× تصاویر و سفرنامه های تور های پاییز 97

سفرنامه تور از کویر عشق آباد تا کال جنی مورخ 25 الی 97/7/27

بیشتر
7 سال 7 ماه قبل #2028 توسط مدیر سفرنامه ها
سفرنامه تور از کویر عشق آباد تا کال جنی
مورخ 25 الی 97/7/27
راهنما: محسن کاظمی
سفرنامه: نغمه نبوی


آخرین چهارشنبه مهرماه97-ساعت 6عصر-جلوی ساختمان البرز من
همسفرها یکی یکی اومدن، بعضی هاشون رو میشناختم و بعضی هاشون رو نه. جالب بود که بیشتر مسافرها کسانی بودند که چندمین سفر رو با البرز من تجربه میکردن و حتی چند نفر بار دومشون بود که امسال به طبس میرفتن. انگار همه یه جورایی منتظر این سفر بودیم. توی راه نوبت به معارفه رسید و همه از خودشون گفتن. حالا دیگه همدیگرو میشناختیم. و حتی با اسم همدیگرو صدا می زدیم. لیدر گروه آقای محسن کاظمی بهمراه اقای زارع اونقدر خوب حرف میزدن که آدم دلش میخواست تا صبح بیدار بمونه و از سرزمین طبس بیشتر بشنوه. برای شام توقف کردیم و یه استراحت کوتاه. قرار بود بعد از شام بگیریم بخوابیم که صبح، راحت از خواب بیدار شیم. اما از کنار هم بودن و خندیدن و آرامش، نمیتونستیم دل بکنیم.
صبح زود-پنجشنبه-طلوع آفتاب
به کویر نمک رسیدیم، تا چشم کار میکرد کویر بود و کویر. انگار انتهای زمین بود و به مرز عالم دیگر، نزدیک بودیم. آسمان پر از حرف های ناگفته بود. همگی مبهوت این همه عظمت و زیبایی بودیم. که با صدای آقای کاظمی به خودمون اومدیم و برای رفتن به سمت طبس آماده شدیم.


به یک امامزاده در طبس رسیدیم، صفا و صمیمیت این سرزمین وصف نشدنیه. اونقدر در همه چیز غرق میشی که یادت میره توی شهر پر از دود و ماشین زندگی میکنی. بعد از زیارت، صبحانه خوردیم و حرکت کردیم.


دل تو دلمون نبود، میخواستیم به کال جنی بریم جایی که همیشه ازش شنیده بودیم، یه دره پر از رمز و راز.





لباس مناسب پوشیدیم و دلمون رو به دره سپردیم. واقعا عجیب بود. واقعا رمزآلود بود. داستان های اقای کاظمی هم ما رو به اینجا علاقمندتر کرده بود. آخه خودشون اصالتا طبسی هستند. به یه برکه رسیدیم و شنا کردیم تا به اونور برسیم.


دیگه وقت رفتن به آستو بود، آستو، اقامتگاه ما در عشق اباد طبس بود که در روستای کوچکی به نام حسن آباد انتظار ما رو میکشید. مهمون نوازی روستایی ها فوق العاده بود و بعد از صرف نهار و استراحت، به سمت کویر راه افتادیم. حالا کمی هیجان و تخلیه انرژی میچسبید. شتر سوار شدیم و موتورسواری کردیم.





روی شن ها عکس های خاص و جذاب گرفتیم. غلت زدیم و خندیدیم، صدای شادی همه میومد. توی کویر با چشم دل میدیدیم. بیرون از آستو، پشت حصار ده، تا چشم کار میکرد تپه های شنی بود و خورشید بزرگ. تلاقی آسمون و زمین.به آستو جان برگشتیم، شب بود و نوبت شام محلی، چای آتیشی، آواز و حرف های خوب. مسافرها همگی باهم آقای کاظمی رو برای تولدشون سورپرایز کردن و کیکی با شعار عشق و برکت رو نوش جان کردند.


جمعه صبح-قلعه هودر
استقبال بخشدار از ما، در منطقه و بازدید از قلعه هودر، قلعه ای بزرگ با قدمتی طولانی که با تلاش مردم روستا به منطقه توریستی تبدیل شده بود.











نهار را در راه برگشت تو شهر خور در یک رستوران که در یک آب انبار مرمت شده بود میل کردیم و به سمت کرج راه افتادیم. در بین راه فکر میکردم که همه بخوابند ولی بازی کردن و اشتیاق حرف زدن مسافرها بیشتر شده بود و توی راه برگشت کلی خوش گذشت.


عشق و برکت همراهتون

لطفاً ورود یا ايجاد حساب كاربری برای پیوستن به بحث.

زمان ایجاد صفحه: 0.067 ثانیه

نماد اعتماد الکترونیک

enamad

ارتباط با ما

    • تلفن : 34213531-026
    • موبایل : 09391725252
    • Email: info@alborzeman.ir
    • کرج، میدان سپاه ، به سمت سه راه گوهردشت ، بعد از خیابان بوستان ، ساختمان گلستان ، واحد یک