- ارسال ها: 1247
- تشکرهای دریافت شده: 406
- خانه
- انجمن
- باشگاه گردشگری البرزمن
- سفرنامه های پاییز 97
- سفرنامه تور جنگل بلندمازو مورخ 97/8/25
×
تصاویر و سفرنامه های تور های پاییز 97
سفرنامه تور جنگل بلندمازو مورخ 97/8/25
- مدیر سفرنامه ها
-
نويسنده موضوع
- آفلاین
- مدير انجمن
-
کمتر
بیشتر
7 سال 6 ماه قبل #2048
توسط مدیر سفرنامه ها
سفرنامه تور جنگل بلندمازو مورخ 97/8/25 was created by مدیر سفرنامه ها
سفرنامه تور جنگل بلندمازو
مورخ 97/8/25
راهنما: محمدمهدی امینی زاده
آن هنگام که اراده کنیم
از تعلق رها شویم و وارسته
رنگ های گوناگون خویش را
تجربه خواهیم کرد
پاییز مردن نیست
پاییز زنده کردن هزار رنگ است
آن هنگام که از کهنه ها آزاد شویم
دوباره صبح جمعه آمد و دوست داران پاییز هزار رنگ دور هم جمع شدند و خروس خوان دل به راه سپردیم. عطر پاییز در پیچ و خم جاده پر شده بود و درختان رنگارنگ و سپیدی برف کوهها و مه صبحگاهی ، ترکیب زیبایی بود که اول صبح چشم را نوازش میداد . قرار بود در هنگام معارفه جای یک نفر را خالی کنیم و جمله ای بگوییم برای آن یکنفر !
جای همسر وفرزند و دوستانمان را خالی کردیم و شیرینی خیال غایبان را با طعم دل انگیز صبحانه گره زدیم و روزمان را آغاز کردیم .
تقریبا همه همسفران برای معارفه آمدند ولی سپهر که کوچکترین همسفر مان بود ، نیامد گویاخجالتی بود اما آخر کار همه را غافلگیر کرد .
به ابتدای جنگل بلند مازو رسیدیم . اسم این جنگل واین درخت هر ببیننده ای را به وجد می آورد .
بُلَندمازو درختی است برگریز از تیره بلوطها که بومی جنگلهای شمال ایران است. این درخت از انواع دیگر تیره بلوط فراوانتر است و وسعت زیادی از جنگلهای شمال ایران را فراگرفتهاست . در شمال ایران با نامهای مازومیری، موزی، سیاهمازو، اشپر و پالوت نیز شناخته میشود .
در ابتدای کار حس خوب همراهی با خانم نجفی را از دست دادیم و حسام عزیز و سمانه خانم ایشان را همراهی کردند .
بارش باران شب قبل ، مسیر جنگلی را گل آلود کرده بود و قدم زدن روی برگهای رنگی خیس جنگل تجربه دلپذیری بود . در طول مسیر کمی در مورد درختان جنگلی و بی مهری مردم با آنها صحبت کردیم .
هر چه بیشتر قدم میزدیم درختان رنگارنگ بیشتر خودنمایی میکردند و حیف بود که با آنها عکس یادگاری نگیریم .کمی بعد به سمت چشمه سرازیر شدیم و در نزدیکی آن اتراق کردیم .
ساعتی طول کشید تا با کمک جمال عزیز و هیزمهای خیس جنگل آتشی گرم بر پا کنیم و با روشن شدن آتش ، حسام هم به ما پیوست و توانستیم کتری چای را آماده کنیم .
بعد از ناهارگروه کرکس های طلایی با گروه کرکس های کثیف ! رقابت سختی برای طناب کشی داشتند ولی در هر صورت نتیجه مساوی شد .
یک مسابقه دوستانه طناب کشی هم بین دوستان هلال احمر نوشهر و همسفران البرز من برگزار شد که در هر دو بار همسفران البرز من شیرینی برد را چشیدند
زمان حرکت فرا رسید در مسیر جنگل ، هم از صدای باصفای علی آقای عزیز لذت بردیم و هم سکوت جنگل را تجربه کردیم و باز هم اتوبوس همیشگی البرز من و حرکت به سمت کرج .
در مسیر بازگشت علاوه بر هنر نمایی به یاد ماندنی خیلی از همسفران ، شباهنگ عزیز ، ما رو به سه تا از آهنگهای خودش مهمان کرد و لحظه لحظه در شاد ی ادامه دادیم و هنوز گرمای آش کندوان در دهانمان حس میشد که دیوارهای شهر پدیدار شدند و وقت بدرود همسفران شد .
از همکار عزیزم حمید نیک پی بابت همه زحمات ایشان تشکر میکنم و به امید دیدار همه همسفران عزیز .
محمد مهدی امینی زاده
مورخ 97/8/25
راهنما: محمدمهدی امینی زاده
آن هنگام که اراده کنیم
از تعلق رها شویم و وارسته
رنگ های گوناگون خویش را
تجربه خواهیم کرد
پاییز مردن نیست
پاییز زنده کردن هزار رنگ است
آن هنگام که از کهنه ها آزاد شویم
دوباره صبح جمعه آمد و دوست داران پاییز هزار رنگ دور هم جمع شدند و خروس خوان دل به راه سپردیم. عطر پاییز در پیچ و خم جاده پر شده بود و درختان رنگارنگ و سپیدی برف کوهها و مه صبحگاهی ، ترکیب زیبایی بود که اول صبح چشم را نوازش میداد . قرار بود در هنگام معارفه جای یک نفر را خالی کنیم و جمله ای بگوییم برای آن یکنفر !
جای همسر وفرزند و دوستانمان را خالی کردیم و شیرینی خیال غایبان را با طعم دل انگیز صبحانه گره زدیم و روزمان را آغاز کردیم .
تقریبا همه همسفران برای معارفه آمدند ولی سپهر که کوچکترین همسفر مان بود ، نیامد گویاخجالتی بود اما آخر کار همه را غافلگیر کرد .
به ابتدای جنگل بلند مازو رسیدیم . اسم این جنگل واین درخت هر ببیننده ای را به وجد می آورد .
بُلَندمازو درختی است برگریز از تیره بلوطها که بومی جنگلهای شمال ایران است. این درخت از انواع دیگر تیره بلوط فراوانتر است و وسعت زیادی از جنگلهای شمال ایران را فراگرفتهاست . در شمال ایران با نامهای مازومیری، موزی، سیاهمازو، اشپر و پالوت نیز شناخته میشود .
در ابتدای کار حس خوب همراهی با خانم نجفی را از دست دادیم و حسام عزیز و سمانه خانم ایشان را همراهی کردند .
بارش باران شب قبل ، مسیر جنگلی را گل آلود کرده بود و قدم زدن روی برگهای رنگی خیس جنگل تجربه دلپذیری بود . در طول مسیر کمی در مورد درختان جنگلی و بی مهری مردم با آنها صحبت کردیم .
هر چه بیشتر قدم میزدیم درختان رنگارنگ بیشتر خودنمایی میکردند و حیف بود که با آنها عکس یادگاری نگیریم .کمی بعد به سمت چشمه سرازیر شدیم و در نزدیکی آن اتراق کردیم .
ساعتی طول کشید تا با کمک جمال عزیز و هیزمهای خیس جنگل آتشی گرم بر پا کنیم و با روشن شدن آتش ، حسام هم به ما پیوست و توانستیم کتری چای را آماده کنیم .
بعد از ناهارگروه کرکس های طلایی با گروه کرکس های کثیف ! رقابت سختی برای طناب کشی داشتند ولی در هر صورت نتیجه مساوی شد .
یک مسابقه دوستانه طناب کشی هم بین دوستان هلال احمر نوشهر و همسفران البرز من برگزار شد که در هر دو بار همسفران البرز من شیرینی برد را چشیدند
زمان حرکت فرا رسید در مسیر جنگل ، هم از صدای باصفای علی آقای عزیز لذت بردیم و هم سکوت جنگل را تجربه کردیم و باز هم اتوبوس همیشگی البرز من و حرکت به سمت کرج .
در مسیر بازگشت علاوه بر هنر نمایی به یاد ماندنی خیلی از همسفران ، شباهنگ عزیز ، ما رو به سه تا از آهنگهای خودش مهمان کرد و لحظه لحظه در شاد ی ادامه دادیم و هنوز گرمای آش کندوان در دهانمان حس میشد که دیوارهای شهر پدیدار شدند و وقت بدرود همسفران شد .
از همکار عزیزم حمید نیک پی بابت همه زحمات ایشان تشکر میکنم و به امید دیدار همه همسفران عزیز .
محمد مهدی امینی زاده
لطفاً ورود یا ايجاد حساب كاربری برای پیوستن به بحث.
زمان ایجاد صفحه: 0.061 ثانیه
