× تصاویر و سفرنامه های تور های تابستان 97

سفرنامه تور ییلاق جهان نما مورخ 97/5/30 الی 97/6/2

بیشتر
7 سال 9 ماه قبل #1984 توسط مدیر سفرنامه ها
سفرنامه تور ییلاق جهان نما
مورخ 97/5/30 الی 97/6/2
راهنما: پویا ملاحسنی

جهان را بنگر سراسر

مه بود و درخت ها مثل غول هایی وهم انگیز از بین این حریر سفید اسرار آمیز تلاش میکردند که دیده بشن ... باد با سماجت تیکه هایی از ابر و مه پایین دست رو میکند و به سمت دیگه ی دره سرازیر میکرد.. انگار که میخواست دستشون رو بگیره و از کوه ردشون کنه...اتیش آروم و با حوصله میسوخت و از دور صدای تبر به گوش میرسید... هر از گاهی باد می ایستاد و خستگی در میکرد و ابر ها هم اروم میگرفتن...هوا سرد بود و نشستن کنار اتش چه میچسبید... با کندوک چای و دمنوش دم میکردیم و مینوشیدیم...زمان از دستمون در رفته بود و خیره شده بودیم به بازی باد و ابر و صخره و جنگل ...
شب قبلش بود که از تهران زده بودیم بیرون. ما هم مثل بقیه شهرنشین های خسته از شهرنشینی، دیوانه وار از هیاهو و جنجال ها کنده بودیم و ترافیک و سختی راه رو تحمل کرده بودیم تا به اینجا برسیم...اول زاغمرز رفتیم تا حر منصوری به جمع ما اضافه بشه و صبحانه نوش جان کنیم بعد هم که مینی بوس ها در انتظارمون بودن و در اخر خرهایی که دوست داشتن قاطر صداشون کنیم ...
مسیر پیاده روی زیبا بود و البته شیب های جانانه ای هم داشت ولی همه خیلی خوب از پسش بر اومدند ..






























از گل ها و صخره ها و دره ها گذشتیم تا به کلبه مش صفر رسیدیم ... توله سگ سفید که انگار تو چشمش مشت خورده بود به استقبالمون اومد و بعدش مرغ ها و اردک ها و در اخر کک هایی که هنوز با ما هستند ....توی کلبه ی چوبی و کاهگلی مش صفر اطراق کردیم و چند لیوان چای اتشی نوشیدیم تا خستگی پیاده روی از تنمون در بیاد ...


استراحت که کردیم باز راه افتادیم تا برای دیدن منظره های اطراف وقت کافی داشته باشیم.. به بلندای جنگل رسیدیم..


مه بود و درخت ها مثل غول هایی وهم انگیز لای به لای این حریرسفید اسرار امیز خودشون رو قایم میکردند تا نکنه یه وقت تبر بوسه ی اهنینش رو به تنشون بزنه.... توی یک چشم به هم زدن ابر ها کوله بارشون رو جمع کردند و از دو طرف جنگل به پایین کوچ کردند و حالا نوبت ماه بود تا با لطافت تمام خودنمایی بکنه، خورشید اما رفته بود و از پشت ابرها برای ماه دلبندش دست تکون میداد...
شب شده بود و میرزا قاسمی کل میریم ما رو صدا میزد و خوابیدن با شکم و پر و تن خسته و خنکای جنگل چه دلچسبه و تن ما برای کک های روستایی شهری ندیده چه شیرینه ...



صبح روز بعد راهی جهان نما شدیم.. از بین درخت های غول پیکر و پیر میگذشتیم و صدای موسیقی پگاه هم کیفمون رو کوک میکرد.. دیگه آبی برامون نمونده بود که به تنها چشمه مسیر رسیدیم و با زحمت چند بطری اب پر کردیم و چشمه با شرمساری از ما به خاطر کم آب بودنش عذر خواهی میکرد حتی قورباغه ها رو برای وساطت پیش ما فرستاده بود...








از پشت سر ما انگار که ابرها دیر کرده باشند با عجله ای فراوان از کنار ما گذشتند و دشت رو که تا چند لحظه پیش جلوی چشمامون بود رو پوشوندند...
به چکل سر رسیدیم تا منظره ی خیره کننده ی صخره ها رو ببینیم ولی به لطف مرحمت ابرها به زور همدیگه رو میدیدیم ...



اتش رو به راه کردیم و هر چه که داشتیم رو خوردیم و دوباره راهی شدیم.. شبنم و مه روی سرمون نشسته بودن و ما خوشحال و خندان از بین درخت ها میگذشتیم... دیگه از شبنم خبری نبود و بارون نرم و اهسته مبارید و ما نگران از فردای گل الود پیش رو بودیم...
زیر بارون هرطور که بود اتش رو روشن کردیم و گفتیم و خندیدیم و شام رو نوش جان کردیم.. شب دوم انگار که کک ها رو حسابی به وجد اورده بود چون مصطفی رو تازه پیدا کرده بودند ...



صبح روز اخر از کل مریم و اقا محمد حسین و سگ ها و غازها و مرغ ها خداحافظی کردیم و کک ها هم با دوستانشون خداحافظی کردند و راهی پایین دست شدیم...


از همون اول مشخص شد که مسیر برگشت قراره بیشتر بخندیم و با گل حسابی بازی کنیم... خلاصه چند نفر از همسفرها از گل دل نمیکندن و نمیخواستن که ازش جدا بشن... هر طور که بود این ها رو از هم جدا کردیم و به مینی بوس ها رسیدیم...
اکبرجوجه کمی از غم جدایی ما کاست و در ادامه پاتریک و کاراگاه گجت مسیر برگشتمون رو پر از خنده و شادی کردند...
زودتر از اونچه که فکر میکردیم به پایان سفر رسیدیم و در تهران از بیشتر همسفرها خداحافظی کردیم و در اخر در جلوی دفتر البرزمن جایی که سفر پایان ندارد این سفر به پایان رسید...
با تشکر فراوان از دوست و همکار خوبم حر منصوری عزیز و همین طور همسفرهای مهربانمون اقای سیدی و پرهام که خیلی در مسیر به بقیه دوستان کمک کردند..
به امید دیدار همه شما عزیزان در سفرهای اینده ...

لطفاً ورود یا ايجاد حساب كاربری برای پیوستن به بحث.

زمان ایجاد صفحه: 0.122 ثانیه

نماد اعتماد الکترونیک

enamad

ارتباط با ما

    • تلفن : 34213531-026
    • موبایل : 09391725252
    • Email: info@alborzeman.ir
    • کرج، میدان سپاه ، به سمت سه راه گوهردشت ، بعد از خیابان بوستان ، ساختمان گلستان ، واحد یک