- ارسال ها: 1247
- تشکرهای دریافت شده: 406
- خانه
- سفرنامه ها
- باشگاه گردشگری البرزمن
- سفرنامه های بهار 97
- سفرنامه تور آبشار شله بن طالقان مورخ 1397/2/12
- سفرنامه ها
- باشگاه گردشگری البرزمن
- سفرنامه های بهار 97
- سفرنامه تور آبشار شله بن طالقان مورخ 1397/2/12
×
تصاویر و سفرنامه تورهای بهار 97
سفرنامه تور آبشار شله بن طالقان مورخ 1397/2/12
- مدیر سفرنامه ها
-
نويسنده موضوع
- آفلاین
- مدير انجمن
-
کمتر
بیشتر
8 سال 1 ماه قبل #1896
توسط مدیر سفرنامه ها
سفرنامه تور آبشار شله بن طالقان مورخ 1397/2/12 was created by مدیر سفرنامه ها
سفرنامه تور آبشار شله بن طالقان
مورخ 1397/2/12
راهنما: مرجان شکوهی
درخت غنچه برآورد و بلبلان مستند
جهان جوان شد و یاران به عیش بنشستند
با آفتاب دل انگیز صبحگاهی و نسیمی فرح بخش صبح بهاری نیمه شعبان را به سفر نشستیم . مسیرمان احاطه شده از ماشین هایی بود که مثل ما این روز زیبا را برای سفر انتخاب کرده بودند . با همراهی و همدلی همسفران پر انرژی و دوست داشتنی مسیر را طی کردیم و به رستوران سنگی زیاران رسیدیم
در ورودی باغچه صدای چهچه پرندگانی که روی درخت ها آواز شادمانی سر داده بودند و صدای فرح انگیز آبی که از فواره های زیبای حوضی آبی که از دهان دلفین های لبه ی حوض جاری بودند به ما خوش آمدی استثنایی می گفتند. بعضی همسفران نتوانستند از زیبایی باغچه دل بکنند و در آلاچیق های باغچه ساکن شدند . صبحانه مان را با نشاط و لذت صرف کردیم و راهی دیار زیبای طالقان شدیم, این طالقان زیبا با درختان تبریزی شاخصش که انگار به شکرانه ی زندگی در این روستای زیبا با تمام برگهایشان دست رو به آسمان کشیده اند و خود به نشانه ی طالقان بدل شده اند .
در مسیر با همسفران از طالقان سخن گفتیم, از روستای عجیب ایستا که نه تکنولوژی دارند نه شناسنامه, نه مراسم عروسی و ساگرد دارند نه به خانه هم به شب نشینی می روند ، نه از روستا بیرون میروند نه کسی را به روستا می پذیرند ...
باری, به خسبان رسیدیم. آفتاب سینه پهن کرده بود بر دشت های سبز مسیر رو به رویمان و گام نهادیم بر سرسبزی مسیری که به گفته همسفران, هرگز عکسهایی که قبلا از منطقه دیده بودند اینهمه زیبایی را که اکنون به چشم میدیدند, نشانشان نداده بود ... .
قدم زنان سبزی و سرخی تپه ها و دشتهای مسیر را طی میکردیم و گاهی تکه ابری سپید و کوچک بازی کنان از آسمان بالای سرمان عبور می کرد و یک لحظه هوای آفتابی و یک لحظه هوای ابری را برایمان رقم میزد ...
به محل اطراقمان رسیدیم ...
بعد از استراحتی کوتاه به سمت آبشار رفتیم و به بهانه عکس زیر آبشار دوستان را به زیر بارش قطرات آبشار کشاندیم و لذت و آرامش این آب آرامش بخش را همگی در کنار هم تجربه کردیم و خیس و خوشحال به اطراقگاهمان برگشتیم و بعد از صرف نهار نوبت بازی های دسته جمعی و خنده های از ته دل و آموزش تیراندازی و شادی ها شد...
و روز را هم پایانیست ...
از طبیعت زیبا دل کندیم ، از لبنیات عالی طالقان سوغات گرفتیم ، با بازی های هیجان انگیز و پرنشاط, مسیر برگشت را پر از لذت کردیم و در غروبی زیبا , با حالی خوش با همسفرانی بسیار دوست داشتنی وداع کردیم به این امید که دوباره روزی چنین زیبا را درکنارشان تجربه کنیم .
سپاس از کاپیتان مهربانمان آقای نیک پیمان که دل به دل همسفران داد و با هر خواسته مان همراهی کرد ...
سپاس از همکاران خوبم آقای کمال زارع و آقای مدهوش برای همراهیشان .
و سپاس ویژه از همسفرانم که با صبوری و مهربانی و انرژی عالی شان معنای واقعی خانواده البرزمن را محقق ساختند ... .
مورخ 1397/2/12
راهنما: مرجان شکوهی
درخت غنچه برآورد و بلبلان مستند
جهان جوان شد و یاران به عیش بنشستند
با آفتاب دل انگیز صبحگاهی و نسیمی فرح بخش صبح بهاری نیمه شعبان را به سفر نشستیم . مسیرمان احاطه شده از ماشین هایی بود که مثل ما این روز زیبا را برای سفر انتخاب کرده بودند . با همراهی و همدلی همسفران پر انرژی و دوست داشتنی مسیر را طی کردیم و به رستوران سنگی زیاران رسیدیم
در ورودی باغچه صدای چهچه پرندگانی که روی درخت ها آواز شادمانی سر داده بودند و صدای فرح انگیز آبی که از فواره های زیبای حوضی آبی که از دهان دلفین های لبه ی حوض جاری بودند به ما خوش آمدی استثنایی می گفتند. بعضی همسفران نتوانستند از زیبایی باغچه دل بکنند و در آلاچیق های باغچه ساکن شدند . صبحانه مان را با نشاط و لذت صرف کردیم و راهی دیار زیبای طالقان شدیم, این طالقان زیبا با درختان تبریزی شاخصش که انگار به شکرانه ی زندگی در این روستای زیبا با تمام برگهایشان دست رو به آسمان کشیده اند و خود به نشانه ی طالقان بدل شده اند .
در مسیر با همسفران از طالقان سخن گفتیم, از روستای عجیب ایستا که نه تکنولوژی دارند نه شناسنامه, نه مراسم عروسی و ساگرد دارند نه به خانه هم به شب نشینی می روند ، نه از روستا بیرون میروند نه کسی را به روستا می پذیرند ...
باری, به خسبان رسیدیم. آفتاب سینه پهن کرده بود بر دشت های سبز مسیر رو به رویمان و گام نهادیم بر سرسبزی مسیری که به گفته همسفران, هرگز عکسهایی که قبلا از منطقه دیده بودند اینهمه زیبایی را که اکنون به چشم میدیدند, نشانشان نداده بود ... .
قدم زنان سبزی و سرخی تپه ها و دشتهای مسیر را طی میکردیم و گاهی تکه ابری سپید و کوچک بازی کنان از آسمان بالای سرمان عبور می کرد و یک لحظه هوای آفتابی و یک لحظه هوای ابری را برایمان رقم میزد ...
به محل اطراقمان رسیدیم ...
بعد از استراحتی کوتاه به سمت آبشار رفتیم و به بهانه عکس زیر آبشار دوستان را به زیر بارش قطرات آبشار کشاندیم و لذت و آرامش این آب آرامش بخش را همگی در کنار هم تجربه کردیم و خیس و خوشحال به اطراقگاهمان برگشتیم و بعد از صرف نهار نوبت بازی های دسته جمعی و خنده های از ته دل و آموزش تیراندازی و شادی ها شد...
و روز را هم پایانیست ...
از طبیعت زیبا دل کندیم ، از لبنیات عالی طالقان سوغات گرفتیم ، با بازی های هیجان انگیز و پرنشاط, مسیر برگشت را پر از لذت کردیم و در غروبی زیبا , با حالی خوش با همسفرانی بسیار دوست داشتنی وداع کردیم به این امید که دوباره روزی چنین زیبا را درکنارشان تجربه کنیم .
سپاس از کاپیتان مهربانمان آقای نیک پیمان که دل به دل همسفران داد و با هر خواسته مان همراهی کرد ...
سپاس از همکاران خوبم آقای کمال زارع و آقای مدهوش برای همراهیشان .
و سپاس ویژه از همسفرانم که با صبوری و مهربانی و انرژی عالی شان معنای واقعی خانواده البرزمن را محقق ساختند ... .
لطفاً ورود یا ايجاد حساب كاربری برای پیوستن به بحث.
- سفرنامه ها
- باشگاه گردشگری البرزمن
- سفرنامه های بهار 97
- سفرنامه تور آبشار شله بن طالقان مورخ 1397/2/12
زمان ایجاد صفحه: 0.086 ثانیه
