- ارسال ها: 1247
- تشکرهای دریافت شده: 406
- خانه
- انجمن
- باشگاه گردشگری البرزمن
- سفرنامه های تابستان 94
- گزارش سفر کوهپیمایی قله هما مورخ 94/4/12
×
تصاویر و سفرنامه تورهای تابستان 94
گزارش سفر کوهپیمایی قله هما مورخ 94/4/12
- مدیر سفرنامه ها
-
نويسنده موضوع
- آفلاین
- مدير انجمن
-
کمتر
بیشتر
10 سال 11 ماه قبل - 10 سال 11 ماه قبل #1323
توسط مدیر سفرنامه ها
گزارش سفر کوهپیمایی قله هما مورخ 94/4/12 was created by مدیر سفرنامه ها
گزارش سفر کوهپیمایی قله هما
مورخ 94/4/12
استاد راهنما علی مقیم
راهنما تور: پویا ملا حسنی
بسمه تعالی
" کوهنوردی یک روش زندگی است. روشی که در آن یک سیب بین همه اعضاء گروه تقسیم می شود. روشی که در آن قوی ترین عضو گروه به پای ضعیف ترین راه میرود. راهی که رقابت ندارد و به رهروانش حقوق نمیدهند و ایشان را نیازی به سوت و کف مشوقان درقله نیست. ناجی بیمنت یکدیگرند. گروه میسازنند تا دل جوانان به سنگ بند کنند تا به ننگ بند نشود. مزدشان معراج روح است و تشویقشان نوازش باد. قانونشان عشق است و قانون گذارشان معشوق. عشق به طبیعت، عشق به زندگی است و زندگی تجلی عشق است و مرگ آنجاست که عشق نیست. کوهنوردی عشق به طبیعت است و عشق به طبیعت، ورزش ما نیست، باور ماست، زندگی ماست. به راستی که کوهنوردی فقط ورزش نیست، کوهنوردی یک روش زندگی است. !40
" ادموند هیلاری"
بازهم سفری به یاد ماندنی و اینبار با مقصدی متفاوت ( صعود به قله هما در منطقه آمل)
آغاز برنامه های کوهنوردی با همسفران طبیعت دوست البرزمن
بالاخره وعده برگزاری تورهای کوهنوردی گروه البرزمن آغازشد و ساعت 5 صبح روز جمعه 12 تیرماه به همراه همسفران وقت شناس البرزمن برای رسیدن به قله هما راهی جاده هراز شدیم . تفاوت برنامه این هفته از همان ابتدا کاملا ملموس بود تا حدی که برنامه معارفه هم به اجرا در نیومد . البته اکثر همسفران از دوستان و همراهان قدیمی بودند و کثرت سفرهای مشترکشون با البرزمن اونها رو با خلق و خوی هم کاملا آشنا کرده بود .
در بین راه ، استاد علی مقیم از پیشکسوتان کوهنوردی کشورمون که راهنمایی ما رو تو این برنامه به عهده داشتند به ما پیوستند .
با رسیدن به رودهن برای خوردن صبحانه به رستورانی که از قبل مشخص شده بود رفتیم و بعد از صرف صبحانه مسیر رو به سمت امام زاده هاشم و پلور ادامه دادیم و با ورود به جاده فرعی به ابتدای مسیر کوه پیمایی رسیدیم .
در همان ابتدا اطلاعاتی که از استاد مقیم در مورد منطقه و اسامی قله هایی که قابل مشاهده بودند دریافت کردیم، باعث شد قدم هامون رو آگاهانه تر برداریم و با دقت بیشتری به اطرافمون نگاه کنیم .
هوا عالی بود و نسیمی ملایم چهره ها رو نوازش می کرد . مسیر پیش رو سر سبز بود و گیاهان دارویی و کوهی از کلاه میر حسن گرفته تا گون ، ریحون ، آویشن ، درمنه دشتی و هزارخار و ... به وفور دیده میشد . ]
همینطور که به آهستگی اما پیوسته مسیر کوه پایه رو با خوش و بش های دوستانه طی میکردیم در بین بوته ها نگاهی هم به جیرجیرک ها و آخوندک ها و سوسک های کوهی داشتیم و گاهی بعضی هاشون به قدری برای گروه جذاب بود که دقایقی ما رو برای تماشا به دور خودشون جمع میکرد و باعث ایجاد بحث های شنیدنی میشد . !5
با 2 ساعت کوهپیمایی سبک به جاده ای باستانی رسیدیم که در گذشته های دور سنگفرش شده بود و در حال حاضر جز تله های سنگ که به خوبی مسیر جاده رو تو پیچ و تاب کوه قابل تشخیص می کرد چیزی از آن باقی نمونده بود .
از جاده سنگفرش تا فتح قله هما مسیری کوتاه باقی مونده بود . که با رسیدن به قله هما تصویر زیبا و حیرت انگیز قله دماوند تو قاب چشم هامون جا گرفت و لبخند زیبای رضایت رو روی صورت همنوردامون نقاشی کرد .
بعد از گرفتن عکس های یادگاری و تماشای شکوه این قله زیبا استاد مقیم در مورد مسیر های صعود به دماوند از جناههای مختلف توضیح دادند و اسامی تمام قله های رو که قابل مشاهده بودند برامون نام بردند تا موقعیت خودمون رو در منطقه بهتر درک کنیم .
با گشتی کوتاه برای اطراق و صرف ناهار آماده شدیم . بعداز خوردن ناهار و چرتی کوتاه در هوای خنک و زیر سایه ابرهای بزرگ و سفید که آسمون آبی رو دیدنی تر کرده بودند ، نوشیدن چای آویشن آتیشی حقیقتا دلچسب و لذت بخش بود .
زمان برگشت فرارسیده بود و همه همنوردان مشغول جمع و جور کردن وسایل خودشون شدند و کله بر دوش مسیر برگشت رو با راهنمایی استاد مقیم در پیش گرفتیم .
وجود گله های بزرگ دام و سرو صدای سگ های گله که با دیدن ما به جم و جوش افتاده بودند فضای جمع رو عوض کرده بود .
تقریبا نزدیک جاده به استخری پر آبی رسیدیم ، همه پاهامون رو در خنکای آب فرو بردیم و خستگی راه رو در کردیم . یکی از دوستان هم که حسابی به وجد اومده بود تنی به آب زد و حسابی مورد تشویق قرار گرفت .
مسیر رو به سمت جاده ادامه دادیم و با رسیدن ماشین سوار بر رخش آقای رشیدی راننده مهربونمون شدیم و راهی کرج شدیم .
آقا منوچهر همسفر دوست داشتنیمون هم به واسطه تولد فرخندشون همگی ما رو بستنی مهمون کردند تا تو این برنامه هم مثل برنامه های قبل کام همسفرانمون شیرین بشه .
ساعت تقریبا 7 بعداز ظهر بود که به میدان سپاه رسیدم و این برنامه هم با خاطرات به یادموندنی و عکس های زیبا به خاطرها سپرده شد .
به امید دیدار مجدد همه همسفران نمونه البرز من در برنامه های آینده و آرزوی روزهای زیبا با تجربه های شیرین و دوست داشتنی . !77
مورخ 94/4/12
استاد راهنما علی مقیم
راهنما تور: پویا ملا حسنی
بسمه تعالی
" کوهنوردی یک روش زندگی است. روشی که در آن یک سیب بین همه اعضاء گروه تقسیم می شود. روشی که در آن قوی ترین عضو گروه به پای ضعیف ترین راه میرود. راهی که رقابت ندارد و به رهروانش حقوق نمیدهند و ایشان را نیازی به سوت و کف مشوقان درقله نیست. ناجی بیمنت یکدیگرند. گروه میسازنند تا دل جوانان به سنگ بند کنند تا به ننگ بند نشود. مزدشان معراج روح است و تشویقشان نوازش باد. قانونشان عشق است و قانون گذارشان معشوق. عشق به طبیعت، عشق به زندگی است و زندگی تجلی عشق است و مرگ آنجاست که عشق نیست. کوهنوردی عشق به طبیعت است و عشق به طبیعت، ورزش ما نیست، باور ماست، زندگی ماست. به راستی که کوهنوردی فقط ورزش نیست، کوهنوردی یک روش زندگی است. !40
" ادموند هیلاری"
بازهم سفری به یاد ماندنی و اینبار با مقصدی متفاوت ( صعود به قله هما در منطقه آمل)
آغاز برنامه های کوهنوردی با همسفران طبیعت دوست البرزمن
بالاخره وعده برگزاری تورهای کوهنوردی گروه البرزمن آغازشد و ساعت 5 صبح روز جمعه 12 تیرماه به همراه همسفران وقت شناس البرزمن برای رسیدن به قله هما راهی جاده هراز شدیم . تفاوت برنامه این هفته از همان ابتدا کاملا ملموس بود تا حدی که برنامه معارفه هم به اجرا در نیومد . البته اکثر همسفران از دوستان و همراهان قدیمی بودند و کثرت سفرهای مشترکشون با البرزمن اونها رو با خلق و خوی هم کاملا آشنا کرده بود .
در بین راه ، استاد علی مقیم از پیشکسوتان کوهنوردی کشورمون که راهنمایی ما رو تو این برنامه به عهده داشتند به ما پیوستند .
با رسیدن به رودهن برای خوردن صبحانه به رستورانی که از قبل مشخص شده بود رفتیم و بعد از صرف صبحانه مسیر رو به سمت امام زاده هاشم و پلور ادامه دادیم و با ورود به جاده فرعی به ابتدای مسیر کوه پیمایی رسیدیم .
در همان ابتدا اطلاعاتی که از استاد مقیم در مورد منطقه و اسامی قله هایی که قابل مشاهده بودند دریافت کردیم، باعث شد قدم هامون رو آگاهانه تر برداریم و با دقت بیشتری به اطرافمون نگاه کنیم .
هوا عالی بود و نسیمی ملایم چهره ها رو نوازش می کرد . مسیر پیش رو سر سبز بود و گیاهان دارویی و کوهی از کلاه میر حسن گرفته تا گون ، ریحون ، آویشن ، درمنه دشتی و هزارخار و ... به وفور دیده میشد . ]
همینطور که به آهستگی اما پیوسته مسیر کوه پایه رو با خوش و بش های دوستانه طی میکردیم در بین بوته ها نگاهی هم به جیرجیرک ها و آخوندک ها و سوسک های کوهی داشتیم و گاهی بعضی هاشون به قدری برای گروه جذاب بود که دقایقی ما رو برای تماشا به دور خودشون جمع میکرد و باعث ایجاد بحث های شنیدنی میشد . !5
با 2 ساعت کوهپیمایی سبک به جاده ای باستانی رسیدیم که در گذشته های دور سنگفرش شده بود و در حال حاضر جز تله های سنگ که به خوبی مسیر جاده رو تو پیچ و تاب کوه قابل تشخیص می کرد چیزی از آن باقی نمونده بود .
از جاده سنگفرش تا فتح قله هما مسیری کوتاه باقی مونده بود . که با رسیدن به قله هما تصویر زیبا و حیرت انگیز قله دماوند تو قاب چشم هامون جا گرفت و لبخند زیبای رضایت رو روی صورت همنوردامون نقاشی کرد .
بعد از گرفتن عکس های یادگاری و تماشای شکوه این قله زیبا استاد مقیم در مورد مسیر های صعود به دماوند از جناههای مختلف توضیح دادند و اسامی تمام قله های رو که قابل مشاهده بودند برامون نام بردند تا موقعیت خودمون رو در منطقه بهتر درک کنیم .
با گشتی کوتاه برای اطراق و صرف ناهار آماده شدیم . بعداز خوردن ناهار و چرتی کوتاه در هوای خنک و زیر سایه ابرهای بزرگ و سفید که آسمون آبی رو دیدنی تر کرده بودند ، نوشیدن چای آویشن آتیشی حقیقتا دلچسب و لذت بخش بود .
زمان برگشت فرارسیده بود و همه همنوردان مشغول جمع و جور کردن وسایل خودشون شدند و کله بر دوش مسیر برگشت رو با راهنمایی استاد مقیم در پیش گرفتیم .
وجود گله های بزرگ دام و سرو صدای سگ های گله که با دیدن ما به جم و جوش افتاده بودند فضای جمع رو عوض کرده بود .
تقریبا نزدیک جاده به استخری پر آبی رسیدیم ، همه پاهامون رو در خنکای آب فرو بردیم و خستگی راه رو در کردیم . یکی از دوستان هم که حسابی به وجد اومده بود تنی به آب زد و حسابی مورد تشویق قرار گرفت .
مسیر رو به سمت جاده ادامه دادیم و با رسیدن ماشین سوار بر رخش آقای رشیدی راننده مهربونمون شدیم و راهی کرج شدیم .
آقا منوچهر همسفر دوست داشتنیمون هم به واسطه تولد فرخندشون همگی ما رو بستنی مهمون کردند تا تو این برنامه هم مثل برنامه های قبل کام همسفرانمون شیرین بشه .
ساعت تقریبا 7 بعداز ظهر بود که به میدان سپاه رسیدم و این برنامه هم با خاطرات به یادموندنی و عکس های زیبا به خاطرها سپرده شد .
به امید دیدار مجدد همه همسفران نمونه البرز من در برنامه های آینده و آرزوی روزهای زیبا با تجربه های شیرین و دوست داشتنی . !77
Last edit: 10 سال 11 ماه قبل by مدیر سفرنامه ها.
كاربر(ان) زير تشكر كردند: reza, منوچهر بهمنی
لطفاً ورود یا ايجاد حساب كاربری برای پیوستن به بحث.
مدیران انجمن: admin1
زمان ایجاد صفحه: 0.050 ثانیه
