- ارسال ها: 1247
- تشکرهای دریافت شده: 406
- خانه
- سفرنامه ها
- باشگاه گردشگری البرزمن
- سفرنامه های بهار 97
- سفرنامه تور سنگ نگاره های تیمره و گلپایگان مورخ 97/1/24
- سفرنامه ها
- باشگاه گردشگری البرزمن
- سفرنامه های بهار 97
- سفرنامه تور سنگ نگاره های تیمره و گلپایگان مورخ 97/1/24
×
تصاویر و سفرنامه تورهای بهار 97
سفرنامه تور سنگ نگاره های تیمره و گلپایگان مورخ 97/1/24
- مدیر سفرنامه ها
-
نويسنده موضوع
- آفلاین
- مدير انجمن
-
کمتر
بیشتر
8 سال 1 ماه قبل - 8 سال 1 ماه قبل #1880
توسط مدیر سفرنامه ها
سفرنامه تور سنگ نگاره های تیمره و گلپایگان
مورخ: 97/1/24
راهنما: سهیل صالحی
جمعه صبح به شوق دیدن سنگ نگاره های تیمره سوار بر مرکب خویش یه سمت نواحی مرکزی ایران عزیز به راه افتادیم. نزدیک به ساوه بودیم که شاهد طلوع آفتاب زندگی بودیم.
هنگام سپیده دم خروس سحری دانی که چرا همی کند نوحه گری
یعنی که نمودند در آیینهی صبح کز عمر شبی گذشت و تو بی خبری
صبحانه را نزدیک شهر دلیجان نوش جان کردیم و سرحال و خندان به راهمان ادامه دادیم. در طول مسیر هم از آشنایی با همسفرامون لذت بردیم و از تجربه ها و سفرهای همدیگه گفتیم و شنیدیم. همگی لحظه شماری می کردیم برای دیدن سنگ نگاره ها تا اینکه اتوبوسمان توقف کرد و به راه افتادیم. هوای نیمه ابری خیلی دلنشین بود. روی هر تکه سنگی نقشی از حیوان، انسان یا نمادی ناشناس دیده می شد. قدمت این نگارگری ها بین 7000 تا 20000 سال متغیر است. روی یک سنگ بزهای وحشی در حال گردش هستند، جایی دیگر مردی در حال شکار گله ی بزهاست، چند قدم آن طرف تر انسان در حال چوپانی گله ی بزهاست، بالای تپه رفتیم تا نقش بسیار زیبای شادی و پایکوبی افراد کنار هم را ببینیم. یوز ایرانی که این روزها به سختی قابل رویت است روی سنگ نگاره ها وجود دارد چرا که در آن زمان منطقه گلپایگان زیست گاه یوز پلنگ ایرانی بوده.
حتی نقوشی مثل نخل را می بینیم که هیچ وقت در گلپایگان نبوده، نتیجه می گیریم که توسط گروه های مهاجر حکاکی شده است. در کنار رودخانه در میان آثار هنری 20000 ساله پدرانمان سکوتی می کنیم و به صدای باد گوش می سپاریم که از داستان های روزگار برایمان آواز می خواند.
مست از دیدار سنگ نگاره ها راهی صرف نهار میشویم. نهار را در کیابی معروف گلپایگان نوش جان کردیم. به شهر گلپایگان می رسیم. مناره شهر از دور خودنمایی می کند. مناره ای که 700 سال است سرپا ایستاده و یک زلزله مهیب را پشت سر گذاشته است، این مناره بیشتر کاربرد راهنما داشته برای کاروانیانی که در راه ابریشم در حال حرکت بوده اند. از میان بازار عبور می کنیم تا به مسجد جامع می رسیم. مسجدی که همزمان با مناره ساخته شده و زیباترین قسمت آن گنبد خانه و شبستان های کناری است. داخل مسجد کتیبه ها، گچ بری ها و محراب بینظیر خودنمایی می کنند. همگی اینجا سر به هوا شده ایم. گنبد بزرگ دو پوسته مسجد بی نظیر است. ساده و حیرت برانگیز. امروزه نیز از این مسجد استفاده می شود. داخل مسجد مینشینیم و با هم در مورد مساجد ایرانی صحبت میکنیم.
بعد از خرید لبنیات و عسل گلپایگان آماده برگشت می شویم در طول مسیر به شهر گوگد میرسیم وارد ارگ گوگد می شویم. ارگ 400 ساله که این روزها هنوز سالم و سرپاست و بسیار دیدنی و شور انگیز. و از معماری این بنای عظیم مسرور می شویم، برجهای دیدبانی و حجرههای اقامتی دورتا دور حیاط قرار گرفتند. بعد از ارگ وارد جادهی اصفهان تهران میشویم. در طول مسیر تصویر سنگ نگاره ها و سوال های ذهنمان را مرور می کنیم. در مسیر از با هم بودن لذت میبریم و دمنوش خوشمزه به لیمو نوش جان میکنیم.
جای همه ی دوستای خوبمون خالی بود. سفرهای بیشتری به این منطقه بی نظیر که این روزها گمنام مانده برگزار خواهیم کرد.
مروری بر صخره های دارای سنگ نگاره در مناطق مختلف شهرستان گلپایگان، این پرسش را در ذهن متبادر می کند که این همه سنگ نگاره، که گاه انسان از شمارش آن ها خسته می شود، به چه منظور آفریده شده اند؟ آیا توسط یک شخص انجام شده یا گروه های انسانی در ایجاد آن نقش داشته اند؟ و آیا همه این نقوش در یک دوره مشخص ایجاد شده است؟
در پاسخ به این پرسش ها باید گفت که مسلما آفریدن این همه نگاره نیاز یه صرف وقت بسیار زیادی داشته است و از عهده یک یا چند نفر خارج بوده است و می توان گفت که بیشتر مردمان یک قوم به این کار دست می یازیده اند. دوم اینکه به دلیل گوناگونی رنگ نقش کنده ها و هم به دلیل فراوانی زیاد این نقوش امکان فرض اینکه در یک بازه زمانی محدود ایجاد شده اند، وجود ندارد. مسلما ایجاد چنین نقوشی از آداب و تشریفات این مردمان در طول سالیان دراز، سرچشمه می گیرد. نکته اساسی اینکه آداب و تشریفات که چنین انگیزشی را ایجاد نموده چه بوده که این چنین آثار بی بدیلی را در طول تاریخ ایجاد کرده است؟
برگرفته از کتاب "سنگ نگاره های گلپایگان گذرگاه تاریخ- محسن جمالی"
به امید دیدار
مورخ: 97/1/24
راهنما: سهیل صالحی
جمعه صبح به شوق دیدن سنگ نگاره های تیمره سوار بر مرکب خویش یه سمت نواحی مرکزی ایران عزیز به راه افتادیم. نزدیک به ساوه بودیم که شاهد طلوع آفتاب زندگی بودیم.
هنگام سپیده دم خروس سحری دانی که چرا همی کند نوحه گری
یعنی که نمودند در آیینهی صبح کز عمر شبی گذشت و تو بی خبری
صبحانه را نزدیک شهر دلیجان نوش جان کردیم و سرحال و خندان به راهمان ادامه دادیم. در طول مسیر هم از آشنایی با همسفرامون لذت بردیم و از تجربه ها و سفرهای همدیگه گفتیم و شنیدیم. همگی لحظه شماری می کردیم برای دیدن سنگ نگاره ها تا اینکه اتوبوسمان توقف کرد و به راه افتادیم. هوای نیمه ابری خیلی دلنشین بود. روی هر تکه سنگی نقشی از حیوان، انسان یا نمادی ناشناس دیده می شد. قدمت این نگارگری ها بین 7000 تا 20000 سال متغیر است. روی یک سنگ بزهای وحشی در حال گردش هستند، جایی دیگر مردی در حال شکار گله ی بزهاست، چند قدم آن طرف تر انسان در حال چوپانی گله ی بزهاست، بالای تپه رفتیم تا نقش بسیار زیبای شادی و پایکوبی افراد کنار هم را ببینیم. یوز ایرانی که این روزها به سختی قابل رویت است روی سنگ نگاره ها وجود دارد چرا که در آن زمان منطقه گلپایگان زیست گاه یوز پلنگ ایرانی بوده.
حتی نقوشی مثل نخل را می بینیم که هیچ وقت در گلپایگان نبوده، نتیجه می گیریم که توسط گروه های مهاجر حکاکی شده است. در کنار رودخانه در میان آثار هنری 20000 ساله پدرانمان سکوتی می کنیم و به صدای باد گوش می سپاریم که از داستان های روزگار برایمان آواز می خواند.
مست از دیدار سنگ نگاره ها راهی صرف نهار میشویم. نهار را در کیابی معروف گلپایگان نوش جان کردیم. به شهر گلپایگان می رسیم. مناره شهر از دور خودنمایی می کند. مناره ای که 700 سال است سرپا ایستاده و یک زلزله مهیب را پشت سر گذاشته است، این مناره بیشتر کاربرد راهنما داشته برای کاروانیانی که در راه ابریشم در حال حرکت بوده اند. از میان بازار عبور می کنیم تا به مسجد جامع می رسیم. مسجدی که همزمان با مناره ساخته شده و زیباترین قسمت آن گنبد خانه و شبستان های کناری است. داخل مسجد کتیبه ها، گچ بری ها و محراب بینظیر خودنمایی می کنند. همگی اینجا سر به هوا شده ایم. گنبد بزرگ دو پوسته مسجد بی نظیر است. ساده و حیرت برانگیز. امروزه نیز از این مسجد استفاده می شود. داخل مسجد مینشینیم و با هم در مورد مساجد ایرانی صحبت میکنیم.
بعد از خرید لبنیات و عسل گلپایگان آماده برگشت می شویم در طول مسیر به شهر گوگد میرسیم وارد ارگ گوگد می شویم. ارگ 400 ساله که این روزها هنوز سالم و سرپاست و بسیار دیدنی و شور انگیز. و از معماری این بنای عظیم مسرور می شویم، برجهای دیدبانی و حجرههای اقامتی دورتا دور حیاط قرار گرفتند. بعد از ارگ وارد جادهی اصفهان تهران میشویم. در طول مسیر تصویر سنگ نگاره ها و سوال های ذهنمان را مرور می کنیم. در مسیر از با هم بودن لذت میبریم و دمنوش خوشمزه به لیمو نوش جان میکنیم.
جای همه ی دوستای خوبمون خالی بود. سفرهای بیشتری به این منطقه بی نظیر که این روزها گمنام مانده برگزار خواهیم کرد.
مروری بر صخره های دارای سنگ نگاره در مناطق مختلف شهرستان گلپایگان، این پرسش را در ذهن متبادر می کند که این همه سنگ نگاره، که گاه انسان از شمارش آن ها خسته می شود، به چه منظور آفریده شده اند؟ آیا توسط یک شخص انجام شده یا گروه های انسانی در ایجاد آن نقش داشته اند؟ و آیا همه این نقوش در یک دوره مشخص ایجاد شده است؟
در پاسخ به این پرسش ها باید گفت که مسلما آفریدن این همه نگاره نیاز یه صرف وقت بسیار زیادی داشته است و از عهده یک یا چند نفر خارج بوده است و می توان گفت که بیشتر مردمان یک قوم به این کار دست می یازیده اند. دوم اینکه به دلیل گوناگونی رنگ نقش کنده ها و هم به دلیل فراوانی زیاد این نقوش امکان فرض اینکه در یک بازه زمانی محدود ایجاد شده اند، وجود ندارد. مسلما ایجاد چنین نقوشی از آداب و تشریفات این مردمان در طول سالیان دراز، سرچشمه می گیرد. نکته اساسی اینکه آداب و تشریفات که چنین انگیزشی را ایجاد نموده چه بوده که این چنین آثار بی بدیلی را در طول تاریخ ایجاد کرده است؟
برگرفته از کتاب "سنگ نگاره های گلپایگان گذرگاه تاریخ- محسن جمالی"
به امید دیدار
Last edit: 8 سال 1 ماه قبل by مدیر سفرنامه ها.
لطفاً ورود یا ايجاد حساب كاربری برای پیوستن به بحث.
- سفرنامه ها
- باشگاه گردشگری البرزمن
- سفرنامه های بهار 97
- سفرنامه تور سنگ نگاره های تیمره و گلپایگان مورخ 97/1/24
زمان ایجاد صفحه: 0.048 ثانیه
