- ارسال ها: 1247
- تشکرهای دریافت شده: 406
- خانه
- سفرنامه ها
- باشگاه گردشگری البرزمن
- سفرنامه تورهای پاییز 94
- سفرنامه تور غار رودافشان مورخ 94/7/10
سفرنامه تور غار رودافشان مورخ 94/7/10
- مدیر سفرنامه ها
-
نويسنده موضوع
- آفلاین
- مدير انجمن
-
کمتر
بیشتر
10 سال 8 ماه قبل - 10 سال 8 ماه قبل #1405
توسط مدیر سفرنامه ها
سفرنامه تور غار رودافشان مورخ 94/7/10 was created by مدیر سفرنامه ها
سفرنامه تور غار رودافشان
مورخ 94/7/10
راهنما: پویا ملاحسنی
كوهستان البرز پر از ناگفته ها و ناديدني هايي هست كه حيرت و شگفتي رو براى بازديدكننده هاي جستجوگرش به همراه مي اورد.
يكي از اين شگفتي هاي بي نظير طبيعت ، غار رودافشان هست.
البرزمن بر ان شد تا با رسيدن ماه مهر ديدارى با اين هيبت پنهان تازه كند.
صبح جمعه مثل هميشه سر ساعت مشخص همه همسفرها حاضر بودند و سلام و عليك و احوال پرسي تا ماشين از راه رسيد و سفر اغاز.
بعد از پذيرايي كوچكي معارفه بين همسفرها انجام شد كه باعث شد با شغل هاي جالب و هوس انگيز بعضي ار همسفرها اشنا بشيم.
صبحانه رو در رستوران نوش جان كرديم و خيلي زود به روستاي رودافشان رسيديم. كلاه و هدلايت هارو چك كرديم و مسير پاكوب رو به سمت دهنه غار پيش گرفتيم.
عرق ميريختيم و ارتفاع ميگرفتيم و از دهنه غار خبرى نبود. منظره كوهستان و درخت هاي ارس و دره اي پوشيده از باغات سيب و گردو ... خستگي رو از تنمون به در مى اوردند. بالاخره لحظه موعود فرا رسيد.
دهنه پر هيبت و با عظمت غار خودنمايي كرد.
همه محو زيبايي و عظمت طبيعت بوديم و تا تونستيم عكس گرفتيم. خدا رو شكر خطر از بيخ گوش اقاي شاه ابراهيمي گذشت و به سمت داخل غار روانه شديم. سنگ هاي گل كلمي ، چكنده و چكيده هاي غول اسا و ستون هاي اهكي در غار پيمايش هيجاني و چالش برانگيز درون غار رو اسون كرده بود.
خلاصه به انتهاي راه رسيديم. سكوت كرديم و به نجواى غار گوش سپرديم. سرود تكى و دسته جمعي و در اخر مسير برگشت رو پي گرفتيم. براى صرف ناهار زير درختهاي باغات رودافشان سفره پهن كرديم و چاي هيزمي رو هم مثل هميشه نوش جان كرديم. !40
مسير برگشت به شوخي و شادى و خنده سپرى شد و بالاخره سفرى ديگر هم به پايان رسيد و حكايت همچنان باقيست.
به اميد ديدار دوباره شما دوستان باصفا !24
مورخ 94/7/10
راهنما: پویا ملاحسنی
كوهستان البرز پر از ناگفته ها و ناديدني هايي هست كه حيرت و شگفتي رو براى بازديدكننده هاي جستجوگرش به همراه مي اورد.
يكي از اين شگفتي هاي بي نظير طبيعت ، غار رودافشان هست.
البرزمن بر ان شد تا با رسيدن ماه مهر ديدارى با اين هيبت پنهان تازه كند.
صبح جمعه مثل هميشه سر ساعت مشخص همه همسفرها حاضر بودند و سلام و عليك و احوال پرسي تا ماشين از راه رسيد و سفر اغاز.
بعد از پذيرايي كوچكي معارفه بين همسفرها انجام شد كه باعث شد با شغل هاي جالب و هوس انگيز بعضي ار همسفرها اشنا بشيم.
صبحانه رو در رستوران نوش جان كرديم و خيلي زود به روستاي رودافشان رسيديم. كلاه و هدلايت هارو چك كرديم و مسير پاكوب رو به سمت دهنه غار پيش گرفتيم.
عرق ميريختيم و ارتفاع ميگرفتيم و از دهنه غار خبرى نبود. منظره كوهستان و درخت هاي ارس و دره اي پوشيده از باغات سيب و گردو ... خستگي رو از تنمون به در مى اوردند. بالاخره لحظه موعود فرا رسيد.
دهنه پر هيبت و با عظمت غار خودنمايي كرد.
همه محو زيبايي و عظمت طبيعت بوديم و تا تونستيم عكس گرفتيم. خدا رو شكر خطر از بيخ گوش اقاي شاه ابراهيمي گذشت و به سمت داخل غار روانه شديم. سنگ هاي گل كلمي ، چكنده و چكيده هاي غول اسا و ستون هاي اهكي در غار پيمايش هيجاني و چالش برانگيز درون غار رو اسون كرده بود.
خلاصه به انتهاي راه رسيديم. سكوت كرديم و به نجواى غار گوش سپرديم. سرود تكى و دسته جمعي و در اخر مسير برگشت رو پي گرفتيم. براى صرف ناهار زير درختهاي باغات رودافشان سفره پهن كرديم و چاي هيزمي رو هم مثل هميشه نوش جان كرديم. !40
مسير برگشت به شوخي و شادى و خنده سپرى شد و بالاخره سفرى ديگر هم به پايان رسيد و حكايت همچنان باقيست.
به اميد ديدار دوباره شما دوستان باصفا !24
Last edit: 10 سال 8 ماه قبل by مدیر سفرنامه ها.
لطفاً ورود یا ايجاد حساب كاربری برای پیوستن به بحث.
مدیران انجمن: admin1
زمان ایجاد صفحه: 0.083 ثانیه
