- ارسال ها: 1247
- تشکرهای دریافت شده: 406
- خانه
- انجمن
- باشگاه گردشگری البرزمن
- سفرنامه های تابستان 95
- سفرنامه تور آبشار کلها مورخ 95/4/25
×
تصاویر و سفرنامه های تورهای تابستان 95
سفرنامه تور آبشار کلها مورخ 95/4/25
- مدیر سفرنامه ها
-
نويسنده موضوع
- آفلاین
- مدير انجمن
-
کمتر
بیشتر
9 سال 10 ماه قبل - 9 سال 10 ماه قبل #1556
توسط مدیر سفرنامه ها
سفرنامه تور آبشار کلها مورخ 95/4/25 was created by مدیر سفرنامه ها
سفرنامه تور آبشار کلها
مورخ 95/4/25
راهنما: شهام نخبه زعیم
يه روز ديگه و يه سفر ديگه
صبح ساعت ٧ همه همسفرهامون آماده بودند تا يه روز ديگه و كنار هم بسازيم . اول صبح بود راهي جاده چالوس شديم و بعد از معارفه صبحانه و رستوران خورديم ، پل خواب توقفي كرديم و وسايلي كه نياز داشتيم و تهيه كرديم .
بعد از كمي پيچ وا پيچ هاي جاده وارد جاده روستاي كلوان شديم و اول روستا ماشين توقف كرد و ما هم بند كفش هامونو سفت بستيم زديم به دل طبيعت و رودخانه ، هنوز خيلي از پياده روي مون نگذشته بود كه آبشار خودنمايي ميكرد ما هم كه تا اونجا آفتاب تابستان حسابي گرممون كرده بود پريديم زير آبشار و كلي آب بازي كرديم تقريباً همه دوستان از فضاي آب و آب بازي بهره بردند و بعد از كلي هيجان ، هر چند سخت بود و دلمون مي خواست باز هم آب بازي كنيم ! وسايل برداشتيم و ادامه مسير ....
رودخانه بسيار خروشان بود و خدارو شكر آب زيادي داشت . چند مرتبه از رودخانه گذشتيم و در مرحله آخر از تخته سنگ ها گذشتيم ، ناگهان يكي از همسفرهامون كه آقاي جعفري ميباشند پريدن يا بهتره بگيم افتادن توي آب و حسابي خيس شدند. بعد از عبور از سنگ ها و منطقه اي رسيديم كه مي خواستيم وسايلمونو بزاريم و نهار بخوريم .
بلافاصله رفتم سراغ آتش و چايي هيزمي تا بعد از نهار چايي و نوش جان كنيم.
بعد از نهار هم كلي آب بازي و لذت وصف نشدني تازه شدن .
حالا ديگه وقت چايي بود ، چايي و خورديم و وسايل و جمع كرديم .
ديگه كم كم وقت رفتن بود ، از راهي كه اومده بوديم برگشتيم . تو مسير برگشت هم براي پذيرايي از همسفرهامون توقفي كرديم .
حدود ساعت ٦ عصر رسيديم كرج. انشاله كه به همه خوش گذشته باشه.
به اميد ديدار !35
مورخ 95/4/25
راهنما: شهام نخبه زعیم
يه روز ديگه و يه سفر ديگه
صبح ساعت ٧ همه همسفرهامون آماده بودند تا يه روز ديگه و كنار هم بسازيم . اول صبح بود راهي جاده چالوس شديم و بعد از معارفه صبحانه و رستوران خورديم ، پل خواب توقفي كرديم و وسايلي كه نياز داشتيم و تهيه كرديم .
بعد از كمي پيچ وا پيچ هاي جاده وارد جاده روستاي كلوان شديم و اول روستا ماشين توقف كرد و ما هم بند كفش هامونو سفت بستيم زديم به دل طبيعت و رودخانه ، هنوز خيلي از پياده روي مون نگذشته بود كه آبشار خودنمايي ميكرد ما هم كه تا اونجا آفتاب تابستان حسابي گرممون كرده بود پريديم زير آبشار و كلي آب بازي كرديم تقريباً همه دوستان از فضاي آب و آب بازي بهره بردند و بعد از كلي هيجان ، هر چند سخت بود و دلمون مي خواست باز هم آب بازي كنيم ! وسايل برداشتيم و ادامه مسير ....
رودخانه بسيار خروشان بود و خدارو شكر آب زيادي داشت . چند مرتبه از رودخانه گذشتيم و در مرحله آخر از تخته سنگ ها گذشتيم ، ناگهان يكي از همسفرهامون كه آقاي جعفري ميباشند پريدن يا بهتره بگيم افتادن توي آب و حسابي خيس شدند. بعد از عبور از سنگ ها و منطقه اي رسيديم كه مي خواستيم وسايلمونو بزاريم و نهار بخوريم .
بلافاصله رفتم سراغ آتش و چايي هيزمي تا بعد از نهار چايي و نوش جان كنيم.
بعد از نهار هم كلي آب بازي و لذت وصف نشدني تازه شدن .
حالا ديگه وقت چايي بود ، چايي و خورديم و وسايل و جمع كرديم .
ديگه كم كم وقت رفتن بود ، از راهي كه اومده بوديم برگشتيم . تو مسير برگشت هم براي پذيرايي از همسفرهامون توقفي كرديم .
حدود ساعت ٦ عصر رسيديم كرج. انشاله كه به همه خوش گذشته باشه.
به اميد ديدار !35
Last edit: 9 سال 10 ماه قبل by مدیر سفرنامه ها.
لطفاً ورود یا ايجاد حساب كاربری برای پیوستن به بحث.
مدیران انجمن: admin1
زمان ایجاد صفحه: 0.060 ثانیه
