- ارسال ها: 1247
- تشکرهای دریافت شده: 406
- خانه
- انجمن
- باشگاه گردشگری البرزمن
- سفرنامه های بهار 97
- سفرنامه تور گلابگیری کاشان مورخ 97/2/20
×
تصاویر و سفرنامه تورهای بهار 97
سفرنامه تور گلابگیری کاشان مورخ 97/2/20
- مدیر سفرنامه ها
-
نويسنده موضوع
- آفلاین
- مدير انجمن
-
کمتر
بیشتر
8 سال 3 هفته قبل - 8 سال 3 هفته قبل #1905
توسط مدیر سفرنامه ها
سفرنامه تور گلابگیری کاشان مورخ 97/2/20 was created by مدیر سفرنامه ها
سفر نامه تور گلابگیری کاشان
مورخ 97/2/20
راهنما: شاهین جهانپور
با یاد او
بهار که باشد و اردیبهشت همیشه پای سفر در میان است .. صبح زود مغزمان فرمان میدهد و پلک های به هم چسبیده مان اجرا میکنند .. چشم باز می کنیم و خود را در وعده گاه سفرهایمان میبینیم ..و همسفران نیز آمده اند و شاد و خندان مهیای سفر به سرزمین گل و گلاب هستیم.. آقای احمدی کاپیتان خوشحالمان استارت می زند و ... رفتیم ..
در لابلای تاریک و روشن دم صبح خواب داخل اتوبوس به بعضی ها میچسبد و بعضی هم متفکرانه به پشتی صندلی جلوی خود می نگرند.. منزل اولمان مهتاب است و صبحانه ای لذیذ .. بعد از صرف صبحانه قلنجی میشکانیم و آماده معارفه می شویم .. یاران تک تک خود را معرفی می کنند و ما هم کلی با ایشان شوخی می کنیم .. دیدن چهره های خندان حال خوبی به آدم می دهد...
به ابتدای جاده برزک رسیده ایم و محمد آقای گل در انتظار ماست.. برزک کوهستانیست ولی از اقبال بلند ما گل هایش باز شده اند .شروع به گل چیدن میکنیم و میرویم به باغ پریان ... .
در کارگاه گلابگیری سنتی ایستاده ایم و محمد آقا در حال توضیح دادن مراحل گلابگیری هستند.. دوستان نیز سوالاتی می پرسند و عده ای نیز به عکاسی مشغولند ...عرقیجات داخل کارگاه نیز آرام آرام جیبهای همسفرانمان را خالی میکنند.. چای هیزمی میخوریم و به سمت کاشان حرکت میکنیم ...
هوای گرم کاشان با هوای خنک برزک قابل مقایسه نیست اما باز از خوش شانسی ما هوا ابریست.. رستوران هتل نگین میزبان ما است و ناهار را به لب خندان اینجا نوش جان می کنیم ...
بعد از ناهار به راه می افتیم و وارد بافت تاریخی کاشان می شویم ... از محتشم و کاشان میگوییم تا آب انبار و ساباط و روزگاران قدیم ... .
لحظاتی را هم در محله سلطان میر احمد سپری می کنیم و پس از آن راهی دیدار از خانه با شکوه عباسیان می شویم . یارانمان سرخوش و سرمست بازیگوشی میکنند و عکس می گیرند . کمی از خانه می گوییم و به جایش کلی عکس یادگاری می گیریم . از اتاق عقد دیدن می کنیم و متعاقبش اتاق خواستگاری ..اینجاست که برخی از مسافران دم بختمان گل از گلشان می شکفد..اینجا معماری خودش را خاصه به رخمان میکشد ... .
به خنکای پس سرداب میرویم و کیفور می شویم .. .. خلاصه... خانه عباسیان را با همه زیباییهایش باید ترک کنیم .....
کم کم به پایان سفرمان نزدیک می شویم .. در راه برگشت از کاشان بسیار شادیم و خندان.. آواز می خوانیم و مسابقه می دهیم .. حالا دیگر شب است .. روزی دیگر از عمرمان به نیکی با یاران عزیز تر از جانمان سپری شد و بسیار آموختیم .. کرج از دور پیداست .. میدان سپاه .. خداحافظی و رفتن یاران .. اما سفر همچنان پایان ندارد ...
مورخ 97/2/20
راهنما: شاهین جهانپور
با یاد او
بهار که باشد و اردیبهشت همیشه پای سفر در میان است .. صبح زود مغزمان فرمان میدهد و پلک های به هم چسبیده مان اجرا میکنند .. چشم باز می کنیم و خود را در وعده گاه سفرهایمان میبینیم ..و همسفران نیز آمده اند و شاد و خندان مهیای سفر به سرزمین گل و گلاب هستیم.. آقای احمدی کاپیتان خوشحالمان استارت می زند و ... رفتیم ..
در لابلای تاریک و روشن دم صبح خواب داخل اتوبوس به بعضی ها میچسبد و بعضی هم متفکرانه به پشتی صندلی جلوی خود می نگرند.. منزل اولمان مهتاب است و صبحانه ای لذیذ .. بعد از صرف صبحانه قلنجی میشکانیم و آماده معارفه می شویم .. یاران تک تک خود را معرفی می کنند و ما هم کلی با ایشان شوخی می کنیم .. دیدن چهره های خندان حال خوبی به آدم می دهد...
به ابتدای جاده برزک رسیده ایم و محمد آقای گل در انتظار ماست.. برزک کوهستانیست ولی از اقبال بلند ما گل هایش باز شده اند .شروع به گل چیدن میکنیم و میرویم به باغ پریان ... .
در کارگاه گلابگیری سنتی ایستاده ایم و محمد آقا در حال توضیح دادن مراحل گلابگیری هستند.. دوستان نیز سوالاتی می پرسند و عده ای نیز به عکاسی مشغولند ...عرقیجات داخل کارگاه نیز آرام آرام جیبهای همسفرانمان را خالی میکنند.. چای هیزمی میخوریم و به سمت کاشان حرکت میکنیم ...
هوای گرم کاشان با هوای خنک برزک قابل مقایسه نیست اما باز از خوش شانسی ما هوا ابریست.. رستوران هتل نگین میزبان ما است و ناهار را به لب خندان اینجا نوش جان می کنیم ...
بعد از ناهار به راه می افتیم و وارد بافت تاریخی کاشان می شویم ... از محتشم و کاشان میگوییم تا آب انبار و ساباط و روزگاران قدیم ... .
لحظاتی را هم در محله سلطان میر احمد سپری می کنیم و پس از آن راهی دیدار از خانه با شکوه عباسیان می شویم . یارانمان سرخوش و سرمست بازیگوشی میکنند و عکس می گیرند . کمی از خانه می گوییم و به جایش کلی عکس یادگاری می گیریم . از اتاق عقد دیدن می کنیم و متعاقبش اتاق خواستگاری ..اینجاست که برخی از مسافران دم بختمان گل از گلشان می شکفد..اینجا معماری خودش را خاصه به رخمان میکشد ... .
به خنکای پس سرداب میرویم و کیفور می شویم .. .. خلاصه... خانه عباسیان را با همه زیباییهایش باید ترک کنیم .....
کم کم به پایان سفرمان نزدیک می شویم .. در راه برگشت از کاشان بسیار شادیم و خندان.. آواز می خوانیم و مسابقه می دهیم .. حالا دیگر شب است .. روزی دیگر از عمرمان به نیکی با یاران عزیز تر از جانمان سپری شد و بسیار آموختیم .. کرج از دور پیداست .. میدان سپاه .. خداحافظی و رفتن یاران .. اما سفر همچنان پایان ندارد ...
Last edit: 8 سال 3 هفته قبل by مدیر سفرنامه ها.
لطفاً ورود یا ايجاد حساب كاربری برای پیوستن به بحث.
زمان ایجاد صفحه: 0.046 ثانیه
