- ارسال ها: 1247
- تشکرهای دریافت شده: 406
- خانه
- انجمن
- باشگاه گردشگری البرزمن
- سفرنامه های بهار 97
- سفرنامه تور 4 روزه تبریز و ارومیه مورخ 9 الی 97/1/12
- انجمن
- باشگاه گردشگری البرزمن
- سفرنامه های بهار 97
- سفرنامه تور 4 روزه تبریز و ارومیه مورخ 9 الی 97/1/12
×
تصاویر و سفرنامه تورهای بهار 97
سفرنامه تور 4 روزه تبریز و ارومیه مورخ 9 الی 97/1/12
- مدیر سفرنامه ها
-
نويسنده موضوع
- آفلاین
- مدير انجمن
-
کمتر
بیشتر
8 سال 1 ماه قبل - 8 سال 1 ماه قبل #1869
توسط مدیر سفرنامه ها
سفرنامه تور 4 روزه تبریز و ارومیه
مورخ 9 الی 97/1/12
راهنما: وحید شعبانی
ز کوی یار می آید نسیم باد نوروزی
بهار دلکش از راه رسیده است و نوبه سفر .. اینبار به قصد تفرج و سیاحت عازم دیار آذرپاتگان هستیم .. آذربایجان در درازنای تاریخ همواره سرزمین عاشقی کردن بوده است . ساعت ۴ بامداد روز پنجشنبه نهمین روز از اولین ماه سال ۹۷ سوار بر مرکبمان شده و دل به جاده میزنیم . در تاریکی هوا به تالار شهر قزوین میرسیم .. صبحانه ای نوش جان میکنیم و به راهمان ادامه میدهیم .. در ابتدای مسیر چند روزه مان با یاران جانمان آشنا می شویم .. هر کسی از خودش میگوید و رسم و مسلکش.. شادیم و سرخوش .. در راهمان از قزوین و زنجان و بستان آباد عبور می کنیم .. از دور دستی برای تالاب قوری گل تکان می دهیم و می رویم .. منزل اولمان اسکو است . شهری در نزدیکی تبریز.. سرزمینی که ریشه ای کهن در دل تاریخ دارد . برای صرف ناهار وارد رستوران میشویم و همراه نم نم باران غذایمان را نوش جان میکنیم و میرویم برای دیدار از سرزمین سنگی ایران زمین .. کندوان استوار .. کندوان دل در گرو مهر تاریخ دارد و مردمانی سخت کوش .. آقای عظیمی به دیدارمان می آید و از میان باد و باران بهاری ما را به کله قندی خودش یا همان خانه های سنگی میبرد .. یارانمان کلی عکس میگیرند و محصولات باغی و کوهستانی کندوان را میخرند .. با کندوان وداع میکنیم و میرویم .. سفر بدون حادثه و اتفاق همیشه چیزی کم دارد .. برخوردی کوچک با یک خودرو برای ما تبدیل به داستانی پر طمطراق میشود.. هیچ کس حاضر به رضایت نیست و در آخر افسر نیروی انتظامی با لهجه شیرینش ماجرا را خاتمه میدهد ..
به هتل احراب میرویم و اتاقهایمان را تحویل میگیریم .. کمی استراحت میکنیم و میرویم برای دیدار از عمارت زیبای ائل گلی .. عمارتی شکوهمند در میان استخری بزرگ به جا مانده از دوران حکومت قراقویونلوها در تبریز .. چرخی در میان پارک بزرگ و استخر زیبایش میزنیم ، عکسی به یادگار میگیریم و میرویم .. شب اول با نم باران به صبح میرسد . صبح روز دوم هم با باران بهاری آغاز میشود .
مقصدمان اینبار شهر آب ارومیه میباشد . ابتدای راه کاپیتان کمی با ماشین سر و کله میزند و میرویم .. در مسیرمان از دریاچه ارومیه عبور می کنیم .. چی چست باستانی .. روزگاری این دریاچه پر آب بوده است .. شور زندگی همه جایش در جریان بوده و ماکیان و خزندگان و پستانداران و آدمیان از خوان نعمتش بهره مند بوده اند .. اما حالا به لطف خدمات ما آدمها خشک و خشک تر شده است و دورنمای زوالش پیش چشمانمان خودنمایی میکند .. کنار دریاچه توقفی میکنیم و با وجود باد شدید عکسهایمان را میگیریم و میرویم ...
وارد شهر تاریخی ارومیه میشویم و به دیدار بازار صفوی میرویم .. در دل بازار دربی کوچک قرار دارد که ما را به سمت مسجد جامع هدایت میکند .. از دل بازار وارد شبستان زیبای مسجد میشویم .. از کنار منبر چوبی قدیمی عبور میکنیم و وارد صحن دلربای مسجد میشویم .. راهنمای مسجد برایمان از محراب گچبری زیبای مسجد میگوید .. مسجدی که در گذشته های دور در محل آن آتشکده ای برپا بوده است .. مسجد را میبینیم .. عکسهایی به یادگار میگیریم و میرویم .. به رستوران حاجی بابا در ابتدای جاده بند ارومیه میرویم و با طیب خاطر غذای لذیذی نوش جان میکنیم .. بعد از ناهار به سمت کارگاه نقل پزی میرویم و یارانمان دل سیر حلوا و نقل و .. به رسم سوغات میخرند ..
ارومیه را به قصد تبریز ترک می کنیم .. با سرعت خودمان را به خانه حاج علی کوزه کنانی میرسانیم .. اینجا روزگاری محل تجمع مشروطه طلبان تبریز بوده است .. و حالا تبدیل به خانه موزه مشروطیت شده است .. هنوز میتوان صدای ستارخان و باقرخان را از گوشه و کنار خانه شنید .. کمی عرق میهن پرستیمان گل میکند و میرویم .. شب با همت آقای علیپور و مسعودخان کوپیانی کیک میخریم و در هتل به مناسبت میلاد حضرت علی و روز پدر جشنی میگیریم .. مردان گروه جورابی از خانواده امیری به رسم هدیه میگیریم و شب دوم را به پایان میرسانیم .. صبح روز سوم پس از صرف صبحانه به طرف شهر مرزی جلفا به راه می افتیم .. پس از عبور از آذرشهر و مرند به جلفا میرسیم .. از حاشیه ارس به طرف منطقه دره شام میرویم..
میراث جهانی کلیسای سنت استپانوس به جا مانده از عهد قدیم .. یارانمان مشغول تماشای کلیسا میشوند و ما به همراه تیم پزشکی مشعول مداوای سعادت میشویم .. کلیسا به شدت شلوغ است و به سرعت عکسمان را میگیریم و میرویم برای صرف ناهار .. ناهار را در رستوران مگا نوش جان میکنیم و به دیدار آبشار آسیاب خرابه میرویم ..
آبشار در دل کوههای کیامکی قرار گرفته و در راه مناظر جذابی در حاشیه ارس هوش از سرمان میبرد . همراه یاران به پایین دره میرویم و از آبشار خزه ای زیبا دیدن میکنیم .. کلی کیفور میشویم و تا جایی که جا دارد عکس میگیریم .. در بالای آبشار فاطمه خانم به یمن تاخیر صبح روز اول یک بستنی دلچسب ما را میهمان میکند .. در کناره رود ارس از رشادتهای نورالله کثیری میگوییم و به پل آهنی و غرور آفرین جلفا در مرز نخجوان میرسیم.. توقفی میکنیم و از رشادتهای مرزبانان غیورمان در شهریور ۱۳۲۰ میگوییم و برای مرزبانان امروزمان دستی تکان میدهیم.. توقفی هم در بازار مرزی جلفا داریم .. زنان به خرید میروند و سرمای هوا همه را زودتر از موعد مقرر به اتوبوس می کشاند .. غیر از عده ای.. به سمت هتل به راه می افتیم و اینگونه روز سوم هم به پایان میرسد ..
صبح روز چهارم اتاقها را تحویل میدهیم و میرویم.. قرار است تبریزگردی کنیم .. ابتدا به دیدار ارگ علیشاه به جا مانده از عهد ایلخانان میرویم .. هنوز میتوان اینجا صدای مقاومت مردم تبریز در برابر روسها را به وضوح شنید .. توقف بعدیمان موزه شهرداری تبریز است .. تبریز شهر اولین هاست و بسیاری از این اولین ها را میتوان در این موزه دید.. از موزه به دیدار شعرا و متفکران شهیر ایران زمین میرویم .. اینجا مقبره الشعراست و معروفترین مدفون آن محمدحسین بهجت تبریزی متخلص به شهریار است .. اینجا محل دفن ۴۰۰ تن از شعرا و اندیشمندان ایران زمین است ..
از آنجا به دیدار دومین موزه بزرگ و مهم کشور میرویم .. موزه آذربایجان.. چرخی در موزه میزنیم و به دیدار فیروزه جهان اسلام یعنی مسجد کبود میرویم .. دل را به کاشی های زیبای کبود گره میزنیم .. چشم که سیری ندارد از اینهمه زیبایی اما کبود آخرین منزل ما در این سفر میباشد .. آنسوی خیابان رستوران یاقوت ما را به خود میخواند .. غذای دلچسبی نوش جان میکنیم و برای خرید سوغات به تشریفات میرویم .. سوغاتمان را میخریم و دل به جاده میزنیم .. در راه برگشت از میان آلاداغلار یا کوههای رنگی میگذریم و درباره شان گپی میزنیم.. همیشه در مسیر برگشت آنچه خودنمایی میکند آغاز دوستی هاست .. آقای امیری هم ما را به یک بستنی میهمان میکند .. در راه میگوییم و میخندیم و شادیم از با هم بودنها .. نوروزی دیگر رو به پایان است و ما خوشحال از تجربه سفری نو.. آبادیها را یک به یک پشت سر میگذاریم و به آبادی خودمان میرسیم .. کرج .. و باز هم تکرار این مهم که سفر پایان ندارد .. حالا همه رفته اند و با خاطرات سفر پلک بر هم میگذاریم ... تا دوباره بدرود ...
مورخ 9 الی 97/1/12
راهنما: وحید شعبانی
ز کوی یار می آید نسیم باد نوروزی
بهار دلکش از راه رسیده است و نوبه سفر .. اینبار به قصد تفرج و سیاحت عازم دیار آذرپاتگان هستیم .. آذربایجان در درازنای تاریخ همواره سرزمین عاشقی کردن بوده است . ساعت ۴ بامداد روز پنجشنبه نهمین روز از اولین ماه سال ۹۷ سوار بر مرکبمان شده و دل به جاده میزنیم . در تاریکی هوا به تالار شهر قزوین میرسیم .. صبحانه ای نوش جان میکنیم و به راهمان ادامه میدهیم .. در ابتدای مسیر چند روزه مان با یاران جانمان آشنا می شویم .. هر کسی از خودش میگوید و رسم و مسلکش.. شادیم و سرخوش .. در راهمان از قزوین و زنجان و بستان آباد عبور می کنیم .. از دور دستی برای تالاب قوری گل تکان می دهیم و می رویم .. منزل اولمان اسکو است . شهری در نزدیکی تبریز.. سرزمینی که ریشه ای کهن در دل تاریخ دارد . برای صرف ناهار وارد رستوران میشویم و همراه نم نم باران غذایمان را نوش جان میکنیم و میرویم برای دیدار از سرزمین سنگی ایران زمین .. کندوان استوار .. کندوان دل در گرو مهر تاریخ دارد و مردمانی سخت کوش .. آقای عظیمی به دیدارمان می آید و از میان باد و باران بهاری ما را به کله قندی خودش یا همان خانه های سنگی میبرد .. یارانمان کلی عکس میگیرند و محصولات باغی و کوهستانی کندوان را میخرند .. با کندوان وداع میکنیم و میرویم .. سفر بدون حادثه و اتفاق همیشه چیزی کم دارد .. برخوردی کوچک با یک خودرو برای ما تبدیل به داستانی پر طمطراق میشود.. هیچ کس حاضر به رضایت نیست و در آخر افسر نیروی انتظامی با لهجه شیرینش ماجرا را خاتمه میدهد ..
به هتل احراب میرویم و اتاقهایمان را تحویل میگیریم .. کمی استراحت میکنیم و میرویم برای دیدار از عمارت زیبای ائل گلی .. عمارتی شکوهمند در میان استخری بزرگ به جا مانده از دوران حکومت قراقویونلوها در تبریز .. چرخی در میان پارک بزرگ و استخر زیبایش میزنیم ، عکسی به یادگار میگیریم و میرویم .. شب اول با نم باران به صبح میرسد . صبح روز دوم هم با باران بهاری آغاز میشود .
مقصدمان اینبار شهر آب ارومیه میباشد . ابتدای راه کاپیتان کمی با ماشین سر و کله میزند و میرویم .. در مسیرمان از دریاچه ارومیه عبور می کنیم .. چی چست باستانی .. روزگاری این دریاچه پر آب بوده است .. شور زندگی همه جایش در جریان بوده و ماکیان و خزندگان و پستانداران و آدمیان از خوان نعمتش بهره مند بوده اند .. اما حالا به لطف خدمات ما آدمها خشک و خشک تر شده است و دورنمای زوالش پیش چشمانمان خودنمایی میکند .. کنار دریاچه توقفی میکنیم و با وجود باد شدید عکسهایمان را میگیریم و میرویم ...
وارد شهر تاریخی ارومیه میشویم و به دیدار بازار صفوی میرویم .. در دل بازار دربی کوچک قرار دارد که ما را به سمت مسجد جامع هدایت میکند .. از دل بازار وارد شبستان زیبای مسجد میشویم .. از کنار منبر چوبی قدیمی عبور میکنیم و وارد صحن دلربای مسجد میشویم .. راهنمای مسجد برایمان از محراب گچبری زیبای مسجد میگوید .. مسجدی که در گذشته های دور در محل آن آتشکده ای برپا بوده است .. مسجد را میبینیم .. عکسهایی به یادگار میگیریم و میرویم .. به رستوران حاجی بابا در ابتدای جاده بند ارومیه میرویم و با طیب خاطر غذای لذیذی نوش جان میکنیم .. بعد از ناهار به سمت کارگاه نقل پزی میرویم و یارانمان دل سیر حلوا و نقل و .. به رسم سوغات میخرند ..
ارومیه را به قصد تبریز ترک می کنیم .. با سرعت خودمان را به خانه حاج علی کوزه کنانی میرسانیم .. اینجا روزگاری محل تجمع مشروطه طلبان تبریز بوده است .. و حالا تبدیل به خانه موزه مشروطیت شده است .. هنوز میتوان صدای ستارخان و باقرخان را از گوشه و کنار خانه شنید .. کمی عرق میهن پرستیمان گل میکند و میرویم .. شب با همت آقای علیپور و مسعودخان کوپیانی کیک میخریم و در هتل به مناسبت میلاد حضرت علی و روز پدر جشنی میگیریم .. مردان گروه جورابی از خانواده امیری به رسم هدیه میگیریم و شب دوم را به پایان میرسانیم .. صبح روز سوم پس از صرف صبحانه به طرف شهر مرزی جلفا به راه می افتیم .. پس از عبور از آذرشهر و مرند به جلفا میرسیم .. از حاشیه ارس به طرف منطقه دره شام میرویم..
میراث جهانی کلیسای سنت استپانوس به جا مانده از عهد قدیم .. یارانمان مشغول تماشای کلیسا میشوند و ما به همراه تیم پزشکی مشعول مداوای سعادت میشویم .. کلیسا به شدت شلوغ است و به سرعت عکسمان را میگیریم و میرویم برای صرف ناهار .. ناهار را در رستوران مگا نوش جان میکنیم و به دیدار آبشار آسیاب خرابه میرویم ..
آبشار در دل کوههای کیامکی قرار گرفته و در راه مناظر جذابی در حاشیه ارس هوش از سرمان میبرد . همراه یاران به پایین دره میرویم و از آبشار خزه ای زیبا دیدن میکنیم .. کلی کیفور میشویم و تا جایی که جا دارد عکس میگیریم .. در بالای آبشار فاطمه خانم به یمن تاخیر صبح روز اول یک بستنی دلچسب ما را میهمان میکند .. در کناره رود ارس از رشادتهای نورالله کثیری میگوییم و به پل آهنی و غرور آفرین جلفا در مرز نخجوان میرسیم.. توقفی میکنیم و از رشادتهای مرزبانان غیورمان در شهریور ۱۳۲۰ میگوییم و برای مرزبانان امروزمان دستی تکان میدهیم.. توقفی هم در بازار مرزی جلفا داریم .. زنان به خرید میروند و سرمای هوا همه را زودتر از موعد مقرر به اتوبوس می کشاند .. غیر از عده ای.. به سمت هتل به راه می افتیم و اینگونه روز سوم هم به پایان میرسد ..
صبح روز چهارم اتاقها را تحویل میدهیم و میرویم.. قرار است تبریزگردی کنیم .. ابتدا به دیدار ارگ علیشاه به جا مانده از عهد ایلخانان میرویم .. هنوز میتوان اینجا صدای مقاومت مردم تبریز در برابر روسها را به وضوح شنید .. توقف بعدیمان موزه شهرداری تبریز است .. تبریز شهر اولین هاست و بسیاری از این اولین ها را میتوان در این موزه دید.. از موزه به دیدار شعرا و متفکران شهیر ایران زمین میرویم .. اینجا مقبره الشعراست و معروفترین مدفون آن محمدحسین بهجت تبریزی متخلص به شهریار است .. اینجا محل دفن ۴۰۰ تن از شعرا و اندیشمندان ایران زمین است ..
از آنجا به دیدار دومین موزه بزرگ و مهم کشور میرویم .. موزه آذربایجان.. چرخی در موزه میزنیم و به دیدار فیروزه جهان اسلام یعنی مسجد کبود میرویم .. دل را به کاشی های زیبای کبود گره میزنیم .. چشم که سیری ندارد از اینهمه زیبایی اما کبود آخرین منزل ما در این سفر میباشد .. آنسوی خیابان رستوران یاقوت ما را به خود میخواند .. غذای دلچسبی نوش جان میکنیم و برای خرید سوغات به تشریفات میرویم .. سوغاتمان را میخریم و دل به جاده میزنیم .. در راه برگشت از میان آلاداغلار یا کوههای رنگی میگذریم و درباره شان گپی میزنیم.. همیشه در مسیر برگشت آنچه خودنمایی میکند آغاز دوستی هاست .. آقای امیری هم ما را به یک بستنی میهمان میکند .. در راه میگوییم و میخندیم و شادیم از با هم بودنها .. نوروزی دیگر رو به پایان است و ما خوشحال از تجربه سفری نو.. آبادیها را یک به یک پشت سر میگذاریم و به آبادی خودمان میرسیم .. کرج .. و باز هم تکرار این مهم که سفر پایان ندارد .. حالا همه رفته اند و با خاطرات سفر پلک بر هم میگذاریم ... تا دوباره بدرود ...
Last edit: 8 سال 1 ماه قبل by مدیر سفرنامه ها.
لطفاً ورود یا ايجاد حساب كاربری برای پیوستن به بحث.
- انجمن
- باشگاه گردشگری البرزمن
- سفرنامه های بهار 97
- سفرنامه تور 4 روزه تبریز و ارومیه مورخ 9 الی 97/1/12
زمان ایجاد صفحه: 0.065 ثانیه
