× تصاویر و سفرنامه تورهای بهار 95

سفرنامه تور گلابگیری کاشان مورخ 95/2/10

بیشتر
10 سال 1 ماه قبل - 10 سال 1 ماه قبل #1496 توسط مدیر سفرنامه ها
سفرنامه تور گلاب گیری کاشان
مورخ 95/2/10
راهنما: وحید شعبانی




با یاد او
بهار که باشد و اردیبهشت همیشه پای سفر در میان است .. صبح زود مغزمان فرمان میدهد و پلک های به هم چسبیده مان اجرا میکنند .. چشم باز می کنیم و خود را در وعده گاه سفرهایمان میبینیم .. همسفران جان نیز آمده اند و شاد و خندان مهیای سفر به سرزمین گل و گلاب هستند.. ناصر خان غلامی کاپیتان خوشحالمان استارت می زند و ... رفتیم ..
در لابلای تاریک و روشن دم صبح خواب داخل اتوبوس به بعضی ها میچسبد و بعضی هم متفکرانه به پشتی صندلی جلوی خود می نگرند.. منزل اولمان مهتاب است و صبحانه ای لذیذ .. بعد از صرف صبحانه قلنجی میشکانیم و آماده معارفه می شویم .. یاران تک تک خود را معرفی می کنند و ما هم کلی با ایشان شوخی می کنیم .. دیدن چهره های خندان حال خوبی به آدم می دهد...
به ابتدای جاده برزک رسیده ایم و آقا جابر گل با پرشیای سفید در انتظار ماست.. برزک کوهستانیست و گل هایش هنوز باز نشده اند ..



جابر جان ما را به یک مزرعه گل محمدی میبرد و همسفرانمان نیز حسابی از خجالت باغ در می آیند و به شدت گل می چینند ..





در کارگاه گلابگیری سنتی ایستاده ایم و آقا جابر در حال توضیح دادن مراحل گلابگیری هستند.. دوستان نیز سوالاتی می پرسند و عده ای نیز به عکاسی مشغولند..



عرقیجات داخل کارگاه نیز آرام آرام جیبهای همسفرانمان را خالی میکنند.. چای هیزمی میخوریم و به سمت کاشان حرکت میکنیم ..
هوای گرم کاشان با هوای خنک برزک اصلا قابل مقایسه نیست.. رستوران هتل نگارستان میزبان ما است و ناهار را به لب خندان اینجا نوش جان می کنیم ..
بعد از ناهار به راه می افتیم و وارد بافت تاریخی کاشان می شویم .. ابتدا لحظاتی را در کنار صحن سلطان میر احمد سپری می کنیم و پس از آن راهی دیدار از خانه با شکوه عباسیان می شویم . یارانمان سرخوش و سرمست بازیگوشی میکنند و عکس می گیرند . صدای خانم پورفرد راهنمای خانه همه را دور هم جمع می کند . کمی از خانه می شنویم و به جایش کلی عکس یادگاری می گیریم .







خانم راهنما هم که زانو درد دارند و در ادامه مسیر همراهمان نیستند . از اتاق عقد دیدن می کنیم و متعاقبش اتاق خواستگاری ... اینجاست که برخی از مسافران دم بختمان گل از گلشان می شکفد.. خلاصه... خانه عباسیان را هم ترک می کنیم و برای شستشوی روحمان و دیدن زیباییهای معماری کشورمان به حمام سلطان میر احمد می رویم .. شکوه معماری ایرانی .. کیفوریم و کلی عکس یادگاری می گیریم ..





حتی خارجیها هم دلشان می خواهد با ما عکس بگیرند و این نشان دهنده این است که ما چقدر خوبیم ..
کم کم به پایان سفرمان نزدیک می شویم .. در راه برگشت از کاشان بسیار شادیم و خندان.. آواز می خوانیم و مسابقه می دهیم .. هر چه تلاش کردیم این آقا رضای خوشنویس را ببازانیم نتوانستیم و در آخر ایشان برنده شدند .. حالا دیگر شب است .. روزی دیگر از عمرمان به نیکی با یاران عزیز تر از جانمان سپری شد و بسیار آموختیم .. کرج از دور پیداست .. میدان سپاه .. خداحافظی و رفتن یاران .. اما سفر همچنان پابرجاست ..
تا دوباره بدرود.. !35
Last edit: 10 سال 1 ماه قبل by مدیر سفرنامه ها.

لطفاً ورود یا ايجاد حساب كاربری برای پیوستن به بحث.

مدیران انجمن: admin1
زمان ایجاد صفحه: 0.056 ثانیه

نماد اعتماد الکترونیک

enamad

ارتباط با ما

    • تلفن : 34213531-026
    • موبایل : 09391725252
    • Email: info@alborzeman.ir
    • کرج، میدان سپاه ، به سمت سه راه گوهردشت ، بعد از خیابان بوستان ، ساختمان گلستان ، واحد یک