیچ دشمنی بر آن پیروز نشده است. ناهارمان را در قلعه خوردیم. تا تونستیم عکس گرفتیم و بعد از یه استراحت خوب به سمت پایین راه افتادیم. جنگل این منطقه انگار یه تیکه از بهشته پر از زیبایی و درختان سر سبز .
وقتی که به اتوبوس رسیدیم انرژی راه رفتن نداشتیم. روی صندلی که نشستیم از خستگی وا رفتیم. بعد از یه استراحت خوب و نوشیدن چای و نسکافه انرژی دوباره گرفتیم برای باقی مسیر. در مسیر برگشت از موسیقی نواحی ایران مثل شیراز، مشهد، کردستان و گیلان لذت بردیم و حسابی شاد شدیم. خوشبختانه یاران هم شروع شد و همگی شاد شدیم از دیدن این نعمت بهاریی. از موسیقی پاپ و سنتی هم بهره مند شدیم تا با خوشی و سلامتی به کرج عزیزمون رسیدیم.
به امید ددیدار خیلی زوووود ...
مورخ 97/2/13
راهنما: سهیل صالحی
ببوی زلف تو دادم دل شکسته بباد
بیا که جان عزیزم فدای بوی تو باد
ز دست ناله و آه سحر بفریادم
اگر نه صبر بفریاد من رسد فریاد
چو راز من بر هرکس روان فرو میخواند
سرشک دیده از این رو ز چشم من بفتاد
هنوز در سر فرهاد شور شیرینست
اگر چه رفت بتلخی و جان شیرین داد
خواجوی کرمانی
قلعه رودخان، دژی محکم و استوار در میان جنگل
اول صبح با شور و اشتیاق وصف نشدنی سوار اتوبوس Scania شدیم. به چه اتوبوسی... شیشه های بزرگ اتوبوس های جدید مناظر جاده رو قشنگ تر می کنه و میدان دید ما رو وسیع تر
از پیچ و خم جادهی رشت میگذریم مناظرو میبینیم و از شهرهای منجیل و رودبار رد میشیم. جادهای که زمانی گردشگران خارجی با کالسکه از آن عبور میکردند و خودشون رو به بندر انزلی میرسوندن.
بعد از صرف صبحانه با روحیات و علایق هم بیشتر آشنا شدیم. از خاطرات هم گفتیم و شنیدیم. کلی با هم شوخی کردیم و خندیدیم تا به نزدیکهای رشت رسیدیم رسیدیم. اصلا قسمت معارفه پر از تجربه و لبخند های فراموش نشدنیه.
شالیزارهای فومن منظرهی زیبایی داشتن، زنان زحمتکش گیلانی مشغول نشا بودند تا در فصل آینده محصولشان را درو کنند. در مورد مراحل کاشت و برداشت برنج صحبت کردیم و اینکه چطور میتونیم برنج سالم تهیه کنیم.
بعد از ترافیک به پارکینگ قلعه رسیدیم. گردشگران زیادی برای دیدن این قسمت از ایران عزیز اومده بودن. همگی عزممون رو جزم کردیم و با لبی خندان به راه افتادیم. مسیر بالا رفتن از پلهها پر بود از خوردنیهای خوشمزه و صنایع دستی جذاب .
هر چند تا پله که بالا میرفتیم استراحتی میکردیم. بعد از حدود 2 ساعت خودمون رو به قلعه رسوندیم. قلعهای که حدود 100 سال اینجاست و تا بحال هم هیچ دشمنی بر آن پیروز نشده است. ناهارمان را در قلعه خوردیم. تا تونستیم عکس گرفتیم و بعد از یه استراحت خوب به سمت پایین راه افتادیم. جنگل این منطقه انگار یه تیکه از بهشته پر از زیبایی و درختان سر سبز .
وقتی که به اتوبوس رسیدیم انرژی راه رفتن نداشتیم. روی صندلی که نشستیم از خستگی وا رفتیم. بعد از یه استراحت خوب و نوشیدن چای و نسکافه انرژی دوباره گرفتیم برای باقی مسیر. در مسیر برگشت از موسیقی نواحی ایران مثل شیراز، مشهد، کردستان و گیلان لذت بردیم و حسابی شاد شدیم. خوشبختانه یاران هم شروع شد و همگی شاد شدیم از دیدن این نعمت بهاریی. از موسیقی پاپ و سنتی هم بهره مند شدیم تا با خوشی و سلامتی به کرج عزیزمون رسیدیم.
به امید ددیدار خیلی زوووود ...
لطفاً ورود یا ايجاد حساب كاربری برای پیوستن به بحث.
زمان ایجاد صفحه: 0.095 ثانیه
