- ارسال ها: 1247
- تشکرهای دریافت شده: 406
- خانه
- انجمن
- باشگاه گردشگری البرزمن
- سفرنامه تورهای بهار 95
- سفرنامه تور آبشار چوره طالقان مورخ 95/1/7
×
تصاویر و سفرنامه تورهای بهار 95
سفرنامه تور آبشار چوره طالقان مورخ 95/1/7
- مدیر سفرنامه ها
-
نويسنده موضوع
- آفلاین
- مدير انجمن
-
کمتر
بیشتر
10 سال 2 ماه قبل - 10 سال 2 ماه قبل #1474
توسط مدیر سفرنامه ها
سفرنامه تور آبشار چوره طالقان مورخ 95/1/7 was created by مدیر سفرنامه ها
سفرنامه تور آبشار چوره طالقان
مورخ 95/1/7
راهنما: پویا ملاحسنی
هفتمین روز از سال نوی خورشیدی 95 با همسفرای البرزمن راهی کوهستان طالقان شدیم تا از آبشار چوره بازدید کنیم.
هوا ابری بود و آسمان آماده بود تا بغضش رو بترکونه...
معارفه و صبحانه و گپ و گفتگو ادامه داشت تا به گردنه ابراهیم آباد رسیدیم ، هوا سوزناک بود و سرد ، به سرعت توضیحاتی درباره کوهستان البرز دادم و دوباره سوار ماشین شدیم و به راه افتادیم.بالاخره در روستا توقف کردیم و اینبار هوا مطبوع بود و خیال انگیز...
بند کفش ها را محکم کردیم و مسیر پیاده روی به سمت آبشار رو پی گرفتیم...
بغض آسمان هم بالاخره ترکید و نم نم زیبای بارون روی گونه هامون رو خیس کرد.
از دره ای پر آب و شیب نسبتا تندی گذشتیم، گردنه کوه مانندی رو هم رد کردیم
و مسیر پاکوب رو به سمت آبشار ادامه دادیم . در بلندای کوه لحظه ای سکوت کردیم و به صدای قطرات بارون که به سرعتشون افزوده می شد گوش سپردیم.
به انتهای راه رسیدیم که دیدیم رودخانه راه ما را سد کرده ، آنهایی که شوق دیدن آبشار رو داشتند پا به آب زدند و گذشتند و بقیه در پناه کوه نشستیم و آتش روشن کردیم .
سرعت باران شدیدتر شده بود و ماندن جایز نبود پس از راه آمده بازگشتیم
از سکوت کوهستان و نم نم بارون و راه گل آلود لذت بردیم....
مسیر بازگشت هم در اتوبوس به بازی و شادی گذشت و خیلی زود یک روز دیگه و سفری بارونی و متفاوت هم به پایان رسید.
به امید دیدار شما همسفرهای باصفا در سفرهای آینده... !35
مورخ 95/1/7
راهنما: پویا ملاحسنی
هفتمین روز از سال نوی خورشیدی 95 با همسفرای البرزمن راهی کوهستان طالقان شدیم تا از آبشار چوره بازدید کنیم.
هوا ابری بود و آسمان آماده بود تا بغضش رو بترکونه...
معارفه و صبحانه و گپ و گفتگو ادامه داشت تا به گردنه ابراهیم آباد رسیدیم ، هوا سوزناک بود و سرد ، به سرعت توضیحاتی درباره کوهستان البرز دادم و دوباره سوار ماشین شدیم و به راه افتادیم.بالاخره در روستا توقف کردیم و اینبار هوا مطبوع بود و خیال انگیز...
بند کفش ها را محکم کردیم و مسیر پیاده روی به سمت آبشار رو پی گرفتیم...
بغض آسمان هم بالاخره ترکید و نم نم زیبای بارون روی گونه هامون رو خیس کرد.
از دره ای پر آب و شیب نسبتا تندی گذشتیم، گردنه کوه مانندی رو هم رد کردیم
و مسیر پاکوب رو به سمت آبشار ادامه دادیم . در بلندای کوه لحظه ای سکوت کردیم و به صدای قطرات بارون که به سرعتشون افزوده می شد گوش سپردیم.
به انتهای راه رسیدیم که دیدیم رودخانه راه ما را سد کرده ، آنهایی که شوق دیدن آبشار رو داشتند پا به آب زدند و گذشتند و بقیه در پناه کوه نشستیم و آتش روشن کردیم .
سرعت باران شدیدتر شده بود و ماندن جایز نبود پس از راه آمده بازگشتیم
از سکوت کوهستان و نم نم بارون و راه گل آلود لذت بردیم....
مسیر بازگشت هم در اتوبوس به بازی و شادی گذشت و خیلی زود یک روز دیگه و سفری بارونی و متفاوت هم به پایان رسید.
به امید دیدار شما همسفرهای باصفا در سفرهای آینده... !35
Last edit: 10 سال 2 ماه قبل by مدیر سفرنامه ها.
لطفاً ورود یا ايجاد حساب كاربری برای پیوستن به بحث.
مدیران انجمن: admin1
زمان ایجاد صفحه: 0.081 ثانیه
