- ارسال ها: 1247
- تشکرهای دریافت شده: 406
- خانه
- انجمن
- باشگاه گردشگری البرزمن
- سفرنامه های تابستان 96
- سفرنامه تور روستای پلکانی ماسوله مورخ 96/4/6
×
تصاویر و سفرنامه تورهای تابستان 96
سفرنامه تور روستای پلکانی ماسوله مورخ 96/4/6
- مدیر سفرنامه ها
-
نويسنده موضوع
- آفلاین
- مدير انجمن
-
کمتر
بیشتر
8 سال 11 ماه قبل #1722
توسط مدیر سفرنامه ها
سفرنامه تور روستای پلکانی ماسوله مورخ 96/4/6 was created by مدیر سفرنامه ها
سفرنامه تور روستای پلکانی ماسوله
مورخ 96/4/6
راهنما: محمدرضا زمان فر
تقویم تیر ماه را ورق زدیم تا به روز ششم رسیدیم که به رنگ قرمز در آمده و خبر از یک سفر دیگر میدهد
سفری پر از دیدنی و شادی
با یک خانواده جدید خانواده ای پر از مهر و مهبت ساعت 5صبح جلوی دفتر با آمدن آخرين هم سفر با کلی ذوق سفرمان را شروع میکنیم
بعد از گذشت حدود 1ساعت هم زمان با طلوع آفتاب زیبا به رستوران الماس شاندیز رسیدیم و صبحانه لذیذی میل کردیم
پس از،صرف صبحانه دیگه نوبتی هم باشه نوبت آشنایی هم سفران با همدیگر هستش و به رسم گذشتگان مراسم معارفه و کلی خنده و شادی رو پشت سر گذاشتیم تا به نزدیکی رودبار رسیدیم و همکار عزیزم مهدی جان در زمینه سپيد رود و منجیل اطلاعات کاملی به ما داد
پس از منجیل و رودبار اولین سوپرایز رو برای هم سفران عزیزمان داشتیم ((موزه ميراث روستایی گیلان ))
پس از ورود به موزه در میان زببایی های بیشمار آن یک سگ بازیگوش توجه ما را به خود جلب کرد و به ما کلی انرژى مثبت بخشید و حرکت کردیم در میان طبیعت و معماری منحصر به فرد خانه های قدیمی روستاهای گیلان و عکس های زیایی در کنار همراهان جان گرفتیم.
در مسیر ماسوله کمی آرام گرفتیم در هتل آرام که آرامش دو چندانی را در هنگام صرف نهار با منظره شاليزارهای برنج که در باد به رقص درآمده بودند گرفتیم
سلام بر شهر زیبای ماسوله ...
کمی پایینتر از ماسوله از اتوبوس پیاده شدیم تا قدمی در هوای خنک ابری زده باشیم و با چند عکس زیبا از منظره خانه های ماسوله به نزدیک آبشار رسیدیم
آب روشنایی است اما هم سفران لباس اضافه هم راه نداشتند و بدون آب بازی حرکت کردیم به سمت بازار سنتی زیبای ماسوله با کلی عکس در راه و خرید شیرینی های منحصر به فرد ماسوله (خرکاره و کاکا) به سمت اتوبوس حرکت کردیم
بعد از گذشت زمان کوتاهی و استراحت مختصری به فومن شهر کلوچه های خوشمزه رسیدیم
چند کلوچه داغ همراه با چای حسابی چسبید البته یکی از هم سفران هم به دلایلی بستنی به کل گروه دادند
در مسیر برگشت نرسیده به رودبار توقفی جهت خرید زیتون داشتیم و یک وعده غذا هم به اتوبوس دادیم.
در اتوبان رشت یک مسابقه مهیج و نفس گیر داشتیم که رقابت ها بسیار سنگین بود که کلی شاد شدیم و خندیدیم و در پایان 2تا از هم سفر ها هم برنده جایزه نفیسی شدند . تا به خودمان آمدیم سفر به پایان رسید
دلتون همیشه شاد و لبتون همیشه خندان...
مورخ 96/4/6
راهنما: محمدرضا زمان فر
تقویم تیر ماه را ورق زدیم تا به روز ششم رسیدیم که به رنگ قرمز در آمده و خبر از یک سفر دیگر میدهد
سفری پر از دیدنی و شادی
با یک خانواده جدید خانواده ای پر از مهر و مهبت ساعت 5صبح جلوی دفتر با آمدن آخرين هم سفر با کلی ذوق سفرمان را شروع میکنیم
بعد از گذشت حدود 1ساعت هم زمان با طلوع آفتاب زیبا به رستوران الماس شاندیز رسیدیم و صبحانه لذیذی میل کردیم
پس از،صرف صبحانه دیگه نوبتی هم باشه نوبت آشنایی هم سفران با همدیگر هستش و به رسم گذشتگان مراسم معارفه و کلی خنده و شادی رو پشت سر گذاشتیم تا به نزدیکی رودبار رسیدیم و همکار عزیزم مهدی جان در زمینه سپيد رود و منجیل اطلاعات کاملی به ما داد
پس از منجیل و رودبار اولین سوپرایز رو برای هم سفران عزیزمان داشتیم ((موزه ميراث روستایی گیلان ))
پس از ورود به موزه در میان زببایی های بیشمار آن یک سگ بازیگوش توجه ما را به خود جلب کرد و به ما کلی انرژى مثبت بخشید و حرکت کردیم در میان طبیعت و معماری منحصر به فرد خانه های قدیمی روستاهای گیلان و عکس های زیایی در کنار همراهان جان گرفتیم.
در مسیر ماسوله کمی آرام گرفتیم در هتل آرام که آرامش دو چندانی را در هنگام صرف نهار با منظره شاليزارهای برنج که در باد به رقص درآمده بودند گرفتیم
سلام بر شهر زیبای ماسوله ...
کمی پایینتر از ماسوله از اتوبوس پیاده شدیم تا قدمی در هوای خنک ابری زده باشیم و با چند عکس زیبا از منظره خانه های ماسوله به نزدیک آبشار رسیدیم
آب روشنایی است اما هم سفران لباس اضافه هم راه نداشتند و بدون آب بازی حرکت کردیم به سمت بازار سنتی زیبای ماسوله با کلی عکس در راه و خرید شیرینی های منحصر به فرد ماسوله (خرکاره و کاکا) به سمت اتوبوس حرکت کردیم
بعد از گذشت زمان کوتاهی و استراحت مختصری به فومن شهر کلوچه های خوشمزه رسیدیم
چند کلوچه داغ همراه با چای حسابی چسبید البته یکی از هم سفران هم به دلایلی بستنی به کل گروه دادند
در مسیر برگشت نرسیده به رودبار توقفی جهت خرید زیتون داشتیم و یک وعده غذا هم به اتوبوس دادیم.
در اتوبان رشت یک مسابقه مهیج و نفس گیر داشتیم که رقابت ها بسیار سنگین بود که کلی شاد شدیم و خندیدیم و در پایان 2تا از هم سفر ها هم برنده جایزه نفیسی شدند . تا به خودمان آمدیم سفر به پایان رسید
دلتون همیشه شاد و لبتون همیشه خندان...
لطفاً ورود یا ايجاد حساب كاربری برای پیوستن به بحث.
مدیران انجمن: admin1
زمان ایجاد صفحه: 0.221 ثانیه
