- ارسال ها: 1247
- تشکرهای دریافت شده: 406
- خانه
- انجمن
- باشگاه گردشگری البرزمن
- سفرنامه های پاییز 97
- سفرنامه تور کویر مرنجاب مورخ 26 الی 97/7/27
×
تصاویر و سفرنامه های تور های پاییز 97
سفرنامه تور کویر مرنجاب مورخ 26 الی 97/7/27
- مدیر سفرنامه ها
-
نويسنده موضوع
- آفلاین
- مدير انجمن
-
کمتر
بیشتر
7 سال 7 ماه قبل - 7 سال 7 ماه قبل #2029
توسط مدیر سفرنامه ها
سفرنامه تور کویر مرنجاب مورخ 26 الی 97/7/27 was created by مدیر سفرنامه ها
سفرنامه تور کویر مرنجاب
مورخ 26 الی 97/7/27
راهنما: فرشید حسینی
کویر گستره بی پایانی از زیبایی، استقامت، صبر و آرامش ... و هر آنکه بخواهد بی بهره نباشد از این گستره بی پایان باید بار سفر ببندد و دل به جاده بسپارد.
پس به لطف ایزد و مهر دوستان و یاران جان رهسپار کویر شدیم.
قرارمان هم که همان جای همیشگی بود. در ابتدا همسفران جان از خود گفتند و ما هم از قصه مردان سخت کوش، قنات، آب، شاه عباس کبیر و خوابی که در نهایت با ساخت ۹۹۹ قلعه ختم بخیر شد.و یکی از آنها مقصد ما بود.
کاروانسرا و کویر مرنجاب ...
و در این مسیر گذر کردیم از شهرهای قم و کاشان و آران و بید گل و طی ۶۵ کیلومتر جاده خاکی که فرصت مناسبی بود برای استراحت شبانگاهی همسفران و غرغرهای بی پایان راننده در گوش من شب زنده دار . طلوع دل انگیز آفتاب، آرامش و زیبایی دریاچه نمک و برپائی آتش و چای هیزمی توام شد با صرف صبحانه ای دلچسب ،تا آغازگر یک روز خوب باشیم در دل کویر مرنجاب .
مقصد بعدیمان کاروانسرای مرد-رنج و آب بود. کاروانسرایی که سیل عظیم گردشگر و کم لطفی آنها نفسهایش را به شماره انداخته است. بعد از بازدیدمان از کاروانسرا و قنات مرنجاب راهی رمل ها در حاشیه دریاچه نمک شدیم
رمل های زیبایی که افسونشان دلربائی میکند از هر رهگذری و چه خوب که این رهگذران همسفران پر نشاط البرز من باشند. همسفرانی که دل به رمل های مرنجاب سپردند و صدای شور و نشاط بازی وسطی و مسابقه طناب کشیشان در کویر طنین انداز شده بود.
و حیف که چه زود گذشت این لحظات ناب ...
و باز هم جاده خاکی و اتوبوس و غرغرهای راننده البته به مقدار خفیف تر. تا برسیم به رستوران سنتی نگین در دل شهر کاشان ... برای خوب کردن حال شکمهای گرسنه .
و انصافا که صفای این خانه قدیمی و صدای دل انگیز حوض آب و فضای دلنشینش و البته غذای خوشمزه اش هم حال دلمان رو خوب کرد وهم معده های گرسنه را . و در چشم بر هم زدنی به غروب پائیز رسیدیم و عزم بازگشت به شهر و دیار .
در مسیر بازگشت همراهان جان گل گفتند و گل شنیدند و البته بازی و شادی داخل اتوبوس که جز لاینفک تورهای گروهی بوده و هست.
و باز هم کرج، کار و گذران زندگی و اندیشه سفر ... به این بی مرز بی پایان ... که حتی خیالش حال دلمان را خوب میکند در این روزگار سخت ...
باتشکر از همراهی دوست و همکار عزیزم علیرضا تراب زاده
فرشید حسینی
پاییز 97
مورخ 26 الی 97/7/27
راهنما: فرشید حسینی
کویر گستره بی پایانی از زیبایی، استقامت، صبر و آرامش ... و هر آنکه بخواهد بی بهره نباشد از این گستره بی پایان باید بار سفر ببندد و دل به جاده بسپارد.
پس به لطف ایزد و مهر دوستان و یاران جان رهسپار کویر شدیم.
قرارمان هم که همان جای همیشگی بود. در ابتدا همسفران جان از خود گفتند و ما هم از قصه مردان سخت کوش، قنات، آب، شاه عباس کبیر و خوابی که در نهایت با ساخت ۹۹۹ قلعه ختم بخیر شد.و یکی از آنها مقصد ما بود.
کاروانسرا و کویر مرنجاب ...
و در این مسیر گذر کردیم از شهرهای قم و کاشان و آران و بید گل و طی ۶۵ کیلومتر جاده خاکی که فرصت مناسبی بود برای استراحت شبانگاهی همسفران و غرغرهای بی پایان راننده در گوش من شب زنده دار . طلوع دل انگیز آفتاب، آرامش و زیبایی دریاچه نمک و برپائی آتش و چای هیزمی توام شد با صرف صبحانه ای دلچسب ،تا آغازگر یک روز خوب باشیم در دل کویر مرنجاب .
مقصد بعدیمان کاروانسرای مرد-رنج و آب بود. کاروانسرایی که سیل عظیم گردشگر و کم لطفی آنها نفسهایش را به شماره انداخته است. بعد از بازدیدمان از کاروانسرا و قنات مرنجاب راهی رمل ها در حاشیه دریاچه نمک شدیم
رمل های زیبایی که افسونشان دلربائی میکند از هر رهگذری و چه خوب که این رهگذران همسفران پر نشاط البرز من باشند. همسفرانی که دل به رمل های مرنجاب سپردند و صدای شور و نشاط بازی وسطی و مسابقه طناب کشیشان در کویر طنین انداز شده بود.
و حیف که چه زود گذشت این لحظات ناب ...
و باز هم جاده خاکی و اتوبوس و غرغرهای راننده البته به مقدار خفیف تر. تا برسیم به رستوران سنتی نگین در دل شهر کاشان ... برای خوب کردن حال شکمهای گرسنه .
و انصافا که صفای این خانه قدیمی و صدای دل انگیز حوض آب و فضای دلنشینش و البته غذای خوشمزه اش هم حال دلمان رو خوب کرد وهم معده های گرسنه را . و در چشم بر هم زدنی به غروب پائیز رسیدیم و عزم بازگشت به شهر و دیار .
در مسیر بازگشت همراهان جان گل گفتند و گل شنیدند و البته بازی و شادی داخل اتوبوس که جز لاینفک تورهای گروهی بوده و هست.
و باز هم کرج، کار و گذران زندگی و اندیشه سفر ... به این بی مرز بی پایان ... که حتی خیالش حال دلمان را خوب میکند در این روزگار سخت ...
باتشکر از همراهی دوست و همکار عزیزم علیرضا تراب زاده
فرشید حسینی
پاییز 97
Last edit: 7 سال 7 ماه قبل by مدیر سفرنامه ها.
لطفاً ورود یا ايجاد حساب كاربری برای پیوستن به بحث.
زمان ایجاد صفحه: 0.050 ثانیه
