- ارسال ها: 1247
- تشکرهای دریافت شده: 406
- خانه
- سفرنامه ها
- باشگاه گردشگری البرزمن
- سفرنامه های پاییز 97
- سفرنامه دریاچه ارواح (دستگاه اول) مورخ 97/7/13
- سفرنامه ها
- باشگاه گردشگری البرزمن
- سفرنامه های پاییز 97
- سفرنامه دریاچه ارواح (دستگاه اول) مورخ 97/7/13
×
تصاویر و سفرنامه های تور های پاییز 97
سفرنامه دریاچه ارواح (دستگاه اول) مورخ 97/7/13
- مدیر سفرنامه ها
-
نويسنده موضوع
- آفلاین
- مدير انجمن
-
کمتر
بیشتر
7 سال 8 ماه قبل - 7 سال 8 ماه قبل #2020
توسط مدیر سفرنامه ها
سفرنامه دریاچه ارواح (دستگاه اول) مورخ 97/7/13 was created by مدیر سفرنامه ها
سفرنامه تور دریاچه ارواح(دستگاه اول)
مورخ 97/7/13
راهنما: محمدرضا زمان فر
سال گذشته تعدادی دیگر از آثار طبیعی کشورمان بهعنوان اثر طبیعی ملی ثبت شدند. یکی از این جلوه های طبیعی، دریاچهای در قلب شهر نوشهر است که این روزها گردشگران آن را به نام «دریاچه ارواح» میشناسند؛ دریاچهای با هفتاد متر طول و سیصد متر عرض یکی از مناطق توریستی کمتر شناخته شده استان مازندران است که از اسفند تا حوالی شهریور ماه به شرط نبود بارندگیهای سنگین میتواند برای دوستداران طبیعت بسیار جذاب باشد. در این سفرنامه برایتان از روزی که در این منطقه زیبا و اسرارآمیز برایمان گذشت گفتهام.
میهمان «دریاچه ارواح»
مسیر دسترسی ...
صبح زود برای دیدن دریاچه ارواح از کرج به سمت مازندران حرکت کردیم. از کنار آبادیها و خانههای زیادی گذشتیم، پیچ و خم جاده را در ترکیب با جنگلهای کهنسال دیدیم، در سایه خنکی صبحانه خوردیم و به سمت «نوشهر» حرکت کردیم.
از نوشهر به سمت نور و بعد هم جادهای فرعی در منطقه «چلندر» رفتیم و در آخر حوالی ظهر، با عبور از جادهای پر دستانداز و پس از گفتوگو و هماهنگی با محیطبانی منطقه و طی کردن حدود ۱۰ کیلومتر دیگر، ماشینمان را کنار وسایل نقلیه بقیه گردشگران پارک کردیم و بعد از حدود بیست دقیقه پیادهروی دریاچه ارواح به ما رخ نشان داد.
اسرار قرنها زیر آبها ...
دریاچه ارواح یا بند ممرز، از نظر زمینشناسی احتمالا مربوط به دوره «کرتاسه میانی» تا «کواترنری» است و این یعنی آنچه در برابر چشمان ما با وزش نسیم خنک جابهجا میشد از حداقل دو و نیم میلیون سال پیش در اینجا حضور داشته است. با همراهان کنار دریاچه ایستادیم و به درختانی نگاه کردیم که با حالتی عجیب و جالب از میان آبهای دریاچه سربرآورده بودند و بیشترشان دیگر زنده نبودند. ریشهها، برگها، تنهها و انعکاسشان در آب شکلی ماورایی به دریاچه بخشیده بود فضا را شبیه لوکیشن فیلمهای اسرارآمیز کرده بود، که دست بر قضا هم زمان با حضور ما لوکیشین یک فیلم عجیب با بازی خانم لیلا اوتادی هم بود .
آب دریاچه بسیار شفاف و زلال بود و باد، آب را از کنار تن درختان مرده میبرد و به خاک کنار دریاچه میرساند تا آتش اشتیاق بازدیدکنندگان را برای بیشتر ماندن کنار دریاچه شعلهور کند. در اطراف دریاچه پر بود از درختان زیبا و کهنسالی بهنام «ممرز.» ممرز که درخت بومی ایران و ارزشمند است مثل حصاری دور تا دور دریاچه را پوشانده بود و از آن مثل نگینی ارزشمند نگهداری میکرد. برگهای پهن و شیاردار ممرزها در باد میرقصیدند و سایههای خنکی را به رایگان بر سر مسافران خسته میانداختند.
ما هم مثل بقیه گردشگران، محوطهای را پیدا کردیم و زیراندازهایمان را برای صرف ناهار پهن کردیم اما غافل از این که گروه فیلمبردار به سمت ما آمدند و از ما خواهش کردند که جا به جا شویم ، به محض این که کمپ برقرار شد همراهان ماسکهای ترسناک و گاها زیبا را را به صورت زدیم که ارواح دریاچه را از خود دور کنیم و کلی تصاویر زیبا هم ثبت کردیم .
اینکه درختانی که میبینیم هر کدام سالهای سال زنده ماندهاند و به ما زندگی بخشیدهاند و اگر مراقب این ریههای سبز نباشیم از جنگل تا کویر راهی کوتاه پیش رویمان خواهد بود. برای بعضی همراهانم کمی در مورد دریاچه و جنگل های هیرکانی و درختان اطراف گفتم بقیه هم که شدیدا مشغول عکاسی از طبیعت و سوژه های جالب دیگر بودند .
نهار را نوش جان کردیم و گروه دوم هم به ما پیوستند . بعد از نهار در این طبیعت بکر چای آتشی بسیار جایگاه ویژه ای داشت . چای دبشی به کمک دوستان عزیز برقرار شد و نوش جان کردیم و حرکت برای بازگشت .
بازگشت از وهم به واقعیت ...
هوا داشت روی دیگر خودش را نشان میداد . ما هم سوار بر نیسان های آبی مسیر بازگشت را پیش گرفتیم .
همراهان عزیزم دلشان آب بازی میخواست و خداوند هم به این خواسته قلبی پاسخ داد و بارانی شدید در مسیر از ما استقبال کرد در میان باران به اتوبوس رسیدیم و شادی های مسیر بازگشت .
جاده چالوس ابتدایش به ترافیک گذشت البته ما که زیاد حس نکردیم ترافیک را چون شدیدا مشغول بازی بودیم . در گذر از پیچ و خم ها بحثی هم داشتیم در مورد یک معقوله مهم اجتمایی که شدیدا جنجالی شده بود... و باز هم خیابان هایی که آشنا بودند خبر از رسیدن به دیار البرز میدادند .
در میعاد گاه البرز من جایی که سفر را آغاز کردیم ((آغاز راهی که پایان ندارد)) همراهان را بدرود گفتیم به امید سفرهای آینده ...
دلتون همیشه شاد و لبتون همیشه خندان ...
محمدرضا زمانفر
مورخ 97/7/13
راهنما: محمدرضا زمان فر
سال گذشته تعدادی دیگر از آثار طبیعی کشورمان بهعنوان اثر طبیعی ملی ثبت شدند. یکی از این جلوه های طبیعی، دریاچهای در قلب شهر نوشهر است که این روزها گردشگران آن را به نام «دریاچه ارواح» میشناسند؛ دریاچهای با هفتاد متر طول و سیصد متر عرض یکی از مناطق توریستی کمتر شناخته شده استان مازندران است که از اسفند تا حوالی شهریور ماه به شرط نبود بارندگیهای سنگین میتواند برای دوستداران طبیعت بسیار جذاب باشد. در این سفرنامه برایتان از روزی که در این منطقه زیبا و اسرارآمیز برایمان گذشت گفتهام.
میهمان «دریاچه ارواح»
مسیر دسترسی ...
صبح زود برای دیدن دریاچه ارواح از کرج به سمت مازندران حرکت کردیم. از کنار آبادیها و خانههای زیادی گذشتیم، پیچ و خم جاده را در ترکیب با جنگلهای کهنسال دیدیم، در سایه خنکی صبحانه خوردیم و به سمت «نوشهر» حرکت کردیم.
از نوشهر به سمت نور و بعد هم جادهای فرعی در منطقه «چلندر» رفتیم و در آخر حوالی ظهر، با عبور از جادهای پر دستانداز و پس از گفتوگو و هماهنگی با محیطبانی منطقه و طی کردن حدود ۱۰ کیلومتر دیگر، ماشینمان را کنار وسایل نقلیه بقیه گردشگران پارک کردیم و بعد از حدود بیست دقیقه پیادهروی دریاچه ارواح به ما رخ نشان داد.
اسرار قرنها زیر آبها ...
دریاچه ارواح یا بند ممرز، از نظر زمینشناسی احتمالا مربوط به دوره «کرتاسه میانی» تا «کواترنری» است و این یعنی آنچه در برابر چشمان ما با وزش نسیم خنک جابهجا میشد از حداقل دو و نیم میلیون سال پیش در اینجا حضور داشته است. با همراهان کنار دریاچه ایستادیم و به درختانی نگاه کردیم که با حالتی عجیب و جالب از میان آبهای دریاچه سربرآورده بودند و بیشترشان دیگر زنده نبودند. ریشهها، برگها، تنهها و انعکاسشان در آب شکلی ماورایی به دریاچه بخشیده بود فضا را شبیه لوکیشن فیلمهای اسرارآمیز کرده بود، که دست بر قضا هم زمان با حضور ما لوکیشین یک فیلم عجیب با بازی خانم لیلا اوتادی هم بود .
آب دریاچه بسیار شفاف و زلال بود و باد، آب را از کنار تن درختان مرده میبرد و به خاک کنار دریاچه میرساند تا آتش اشتیاق بازدیدکنندگان را برای بیشتر ماندن کنار دریاچه شعلهور کند. در اطراف دریاچه پر بود از درختان زیبا و کهنسالی بهنام «ممرز.» ممرز که درخت بومی ایران و ارزشمند است مثل حصاری دور تا دور دریاچه را پوشانده بود و از آن مثل نگینی ارزشمند نگهداری میکرد. برگهای پهن و شیاردار ممرزها در باد میرقصیدند و سایههای خنکی را به رایگان بر سر مسافران خسته میانداختند.
ما هم مثل بقیه گردشگران، محوطهای را پیدا کردیم و زیراندازهایمان را برای صرف ناهار پهن کردیم اما غافل از این که گروه فیلمبردار به سمت ما آمدند و از ما خواهش کردند که جا به جا شویم ، به محض این که کمپ برقرار شد همراهان ماسکهای ترسناک و گاها زیبا را را به صورت زدیم که ارواح دریاچه را از خود دور کنیم و کلی تصاویر زیبا هم ثبت کردیم .
اینکه درختانی که میبینیم هر کدام سالهای سال زنده ماندهاند و به ما زندگی بخشیدهاند و اگر مراقب این ریههای سبز نباشیم از جنگل تا کویر راهی کوتاه پیش رویمان خواهد بود. برای بعضی همراهانم کمی در مورد دریاچه و جنگل های هیرکانی و درختان اطراف گفتم بقیه هم که شدیدا مشغول عکاسی از طبیعت و سوژه های جالب دیگر بودند .
نهار را نوش جان کردیم و گروه دوم هم به ما پیوستند . بعد از نهار در این طبیعت بکر چای آتشی بسیار جایگاه ویژه ای داشت . چای دبشی به کمک دوستان عزیز برقرار شد و نوش جان کردیم و حرکت برای بازگشت .
بازگشت از وهم به واقعیت ...
هوا داشت روی دیگر خودش را نشان میداد . ما هم سوار بر نیسان های آبی مسیر بازگشت را پیش گرفتیم .
همراهان عزیزم دلشان آب بازی میخواست و خداوند هم به این خواسته قلبی پاسخ داد و بارانی شدید در مسیر از ما استقبال کرد در میان باران به اتوبوس رسیدیم و شادی های مسیر بازگشت .
جاده چالوس ابتدایش به ترافیک گذشت البته ما که زیاد حس نکردیم ترافیک را چون شدیدا مشغول بازی بودیم . در گذر از پیچ و خم ها بحثی هم داشتیم در مورد یک معقوله مهم اجتمایی که شدیدا جنجالی شده بود... و باز هم خیابان هایی که آشنا بودند خبر از رسیدن به دیار البرز میدادند .
در میعاد گاه البرز من جایی که سفر را آغاز کردیم ((آغاز راهی که پایان ندارد)) همراهان را بدرود گفتیم به امید سفرهای آینده ...
دلتون همیشه شاد و لبتون همیشه خندان ...
محمدرضا زمانفر
Last edit: 7 سال 8 ماه قبل by مدیر سفرنامه ها.
لطفاً ورود یا ايجاد حساب كاربری برای پیوستن به بحث.
- سفرنامه ها
- باشگاه گردشگری البرزمن
- سفرنامه های پاییز 97
- سفرنامه دریاچه ارواح (دستگاه اول) مورخ 97/7/13
زمان ایجاد صفحه: 0.055 ثانیه
