- ارسال ها: 1247
- تشکرهای دریافت شده: 406
- خانه
- سفرنامه ها
- باشگاه گردشگری البرزمن
- سفرنامه های پاییز 97
- سفرنامه تور روستای ابیانه مورخ 97/08/18
×
تصاویر و سفرنامه های تور های پاییز 97
سفرنامه تور روستای ابیانه مورخ 97/08/18
- مدیر سفرنامه ها
-
نويسنده موضوع
- آفلاین
- مدير انجمن
-
کمتر
بیشتر
7 سال 6 ماه قبل - 7 سال 6 ماه قبل #2043
توسط مدیر سفرنامه ها
سفرنامه تور روستای ابیانه مورخ 97/08/18 was created by مدیر سفرنامه ها
سفرنامه تور روستای ابیانه
مورخ 97/08/18
راهنما: وحید شعبانی
بایاد او
درست در نیمه فصل پاییز هزار رنگ که قرار است عاشقی را به ما بیاموزد من و خانم شکاریان به همراه یارانمان عازم ابیانه می شویم. موزه سرخ تاریخ ایران ...
هوا تاریک است و مرکبمان از مقابل دیدگان البرزمن به راه می افتد و می رویم برای تماشای تاریخ و طبیعت. باران هم با ماست و خوشحالمان می کند. ابتدای سفر کمی چشمانمان را می بندیم و ریه هامان را پر می کنیم از نسیم خنک صبحگاهی. در میانه راه خورشید نیز به ما می پیوندد و راه را برایمان روشن می سازد. به مهتاب می رسیم. صبحانه ای نوش جان می کنیم و ... حالا در جاده کاشان هستیم و رفقا یک به یک خود را معرفی می کنند. دوستانی داریم بهتر از آب روان ... وارد جاده کوهستانی ابیانه می شویم و چهره طبیعت تغییر می کند. کوه های کرکس سر به فلک کشیده و استوار در کنارمان هستند. در نزدیکیه ابیانه دخمه هایی در دل کوه کنده شده که نشان از هوشیاری معماری سنتی این خطه دارد. دخمه هایی که هر یک متعلق به یک خانواده است و به عنوان زاغه و انبار از آن ها استفاده می شود.
ابیانه... روستای سرخ ...
از میان کوچه باغی زیبا عبور می کنیم و وارد بافت روستا می شویم . از همین ابتدا دوربین ها بی وقفه در حال عکاسی هستند. ویژگی متمایز ابیانه کوچه هایی باریک ، خانه هایی با دیوارهای بلند سرخ رنگ و مردمانی با البسه ملون است.
مردان شلوار بختیاری یا دبیت به تن دارند و زنان لباس های رنگی با چارقد سفید که یادگاریست از دوران کهن. با تعدادی از همراهان به دیدار آتشکده باستانی هارپاک می رویم . از هووخشتره می گوییم تا کوروش کبیر . چه داستان های شیرینی دارد این سرزمین هزار نقش.
پنجره های چوبی با آن گره های فوق العاده چشم نواز هستند و خیره کننده. امامزاده و مسجد جامع را می بینیم و از میان دِه می گذریم. تابی در کوچه پس کوچه های ابیانه می خوریم . کاش وضعیت پیرمردان و پیرزنان ابیانه در مقابل دیدگان اینهمه توریست فرنگی جور دیگری بود . کاش...
در کنار هتل ویونا که در واقع نام قدیم ابیانه بوده است سوار ماشینمان می شویم. باز هم جاده و ... اینبار وارد شهر کاشان می شویم برای صرف ناهاری دلچسب در محله تاریخی محتشم کاشانی و خانه تاریخی نگین .
از محتشم می گوییم و آب انبار و ساباط و کاشان. سپس به حمام می رویم. حمامی ملون و رنگارنگ. محله سلطان امیر احمد و اینهمه زیبایی. از حمام های ایرانی می گوییم و می رویم .
در راه بازگشت هستیم. خوش و خندان. حالا دوستی ها چند برابر شده و یاران کیفور و خوشحالند. برایمان می خوانند و برایشان می خوانیم. جایزه داریم و کلی شور و هیجان.
کرج، شهر اقوام ، شب هایش روشن است و چشمک زن... میدان سپاه ... البرز من ... سفر پایان ندارد
تا دوباره بدرود
مورخ 97/08/18
راهنما: وحید شعبانی
بایاد او
درست در نیمه فصل پاییز هزار رنگ که قرار است عاشقی را به ما بیاموزد من و خانم شکاریان به همراه یارانمان عازم ابیانه می شویم. موزه سرخ تاریخ ایران ...
هوا تاریک است و مرکبمان از مقابل دیدگان البرزمن به راه می افتد و می رویم برای تماشای تاریخ و طبیعت. باران هم با ماست و خوشحالمان می کند. ابتدای سفر کمی چشمانمان را می بندیم و ریه هامان را پر می کنیم از نسیم خنک صبحگاهی. در میانه راه خورشید نیز به ما می پیوندد و راه را برایمان روشن می سازد. به مهتاب می رسیم. صبحانه ای نوش جان می کنیم و ... حالا در جاده کاشان هستیم و رفقا یک به یک خود را معرفی می کنند. دوستانی داریم بهتر از آب روان ... وارد جاده کوهستانی ابیانه می شویم و چهره طبیعت تغییر می کند. کوه های کرکس سر به فلک کشیده و استوار در کنارمان هستند. در نزدیکیه ابیانه دخمه هایی در دل کوه کنده شده که نشان از هوشیاری معماری سنتی این خطه دارد. دخمه هایی که هر یک متعلق به یک خانواده است و به عنوان زاغه و انبار از آن ها استفاده می شود.
ابیانه... روستای سرخ ...
از میان کوچه باغی زیبا عبور می کنیم و وارد بافت روستا می شویم . از همین ابتدا دوربین ها بی وقفه در حال عکاسی هستند. ویژگی متمایز ابیانه کوچه هایی باریک ، خانه هایی با دیوارهای بلند سرخ رنگ و مردمانی با البسه ملون است.
مردان شلوار بختیاری یا دبیت به تن دارند و زنان لباس های رنگی با چارقد سفید که یادگاریست از دوران کهن. با تعدادی از همراهان به دیدار آتشکده باستانی هارپاک می رویم . از هووخشتره می گوییم تا کوروش کبیر . چه داستان های شیرینی دارد این سرزمین هزار نقش.
پنجره های چوبی با آن گره های فوق العاده چشم نواز هستند و خیره کننده. امامزاده و مسجد جامع را می بینیم و از میان دِه می گذریم. تابی در کوچه پس کوچه های ابیانه می خوریم . کاش وضعیت پیرمردان و پیرزنان ابیانه در مقابل دیدگان اینهمه توریست فرنگی جور دیگری بود . کاش...
در کنار هتل ویونا که در واقع نام قدیم ابیانه بوده است سوار ماشینمان می شویم. باز هم جاده و ... اینبار وارد شهر کاشان می شویم برای صرف ناهاری دلچسب در محله تاریخی محتشم کاشانی و خانه تاریخی نگین .
از محتشم می گوییم و آب انبار و ساباط و کاشان. سپس به حمام می رویم. حمامی ملون و رنگارنگ. محله سلطان امیر احمد و اینهمه زیبایی. از حمام های ایرانی می گوییم و می رویم .
در راه بازگشت هستیم. خوش و خندان. حالا دوستی ها چند برابر شده و یاران کیفور و خوشحالند. برایمان می خوانند و برایشان می خوانیم. جایزه داریم و کلی شور و هیجان.
کرج، شهر اقوام ، شب هایش روشن است و چشمک زن... میدان سپاه ... البرز من ... سفر پایان ندارد
تا دوباره بدرود
Last edit: 7 سال 6 ماه قبل by مدیر سفرنامه ها.
لطفاً ورود یا ايجاد حساب كاربری برای پیوستن به بحث.
زمان ایجاد صفحه: 0.068 ثانیه
