× تصاویر و سفرنامه تورهای بهار 96

سفرنامه تور بوشهر مورخ 9 الی96/1/13

بیشتر
9 سال 1 ماه قبل - 9 سال 1 ماه قبل #1673 توسط مدیر سفرنامه ها
سفرنامه تور بوشهر
مورخ 9 الی96/1/13
راهنما: وحید شعبانی

با یاد او

دیده دریا کنم و صبر به صحرا فکنم ...
وندر این کار دل خویش به دریا فکنم...

شوق سفر در بامداد نهمین روز از فروردین نود و شش قدرتی می دهد تا چشمانم را باز کنم و خود را به جمع یاران و همسفران عزیز تر از جان برسانم. اینبار مقصدمان دریاست که مادر عاشقیست.
پای در جاده می گذاریم و به سمت بوشهر به راه می افتیم. تاریکی شب را که پس می زنیم نوبت به ناشتی دلپذیر می رسد. رستوران مارال در میانه راه پذیرای ماست برای صرف صبحانه. چای گرم در خنکای صبح جانی تازه به انسان می بخشد.
به مسیرمان ادامه می دهیم و به رسم معمول نوبت به معارفه می رسد. از خودمان می گوییم و از خودشان می گویند. همچنان مسیرمان را به طرف جنوب کشور ادامه می دهیم. از اصفهان و شهرضا هم می گذریم و برای صرف ناهار در رستوران هخامنش وارد شهر تاریخی آباده می شویم که به شهر منبت ایران معروف است. در فضای رستوران هخامنش کلی بادکنک وجود دارد و همیشه دیدن بادکنک های رنگی ناخوآگاه خنده را بر لب انسان می نشاند. ناهارمان را میل می کنیم و می رویم.
در مسیرمان به سمت آبشار مارگون باید از اقلید عبور کنیم و همینجاست که غیرقابل پیش بینی ترین اتفاق سفر برایمان می افتد. جاده آبشار برای ورود اتوبوس مسدود است و ما برای رسیدن به آبشار باید مسیر بسیار دورتری را انتخاب کنیم. مسیر شیراز، و این یعنی در حدود ۴۰۰ کیلومتر اضافه بر سازمان. همسفران همکاری می کنند و می رویم.
در راهمان از کنار پاسارگاد هم عبور می کنیم و شوق دیدارش بر دلمان می خشکد. از شهر شیراز هم می گذریم و خلاصه پس از طی جاده های پر پیچ و خم حوالی ساعت ۱ به هتلمان در یاسوج می رسیم.
هتل جهانگردی. فضای دلچسبی دارد و حس خوبی به ما می دهد. پس از تحویل اتاق ها روی تختمان بیهوش می شویم. پس از استراحتی کوتاه از خواب بیدار می شویم برای وفای به عهدمان. دیدار از آبشار مارگون. میدل باسها را سوار می شویم و در سوز صبحگاهی یاسوج به طرف آبشار حرکت می کنیم. برخی از یارانمان نیز ترجیح می دهند در هتل استراحت کنند.
پس از گذر از جاده های کوهستانی سرانجام به محل آبشار می رسیم. چند دقیقه ای را پیاده می رویم تا آبشار زیبای مارگون در جلوی چشمانمان پدیدار می شود. مارگون یکی از بزرگترین آبشارهای چشمه ای جهان به شمار می آید. آنها که آمده اند کلی ذوق دارند و شوق. عکس های یادگاری می گیریم و می رویم.



حوالی ظهر به هتل می رسیم. چمدان ها را جمع می کنیم و به راه می افتیم. از استان کهگیلویه و بویراحمد وارد استان فارس می شویم . مقصدمان شهر تاریخی کازرون است. ظهر به کازرون می رسیم و ابتدا می رویم برای صرف ناهار در هتل بیشاپور. غذای دلچسبی نوش جان می کنیم و آماده دیدار از منطقه باستانی تنگ چوگان می شویم. جایی که در گذشته های دور محل بازی چوگان شاهان ساسانی بوده است.



از کتیبه های سنگی بازدید می کنیم و به آنسوی جاده می رویم برای دیدار یکی از مهندسی ساز ترین شهرهای دنیای باستان یعنی بیشاپور. این شهر در زمان شاپور ساسانی ساخته شده و یکی از مدرن ترین شهرهای آن روزگار بوده است. پله هایی ما را به سمت گودالی بزرگ هدایت می کنند. از پله ها پایین می رویم و معبد باشکوه آناهیتا در جلوی چشمانمان هویدا می شود. جایی که به آن نوازشگاه آب نیز گفته می شود. دیوارهای سنگی آن ناقل هزاران حکایت و روایت است. کمی به صدایش گوش می دهیم و می رویم. کاخ شاپور را هم می بینیم و کیف می کنیم از اینهمه تاریخ و فرهنگ .



کم کم آماده رفتن می شویم، میرویم.مقصدمان اینبار بوشهر است. از روشنی روز به غروب و از غروب به شب هنگام می رسیم. در تاریکی شب، بوشهر در جلوی دیدگانمان ظاهر می شود. ابتدا به سمت هتل می رویم و اتاق هایمان را تحویل می گیریم. برخی از یاران به شوق دریا کوله هایشان را در اتاق رها می کنند و به دیدار خلیج فارس می روند. شب های بندر بوشهر حال و هوایی دیگر دارد.

صبح روز سوم بعد از صرف صبحانه قدمی در بافت قدیمی بوشهر می زنیم و به دیدار عمارت دهدشتی که حالا موزه تاریخ پزشکی هم هست می رویم. خانه ای زیبا و خنک در دل گرمای جنوب با معماری دلنواز به جا مانده از قاجار.






عکسی می گیریم و به سمت سرزمین دلیران تنگستان، دلوار حرکت می کنیم. در خانه رئیسعلی دلواری هستیم که سال ها جانانه با انگلیسیان متجاوز جنگید و در کمال نامردی به شهادت رسید.






از دلوار به سمت بندر عامری رهسپار می شویم. به اسکله می رویم و سوار بر یکی از آن لنج های چوبی دوست داشتنی می شویم. هوای بندر ابری و خنک است و اصلا احساس نمی کنی که در جنوبی ترین نقطه ایران هستی. شادی کردن روی آب آن هم در کنار رئیس اداره ارشاد لطف خاصی دارد. همسفران کیفورند و سر از پا نمی شناسند.









بعد از لختی کشتی سواری مسیرمان به طرف خورموج و سرزمین پهناور کلوت های بوشهر ادامه می دهیم. وقتی اسم کلوت می آید ناخودآگاه آدم به یاد کویر شهداد می افتد. اما جالب است که بوشهر هم کلوت دارد و آن هم چه کلوت های زیبایی. دقایقی کنار آنها می ایستیم و از دیدنشان کیف می کنیم و می رویم.



در روستای فقیه حسنان آقای کهنسال و خانواده مهربانش میزبانان ما هستند. مردمی خونگرم، با دست های فقیر و دل هایی بزرگ و مهربان. لب هاشان پر از خنده است و سینه هاشان پر از صفا. کنارشان کمی استراحت می کنیم، ماهی شیر می خوریم و چای و نسکافه. کلی هم در باغچه شان عکس می گیریم و می رویم.



باز هم جاده و هوای بهاری. قبل از تاریکی هوا به بندر گناوه می رسیم. بازار و بازار و بیداد جنس های چینی ... اما قدم زدن در بازار لطف و صفای خاص خودش را دارد. چند ساعتی در بازار قدم می زنیم و برخی خرید هم می کنند و برخی فقط تماشا. شب شده است و حالا موقع بازگشت به بوشهر است. به هتل پلاس برمی گردیم و چشمان مان را به روی شب می بندیم.

صبح روز چهارم . صبحانه را خورده ایم ، وسایلمان را جمع کرده ایم و آماده خداحافظی از شهر زیبای بوشهر هستیم. دلمان نمی آید اما می رویم .
منزل بعدیمان فیروزآباد است . در راه رفتن به فیروزآباد توقف کوتاهی در شهر کوچک کلمه می کنیم . خانواده ای هنرمند نی انبان و دمام می نوازند و توجه مردم و همسفران ما را به خود جلب کرده اند . دیدن آدم های شاد حال آدم را خوب می کند. به طرف مقصدمان ادامه مسیر می دهیم . شهر فیروز آباد . رستوران هتل جهانگردی . ناهارمان را نوش جان کرده ایم و آماده دیدار از شهر تاریخی گور هستیم . گور یا اردشیر خوره از قدیمی ترین شهرهای ایران است که به دستور اردشیر بابکان ساخته شده و اولین شهر دایره ای ایران به حساب می آید . بقایای برج یادمانی شهر در میان مزارع محصور است و پس از طی جاده ای خاکی به مرکز دایره می رسیم . لذت عجیبی دارد دیدار از این شهر .



درباره اش حرف می زنیم و عکسی به یادگار می گیریم و حالا می رویم برای دیدار از اثری فاخر . کاخ اردشیر بابکان در نزدیکی شهر گور و مرکز روستای آتشکده. کاخی با سه گنبد بزرگ به جا مانده از حدود ۱۷۰۰ سال پیش . یکی از گنبدهایش ریخته است اما دو گنبد دیگر سلامت هستند و مدام وجودشان را به رخ هر بیننده ای می کشند . ساعتی را در درون کاخ آرام میگیریم و با لذت تماشایش می کنیم . در زیر ایوان بزرگ آن می ایستیم و عکسی به یادگار میگیریم.






از روستای آتشکده که محل اسکان عشایر قشقایی است بیرون می زنیم و به طرف شهر مرودشت حرکت می کنیم . در راه به همت آرش خان طهوری فالوده ای هم در شهر شیراز میل می کنیم و در تاریکی شب به هتل محل اقامتمان در ۱۰۰ متری کاخ پر شکوه تخت جمشید می رسیم . هتل آپادانا به جا مانده از دوران پهلوی اول . بسیار جذاب و دیدنیست این هتل قدیمی و از شواهد امر پیداست در روزگاری محل اسکان سران رده بالای مملکتی بوده است . از پنجره اتاق هایش ستون های کاخ آپادانا پیداست.. خوش بحالمان...



کمی شب زنده داری می کنیم و به خواب می رویم . صبح روز پنجم سفر بعد از صرف صبحانه به دیدار مجموعه پر شکوه پرسپولیس یا تخت جمشید می رویم. یادگاری کهن از بزرگترین دوران پادشاهی ایرانیان بر روی زمین . از دروازه ملل می گذریم و حسرت تاریخ بر دلمان شکوفا می شود .









ستون ها یکی در میان نبودنشان را به رخ می کشند. اینجا که می آیی هنوز صدای تیشه سنگ تراشان را با اعماق جانت می شنوی. کمی درباره اش حرف می زنیم و در کنارش تصاویری به یادگار ثبت می کنیم. وعده خداحافظی فرا رسیده است . سوار بر مرکبمان می شویم و می رویم. کمی آنسوتر چشممان به جمال نقش رجب و نقش رستم که آرامگاه یلان و شاهان هخامنشی ست می افتد . میرویم...
در راه برگشت به کرج هستیم . با دوستانمان خاطرات ۵ روزمان را مرور می کنیم . حوالی ظهر است و ما به شهر سورمق از توابع استان یزد رسیده ایم. ناهار با صفایی در رستوران کویری قصر بهرام نوش جان می کنیم و می رویم ...

در راه برگشتمان از هر دری سخن می گوییم . آواز می خوانیم ... شادیم و سرخوش ... عکس هایمان را به اشتراک میگذاریم و خلاصه کلی کیفوریم از بودن با هم ... برای شام هم توقفی در مهر و ماه می کنیم و ... شب شده است . خیابان ها تاریکند . اما چراغی در دل ما و همسفرانمان روشن است . چراغ آگاهی . سفر برای انسان تجربه و شور می آورد... همدلی و همبستگی ...
کرج به ما رسیده است. با چراغ های چشمک زن ... البرز من منتظر ماست و باز هم جمله ای در سرمان میچرخد ...
سفر پایان ندارد ...
Last edit: 9 سال 1 ماه قبل by مدیر سفرنامه ها.

لطفاً ورود یا ايجاد حساب كاربری برای پیوستن به بحث.

مدیران انجمن: admin1
زمان ایجاد صفحه: 0.172 ثانیه

نماد اعتماد الکترونیک

enamad

ارتباط با ما

    • تلفن : 34213531-026
    • موبایل : 09391725252
    • Email: info@alborzeman.ir
    • کرج، میدان سپاه ، به سمت سه راه گوهردشت ، بعد از خیابان بوستان ، ساختمان گلستان ، واحد یک