- ارسال ها: 1247
- تشکرهای دریافت شده: 406
- خانه
- انجمن
- باشگاه گردشگری البرزمن
- سفرنامه های تابستان 97
- سفرنامه تور جنگل و تنگه دار مورخ 97/5/26
×
تصاویر و سفرنامه های تور های تابستان 97
سفرنامه تور جنگل و تنگه دار مورخ 97/5/26
- مدیر سفرنامه ها
-
نويسنده موضوع
- آفلاین
- مدير انجمن
-
کمتر
بیشتر
7 سال 9 ماه قبل - 7 سال 9 ماه قبل #1980
توسط مدیر سفرنامه ها
سفرنامه تور جنگل و تنگه دار مورخ 97/5/26 was created by مدیر سفرنامه ها
سفرنامه جنگل و تنگه دار
مورخ 97/5/26
راهنما: علی نظری
یه صبح دیگه یه صدایی توی گوشم میگه، ثانیه های تو داره میره امروزو زندگی کن فردا دیگه دیره..
در این روز ها که دقدقه های زیادی ذهن مردم را درگیر کرده، یکی از بهترین راه ها برای آرامش ذهن، دریافت انرژی های مثبت برای تصمیم گیری های بهتر میتونه یک سفر یک روزه شاداب باشه.
در پنجمین سفر با البرزمن افتخار همراهی همسفران های انرژی در کنار آرمین نظری ، افشین مدهوش و آقای حمید نیک پی به همراه تیم خوبش پارسا و اکبر رو داشتم. صبح ساعت 4 حرکت ما به سمت جاده زیبای چالوس شروع شد و بعد از گذر از پیچ و خم های جاده در رستورانی با منظره قشنگ صبحانه را صرف کردیم و مسیر را به سمت مقصد ادامه دادیم. معارفه سرعتی انجام شد و با اتمام آخرین نفر که خودم بودم به روستا رسیدیم.
بعد از تعویض لباس ها نیسان سواری کوتاهی انجام دادیم تا به ابتدای مسیر پیاده روی رسیدیم. مگر میشد چشم از این همه زیبایی برداشت. بالا جنگلی انبوه با قدمتی میلیون ساله! وسط پیچک ها و پرسیاوش هایی که به مسافرها خوشآمد میگفتن و پایین رودی زیبا برای خنک نگهداشتن دمای بدن مسافرنش.
کمی جلو که رفتیم برای آماده کردن بدن ها تصمیم به یک آب بازی شاداب گرفتیم و خلاصه کسی نبود که از سر تا پا با آب آشنا نشده باشد. در ادامه به حوزچه هایی رسیدیم که بعضی 2 تا 3 متر ارتفاع داشتن و می شد از بالای صخره ها به داخل آن ها شیرجه زد. برای عبور ایمن از این مسیر طناب کشی کردیم و سعی کردیم ترس دوستانی که فوبیا داشتن رو بریزیم. جا داره از دو گودزیلا گروه هم یاد کنم وقتی وسط عبور از این حوزچه ها بودن، با شنیدن کلمه گودزیلا چنان از خنده ترکیدن که دیگه کنترل دست و پا رو از دست دادن و حسابی آب خوردن تا رسوندیمشون به اون سمت.
خلاصه که همه شاداب و خندان مسیر 4 ساعته رو به بالا طی کردیم و در نهایت به جنگلی زیبا رسیدیم .
نهار و چایی آتیشی صرف کردیم و در همین حین افشین برامون گیتار کوتاهی زد و بعد با یک عکس دور همی بدرودی به این دره و جنگل پر انرژی گفتیم .
در مسیر برگشت بعد از استراحتی کوتاه بچه ها برای انجام حرکاتی موزون انرژی ای دوباره گرفتن و تا نزدیک محل پیاده شدن از اتوبوس فکر میکنم کسی هیجانی برای پنهان کردن درون خودش باقی نذاشت...
مورخ 97/5/26
راهنما: علی نظری
یه صبح دیگه یه صدایی توی گوشم میگه، ثانیه های تو داره میره امروزو زندگی کن فردا دیگه دیره..
در این روز ها که دقدقه های زیادی ذهن مردم را درگیر کرده، یکی از بهترین راه ها برای آرامش ذهن، دریافت انرژی های مثبت برای تصمیم گیری های بهتر میتونه یک سفر یک روزه شاداب باشه.
در پنجمین سفر با البرزمن افتخار همراهی همسفران های انرژی در کنار آرمین نظری ، افشین مدهوش و آقای حمید نیک پی به همراه تیم خوبش پارسا و اکبر رو داشتم. صبح ساعت 4 حرکت ما به سمت جاده زیبای چالوس شروع شد و بعد از گذر از پیچ و خم های جاده در رستورانی با منظره قشنگ صبحانه را صرف کردیم و مسیر را به سمت مقصد ادامه دادیم. معارفه سرعتی انجام شد و با اتمام آخرین نفر که خودم بودم به روستا رسیدیم.
بعد از تعویض لباس ها نیسان سواری کوتاهی انجام دادیم تا به ابتدای مسیر پیاده روی رسیدیم. مگر میشد چشم از این همه زیبایی برداشت. بالا جنگلی انبوه با قدمتی میلیون ساله! وسط پیچک ها و پرسیاوش هایی که به مسافرها خوشآمد میگفتن و پایین رودی زیبا برای خنک نگهداشتن دمای بدن مسافرنش.
کمی جلو که رفتیم برای آماده کردن بدن ها تصمیم به یک آب بازی شاداب گرفتیم و خلاصه کسی نبود که از سر تا پا با آب آشنا نشده باشد. در ادامه به حوزچه هایی رسیدیم که بعضی 2 تا 3 متر ارتفاع داشتن و می شد از بالای صخره ها به داخل آن ها شیرجه زد. برای عبور ایمن از این مسیر طناب کشی کردیم و سعی کردیم ترس دوستانی که فوبیا داشتن رو بریزیم. جا داره از دو گودزیلا گروه هم یاد کنم وقتی وسط عبور از این حوزچه ها بودن، با شنیدن کلمه گودزیلا چنان از خنده ترکیدن که دیگه کنترل دست و پا رو از دست دادن و حسابی آب خوردن تا رسوندیمشون به اون سمت.
خلاصه که همه شاداب و خندان مسیر 4 ساعته رو به بالا طی کردیم و در نهایت به جنگلی زیبا رسیدیم .
نهار و چایی آتیشی صرف کردیم و در همین حین افشین برامون گیتار کوتاهی زد و بعد با یک عکس دور همی بدرودی به این دره و جنگل پر انرژی گفتیم .
در مسیر برگشت بعد از استراحتی کوتاه بچه ها برای انجام حرکاتی موزون انرژی ای دوباره گرفتن و تا نزدیک محل پیاده شدن از اتوبوس فکر میکنم کسی هیجانی برای پنهان کردن درون خودش باقی نذاشت...
Last edit: 7 سال 9 ماه قبل by مدیر سفرنامه ها.
لطفاً ورود یا ايجاد حساب كاربری برای پیوستن به بحث.
زمان ایجاد صفحه: 0.063 ثانیه
