- ارسال ها: 1247
- تشکرهای دریافت شده: 406
- خانه
- سفرنامه ها
- باشگاه گردشگری البرزمن
- سفرنامه های پاییز 97
- سفرنامه تور قشم گردی مورخ 7 الی 97/08/12
×
تصاویر و سفرنامه های تور های پاییز 97
سفرنامه تور قشم گردی مورخ 7 الی 97/08/12
- مدیر سفرنامه ها
-
نويسنده موضوع
- آفلاین
- مدير انجمن
-
کمتر
بیشتر
7 سال 6 ماه قبل - 7 سال 6 ماه قبل #2040
توسط مدیر سفرنامه ها
سفرنامه تور قشم گردی مورخ 7 الی 97/08/12 was created by مدیر سفرنامه ها
سفرنامه تور قشم گردی
مورخ 7 الی 97/08/12
راهنما: وحید شعبانی
به نام یزدان پاک
سفر عاشقی می خواهد و عاشقی بی مقدمه است . بی اختیار آغاز می شود و تو در دامانش می خزی...
سفری دیگر اینبار به مقصد جزیره قشم . ظهر هفتم آبان همه آمده اند و عازم راه آهن تهران می شویم. عده ای دیگر هم خودشان آمده اند. قطار از راه می رسد و ما با گروه عظیم البرزمن سوار بر قطار می شویم. قرار است دو گروه شویم و در بندرعباس از هم جدا شویم. در قطار تقسیم جا می کنیم و همه در جایشان مستقر می شوند. بعد از استراحتی کوتاه عمه بازی یا همان صله رحم خود را انجام می دهیم و گروه با هم آشنا می شوند. رفت و آمدها آغاز می شود و دوستی ها شروع می شوند. خیره به پنجره غروب را نظاره می کنیم و به استقبال شب می رویم . شب ، سکوت ، کویر ...
صبح با نوازش باران آغاز می شود. به بندر گمبرون سابق و شاه عباس امروز می رسیم. به اسکله می رویم و سوار اتوبوس دریایی می شویم . اینجا جزیره قشم است. بزرگترین جزیره ایران و محل ژئوپارک جهانی قشم. ابتدا به هتل می رویم، اتاق ها را تحویل گرفته و به استقبال ناهار می رویم .
بعد از ناهار سوار مینی بوس شده و به غار خربس می رویم.
یادگاری به جا مانده از آئین مهرپرستی در ایران باستان. همه جایش را می بینیم و درباره اش می شنویم. عکسی می گیریم و می رویم برای دیدار از جزایر و ساحل زیبای ناز . و به حق هم چه نازی دارد این جزیره شگفت انگیز .
گشتی می زنیم. عده ای پرواز می کنند و عده ای هم روی زمین می چرخند. هوا کم کم تاریک شده و به درگهان می رویم. از این مغازه به آن یکی. تایم خرید است و بانوان گروه سخت مشغولند. آخر شب همه را سوار می کنیم و به هتل می رویم. شب ناگهان خواب به سراغمان می آید و...
صبح روز بعد با کمی تاخیر دوستان به راه می افتیم و به طرف روستای برکه خلف می رویم. روستایی پاکیزه در دل برهوت.
سپس به دره ستاره ها می رویم . جایی که اهالی معتقدند ستاره ای از آسمان در آنجا سقوط کرده است. دره ای زیبا و بهت آور. صدای اجنه و ارواح را هر چه می کنیم نمی شنویم و می رویم .
مقصد بعدی ما جزیره هنگام است . کنار اسکله سوار بر قایق شده و به سمت دریا می رویم . جایی در میان آب های نیلگون خلیج فارس می ایستیم و دلفین ها به استقبالمان می آیند. کلی کیفوریم از دیدنشان .
به سمت هنگام می رویم . جزیره ای با مردمان هنرمند. از صنایع دستی شان خرید می کنیم و به دیدار ماهی های رنگی می رویم . بعد از خوش و بش با ماهی ها به طرف اسکله بازمی گردیم و می رویم برای تماشای جنگل حرا . سوار بر قایق شده و عازم دیدار از این شگفتی های طبیعت می شویم. لابلای درختان حرکت می کنیم و با آنها عکس می گیریم .
بعد از آن برگشته و به طرف ناهارخوریمان می رویم و کلی غذای دریایی در انتظار ماست. رستورانی با صفا با غذاهای خوشمزه . بعد از ناهار به طرف تنگه چاهکوه حرکت می کنیم . کمی دور است و در آستانه غروب به آنجا می رسیم . کمی پیاده روی می کنیم تا به تنگه برسیم . چقدر جذاب و دیدنی ...
چشم انسان سخت باور می کند اینهمه زیبایی را . کلی عکس می گیریم و در گرگ و میش هوا برمی گردیم به طرف ماشین . سوار شده و می رویم به طرف قشم . فردا قرار است به هرمز زیبا برویم که به دلیل شرایط بد جوی کنسل می شود . شب کمی در قشم می چرخیم و ... خواب
صبح روز بعد . وقت آزاد داریم و می چرخیم . سپس با مسافران قرار می گذاریم برای پارک زیتون قشم . عده ای می آیند و به طرف ساحل می رویم .
شاتل و قایق سواری می کنند و عده ای هم پایی به آب می زنند و ... شب آخر در کنار هم خوش می گذرد و فردا دیگر وقت رفتن است.
صبح وسایلمان را جمع می کنیم و به طرف بندر لافت می رویم و از آنجا با لندی کرافت به بندر پل می رویم و سپس به راه آهن می رویم. قطار می آید مثل روز اول سوار می شویم . کمی جابجا می کنیم و می رویم . وقت خداحافظی نزدیک است و صمیمیت ها بیشتر . شب را از سر می گذرانیم و به روز می رسیم. تهران سوار بر اتوبوس شده و به کرج می رسیم . البرزمن و سفر که همچنان پایان ندارد ...
مورخ 7 الی 97/08/12
راهنما: وحید شعبانی
به نام یزدان پاک
سفر عاشقی می خواهد و عاشقی بی مقدمه است . بی اختیار آغاز می شود و تو در دامانش می خزی...
سفری دیگر اینبار به مقصد جزیره قشم . ظهر هفتم آبان همه آمده اند و عازم راه آهن تهران می شویم. عده ای دیگر هم خودشان آمده اند. قطار از راه می رسد و ما با گروه عظیم البرزمن سوار بر قطار می شویم. قرار است دو گروه شویم و در بندرعباس از هم جدا شویم. در قطار تقسیم جا می کنیم و همه در جایشان مستقر می شوند. بعد از استراحتی کوتاه عمه بازی یا همان صله رحم خود را انجام می دهیم و گروه با هم آشنا می شوند. رفت و آمدها آغاز می شود و دوستی ها شروع می شوند. خیره به پنجره غروب را نظاره می کنیم و به استقبال شب می رویم . شب ، سکوت ، کویر ...
صبح با نوازش باران آغاز می شود. به بندر گمبرون سابق و شاه عباس امروز می رسیم. به اسکله می رویم و سوار اتوبوس دریایی می شویم . اینجا جزیره قشم است. بزرگترین جزیره ایران و محل ژئوپارک جهانی قشم. ابتدا به هتل می رویم، اتاق ها را تحویل گرفته و به استقبال ناهار می رویم .
بعد از ناهار سوار مینی بوس شده و به غار خربس می رویم.
یادگاری به جا مانده از آئین مهرپرستی در ایران باستان. همه جایش را می بینیم و درباره اش می شنویم. عکسی می گیریم و می رویم برای دیدار از جزایر و ساحل زیبای ناز . و به حق هم چه نازی دارد این جزیره شگفت انگیز .
گشتی می زنیم. عده ای پرواز می کنند و عده ای هم روی زمین می چرخند. هوا کم کم تاریک شده و به درگهان می رویم. از این مغازه به آن یکی. تایم خرید است و بانوان گروه سخت مشغولند. آخر شب همه را سوار می کنیم و به هتل می رویم. شب ناگهان خواب به سراغمان می آید و...
صبح روز بعد با کمی تاخیر دوستان به راه می افتیم و به طرف روستای برکه خلف می رویم. روستایی پاکیزه در دل برهوت.
سپس به دره ستاره ها می رویم . جایی که اهالی معتقدند ستاره ای از آسمان در آنجا سقوط کرده است. دره ای زیبا و بهت آور. صدای اجنه و ارواح را هر چه می کنیم نمی شنویم و می رویم .
مقصد بعدی ما جزیره هنگام است . کنار اسکله سوار بر قایق شده و به سمت دریا می رویم . جایی در میان آب های نیلگون خلیج فارس می ایستیم و دلفین ها به استقبالمان می آیند. کلی کیفوریم از دیدنشان .
به سمت هنگام می رویم . جزیره ای با مردمان هنرمند. از صنایع دستی شان خرید می کنیم و به دیدار ماهی های رنگی می رویم . بعد از خوش و بش با ماهی ها به طرف اسکله بازمی گردیم و می رویم برای تماشای جنگل حرا . سوار بر قایق شده و عازم دیدار از این شگفتی های طبیعت می شویم. لابلای درختان حرکت می کنیم و با آنها عکس می گیریم .
بعد از آن برگشته و به طرف ناهارخوریمان می رویم و کلی غذای دریایی در انتظار ماست. رستورانی با صفا با غذاهای خوشمزه . بعد از ناهار به طرف تنگه چاهکوه حرکت می کنیم . کمی دور است و در آستانه غروب به آنجا می رسیم . کمی پیاده روی می کنیم تا به تنگه برسیم . چقدر جذاب و دیدنی ...
چشم انسان سخت باور می کند اینهمه زیبایی را . کلی عکس می گیریم و در گرگ و میش هوا برمی گردیم به طرف ماشین . سوار شده و می رویم به طرف قشم . فردا قرار است به هرمز زیبا برویم که به دلیل شرایط بد جوی کنسل می شود . شب کمی در قشم می چرخیم و ... خواب
صبح روز بعد . وقت آزاد داریم و می چرخیم . سپس با مسافران قرار می گذاریم برای پارک زیتون قشم . عده ای می آیند و به طرف ساحل می رویم .
شاتل و قایق سواری می کنند و عده ای هم پایی به آب می زنند و ... شب آخر در کنار هم خوش می گذرد و فردا دیگر وقت رفتن است.
صبح وسایلمان را جمع می کنیم و به طرف بندر لافت می رویم و از آنجا با لندی کرافت به بندر پل می رویم و سپس به راه آهن می رویم. قطار می آید مثل روز اول سوار می شویم . کمی جابجا می کنیم و می رویم . وقت خداحافظی نزدیک است و صمیمیت ها بیشتر . شب را از سر می گذرانیم و به روز می رسیم. تهران سوار بر اتوبوس شده و به کرج می رسیم . البرزمن و سفر که همچنان پایان ندارد ...
Last edit: 7 سال 6 ماه قبل by مدیر سفرنامه ها.
لطفاً ورود یا ايجاد حساب كاربری برای پیوستن به بحث.
زمان ایجاد صفحه: 0.104 ثانیه
