× تصاویر و سفرنامه تورهای بهار 95

سفرنامه تور ایلام و سیمره مورخ 10 الی 95/1/13

بیشتر
10 سال 2 ماه قبل - 10 سال 1 ماه قبل #1482 توسط مدیر سفرنامه ها
سفرنامه تور ایلام خرم آباد
مورخ 10 الی 95/1/13
راهنما: پویا ملاحسنی




در میان کوهستان صخره ای و جوان زاگرس شهری قرار گرفته که اسمش رو از گذشته های خیلی دور به یادگار گرفته .... شهری با مردمی از جنس طبیعت و با مردمی از جنس مهربانی و عزت و مقاومت.... ایلام مقصد سفر چهار روزه ی نوروزی البرزمنی ها بود....
صبح روز دهم عید همسفران همه به موقع و با لبی خندان در کنار ماشین اقای بیگدلی حاضر شدند و سفر ما به سمت غرب ایران آغاز شد...... در مسیر همه جا رو آب گرفته بود و رودخانه ها با سیلاب و اب فراوان در حال حر کت بودند.... اولین توقف ما بعد از خوردن صبحانه در پای کوهستان بیستون بود تا از میراث بی نظیر پادشاهان سال های دور بازدید کنیم....



برای صرف ناهار به داخل کاروانسرای شاه عباسی که در ز یر کوه بسیتون قرار داشت رفتیم



و دنده کباب جانانه ای نوش جان کردیم......
کوه بیستون مانند دیواره و دژی بی همتا و سر به فلک کشیده جلوی ما قد علم کرده بود و در زیرین ترین قسمت این صخره ی بزرگ فرهادتراش قرارداشت....



اگرچه نسبت به کوه بیستون فرهاد تراس بسیار کوچک بود ولی وقتی به یاد میاوردی که با دست های انسان در 1400 سال پیش کنده شده دهانت از حیرت باز می ماند....
کمی ان طرفتر هرکول سنگی لم داده بود و بی توجه به زخم های گردنش به دور دست ها خیره شده بود....



سنگ نگاره ای که از دوران اشکانی باقی مونده بود و جز اشباحی کم رنگ چیزی ازش باقی نمانده بود.... و در اخر کتیبه ی یکی از بزرگترین پادشاهان تاریخ و داستان نجات ایران از دست دشمنان خودی و غیر خودی .. مردان دست بسته و پادشاهی که با لبخند پا روی سینه دشمن گذاشته و از اهورا مزدا طلب مغفرت میکنه.....
آسمان ابی بود و ابرهای سفید و تکه تکه شده به زیبایی اسمان جلوه ی بیشتری میدادن... چمن زار و کوههای سبز دور و دشتی بی نظیر ... چشمه ی ابی اسرار امیز ... همه این ها کنار هم هر جنبنده ای رو به ذوق میاره تا لحظه ای درنگ کنه و با حیرت محو این زیبایی ها بشه....
بعد از بیستون به سمت ایلام حرکت کردیم و شب هنگام به هتل رسیدیم....



خیلی زود به خواب رفتیم و صبح روز بعد از کاخ والی بازدید کردیم و موزه ی زیبای عشایری و محوطه ی کاخ و چادر عشایر و نان محلی و چای و سوغات لحظه های شیرینی رو برمون ساختند ... به هتل برگشتیم و بعد از کمی استراحت و خوردن ناهار و به سمت دشت مهران حدکت کردیم تا از تنگه و غار زینگان بازدید کنیم ...
درمسیر چادرهای زیادی رو میدیدیم که به رسم هرسال مرذم ایلام در نوروز برپا میکنند تا نوروز رو در طبیعت به مدت سیزده روز جشن بگیرند....
به امامزاده صالح رسیدیم و نیسان های ابی اسمانی به استقبالمون اومدند و ما هم خوشحال و شاد به پشت انها پریدیم و همین طور که باد به صورتمون میخورد از دیدن طبیعت اطراف لذت میبردیم.... بالاخره به اول مسیر پیاده روی رسیدیم و تنگه ها و دره ها از دور خودنمایی میکردند...



خیلی زود مجبور شدیم که پاها رو به اب بزنیم... چهره ی رودخونه به خاطر سیلاب سال قبل به کلی دگرگون شده بود ولی باز هم جذاب بود.... بعد از کمی پیاده روی به تنگه ی اصلی رسیدیم نور کمتر شد





اب از سقف و دیواره ها به سمت پایین سرازیر شد و سازه های اهکی و غار مانند هم نمایان شدند .... تا ابشار کوچک اخر تنگه راه رو ادامه دادیم و سپس راه برگشت رو پی گرفتیم....





قبل از رسیدن به هتل کنار کبابی های کنار جاده توقفی کردیم و جگروز ودنده و چنجه ی حسابی ای نوش جان کردیم.... روز یازدهم فرمردین روز تولد حضرت فاطمه (س) بود برای همین تصمیم گرفتیم نا در سالن امفی تاتر هتل مراسمی برای تقدیر از مادران و بانوان همسفرمون داشته باشیم.... جای شما خالی شب به یاد ماندنی ای شد....



روز سوم سفر به سمت دره شهر حرکت کردیم ، طبیعت باز هم زیباتد از قبل خودنمایی میکرد... خیلی زود به کنار تنگه زیبا و بی نظیر رازیانه رسیدیم





خشن و وحش و زیبا و کمی هم هراس انگیز.... کمی اب بازی و جیغ و فر یاد هم داشتیم ....





به دره شهر رسیدیم و بعد از ناهار و کمی استراحت به سمت تنگه بهرام چوبین حرکت کردیم...



نور افتاب و گندم زار طلایی و کوهستان صخره ای و تنگه ای از سال های دور و ابراهه ای باستانی و خون ها یی که برای تسخیر این فلعه ی طبیعی ریخته شده بود...



آدم رو به تصویر سازی و خیال پردازی وا میداشت ....



و نوای نی و اواز پیرمرد کوهستان.... از تنگه به سمت پل گاومیشان رفتیم و رودخونه ی سرکش کشکان رو به نظاره نشستیم ....





چه سم اسب هایی که روی این پل کویبده نشدند و تاریخ هایی که این پل به هم پیوند نداده.... غروب شده بود و اتش برافراشته شد



موسیقی طبیعت با نوای سوختن چوب و سمفونی پر صدای رودخونه تکمیل شد و سکوت و اسمان پر ستاره....



روز چهارم سیزده به در بود و روز برگشت به خانه.. بعد از صبحانه به دیدن خرابه های شهر باستانی سیمره یا ماداکتو رفتیم





عکس و لحظه ای تامل و حرکت به سمت خانه اغاز شد......



برای ناهار در خرم ابد توقفی کردیم و باز راه رو ادامه دادیم.. گردنه چالانچولان و تمین رو هم پشت سر گذاشتیم و در این بین بازی و مسابقه و سرگرمی تا اخرین لحظات سفر همراه ما بود.... !35
Last edit: 10 سال 1 ماه قبل by مدیر سفرنامه ها.

لطفاً ورود یا ايجاد حساب كاربری برای پیوستن به بحث.

مدیران انجمن: admin1
زمان ایجاد صفحه: 0.082 ثانیه

نماد اعتماد الکترونیک

enamad

ارتباط با ما

    • تلفن : 34213531-026
    • موبایل : 09391725252
    • Email: info@alborzeman.ir
    • کرج، میدان سپاه ، به سمت سه راه گوهردشت ، بعد از خیابان بوستان ، ساختمان گلستان ، واحد یک