- ارسال ها: 1247
- تشکرهای دریافت شده: 406
- خانه
- انجمن
- باشگاه گردشگری البرزمن
- سفرنامه های پاییز 97
- سفرنامه تور کویر مصر مورخ 25 الی 97/7/27
×
تصاویر و سفرنامه های تور های پاییز 97
سفرنامه تور کویر مصر مورخ 25 الی 97/7/27
- مدیر سفرنامه ها
-
نويسنده موضوع
- آفلاین
- مدير انجمن
-
کمتر
بیشتر
7 سال 7 ماه قبل - 7 سال 7 ماه قبل #2027
توسط مدیر سفرنامه ها
سفرنامه تور کویر مصر مورخ 25 الی 97/7/27 was created by مدیر سفرنامه ها
سفرنامه تور کویر مصر
مورخ 25 الی 97/7/27
راهنما: محمدرضا زمان فر
اینجا، کویر گرم است
جایی که باد و خاک است
خورشیدِ آن، زُلال است
هر روز تابناک است
شبها سکوت و سرما
یک آسمان آبی!
از آسمان میافتد
هر لحظهای شهابی
در شب، کویر زیبا
خاموش مثل دریاست!
آرامشی در آن است
آرامشی که زیباست
دریاچهایست گویی
دریاچهای که پیر است!
رازی ست در دلِ آن
اینجا همان کویر است
ما همیشه از زیبایی جنگل ها و دریای شمال ایران میگوییم ولی در قلب این مرز و بوم زیبایی خالصانه ای وجود دارد . چهارشنبه بود ...
بعد از غروب آفتاب همه در میعاد گاه گرد هم آمدیم که به دیدار این زیبایی برویم . همه یاران آمدند 2 نفر هم کمی دیر کردند که به این مناسبت قول بستنی دادند . در بلندای جاده های کویری رفتیم شامی هم در بین مسیر نوش جان کردیم با یاران سفر بیشتر آشنا شدیم . شب بود بیابان بود که خواب چشمانمان را برد تا انارک که خرگوشی دنبال کنیم . دیگر داشت تیغ های نور خورشید از افق پدیدار میشد بعضی ها هنوز آرام خوابیده بودند و بعضی هم مشغول استوری گرفتن از طلوع که به بزرگترین دریاچه نمک ایران رسیدیم...
دریاچه نمک خور ...
در میان چند ضلعی های نمک زیر انذار انداختیم و صبحانه نوش جان کردیم . بعد از صبحانه و گرفتن عکس های بسیار اونم با حظور 2 تا عکاس حرفه ای حمید جان و مهدی جان دیگر باید به مصر میرفتیم .
روستای مصر روستایی که همچون جزیره ای در دل شن های روان است .
به اقامت گاهمان رسیدیم و کمی استراحت کردیم تا ظهر که میزبان عزیزمان اقای حشمت زرشک پلوی لذیذی آماده کرده بود همه لذت بردیم و مصطفی هم که کمی بیشتر از بقیه لذت برد...
شکم ها که سیر شد برای هضم غذا تصمیم به شتر و موتور سواری گرفتیم که بسیار مهیج بود و کلی کیف کردیم .
دیگر زمان رفتن به کویر بود.
کویر، گوشه ای از این کره خاکیست که در جای جای آن می توانید حضور خدا را بیشتر از هرجای دیگری احساس کنید. صدای سکوت کویر آرامش بخش ترین صداهاست. سکوت کویر، هوای دلنشین و آسمان پر ستاره ی شب آن، رویایی ترین صحنه ها را خلق می کند.
روزهای کویر را درخشش پر هیجان خورشید، طلایی رنگ کرده است! خورشید چنان می تابد که گویی نمی خواهد به آسمانش خیره شوی! با دلی خوش، روی شن های گرم و نرمش بنشینی و چشمانت را ببندی و به خالق این دنیای پر از شگفتی بیندیشی.
در کویر، آفتاب که غروب می کند خیلی زود اولین ستاره طلوع می کند. بعد کم کم ستاره های دیگر پیدایشان می شود. مثل یک مجلس مهمانی که یکان یکان مهمانانش از راه می رسند و در خانه ای به وسعت آسمان می نشینند. بعضی از ستاره ها شکل یک بادبادک رامی سازند بعضی دیگر شکل خرس، ماهی، شیر،کمان ،خوشه، و …..وبه همین نام ها نیز خوانده می شوند.
اگر در شبی که هوا صاف است در جایی مثل کویر در پشت بام خوابیده باشی نظاره ی ستارگان زیبای آسمان که آسمان را به شکل چادر گلی آبی رنگی در آورده اند هوش از سر آدم می ربایند.. ماه در گوشه ای از آسمان مثل یک صورت نورانی یا رهبری آسمانی گویی پادشاه شب است. ستاره ها در پناه او سو سو می زنند و ماه حرکت می کند و از آن ها سان می بیند.
چه کسی مي گويد كه كوير زيبا نيست؟ زيبايي كوير يعني روان بودن شن ها يعني تپه هاي شني. يعني دشت يك دست صاف و هموار. روزی آفتابي ،انوار تند و سوزان خورشيد سرو روي تو را مي سوزاند. امّا اين سوزاندن تو را استوار تر مي گرداند. خورشید بايد اين گونه تو را نوازش كند. اگر خوشيد كوير مانند خورشيد دامنه هاي خنک كوه باشد ديگر كوير، كوير نيست. بايد تن تو سوزانده شود تا تو اسوه ي صبوري گردي. خورشيد بايد اين گونه به تو بتابد تا همواري و زيبايي تو محفوظ بماند. تصّور اين كه در دل كوير ايستاده باشم چه در روز و چه در شب مرا دگرگون مي نمايد.خوشحالي وصف ناپذير به من دست مي دهد و در پوست خود نمي گنجم.
از این همه زیبایی های کویر لذت بردیم و کلی عکس های زیبا گرفتیم و کلی هم بازی های مهیج از قبیل فوتبال شنی و فیریزبی (گیریزلی) دوباره به اقامتگاه بازگشتیم که این باز کتلت خوش طعمی بعد از این همه انرژی گذاشتن انتظار ما را میکشید . بعد از شام خواب که به چشمانمان نمی آمد پس بر آن شدیم که پشت تراختور به دل کویر برویم . آتشی در کویر بر پا کردیم و چای آتشی هم بار گذاشتیم .
در این شب سکوت کویر چشم بر هم گذاشتیم و ساقی بانو هم کمی با ما مراقبه در این فضا را کار کرد حسی ناب بود که حمید جان دوربین به دست چند شکار از این لحظات داشت .
دیگر وقت استراحت بود بر تراختورمان سوار شدیم و به سوی اقامت گاه بازگشتیم و خوابی عمیق و مروری بر خاطرات زیبایی که رقم زدیم .
صبح مقصد ما روستای گرمه و نخلستان های زیبایش بود .
از میان نخل ها گذر کردیم تا چشمه گرمه که ماهی هایی منحصر به فرد دارد تجربه پا گذاشتن در میان این ماهی ها و تمیزکاری پوست، که این جا را معروف کرده به چشمه دکتر فیش.
از روستای گرمه به داخل یک آب انبار زیبا رفتیم در خور که با سلیقه بسیار زیبایی به رستوران تبدیل شده بود.
نهاری نوش جان کردیم و سوار بر مرکب و جاده ای که رو به خانه باز میگشت .
کمی استراحت کردیم و شادی در مسیر و با کمک امیر جان مسابقه پینگ پنگ در سطح جهانی برگذار کردیم که رقبا با اسپانسری تیم کانن و نیکن به رقابت پرداختند ولی در این بین یک استعداد نو ظهور در این سبک به نام نازگل با اقتدار مقام قهرمانی را به خود اختصاص داد و جایزه نفیسی دریافت کرد .
دیگر جاده ها داشت رنگ بوی آشنایی به خود میگرفت که خبر از رسیدن به خانه میداد . در میعاد گاه البرز من جایی که سفر را آغاز کردیم ((آغاز راهی که پایان ندارد))
یاران را به امید دیدار مجددشان بدرود گفتیم ... با تشکر فراوان از همراه و دوست عزیزم امیر گوهرشناس . دلتون همیشه شاد و لبتون همیشه خندان
محمدرضا زمانفر
مورخ 25 الی 97/7/27
راهنما: محمدرضا زمان فر
اینجا، کویر گرم است
جایی که باد و خاک است
خورشیدِ آن، زُلال است
هر روز تابناک است
شبها سکوت و سرما
یک آسمان آبی!
از آسمان میافتد
هر لحظهای شهابی
در شب، کویر زیبا
خاموش مثل دریاست!
آرامشی در آن است
آرامشی که زیباست
دریاچهایست گویی
دریاچهای که پیر است!
رازی ست در دلِ آن
اینجا همان کویر است
ما همیشه از زیبایی جنگل ها و دریای شمال ایران میگوییم ولی در قلب این مرز و بوم زیبایی خالصانه ای وجود دارد . چهارشنبه بود ...
بعد از غروب آفتاب همه در میعاد گاه گرد هم آمدیم که به دیدار این زیبایی برویم . همه یاران آمدند 2 نفر هم کمی دیر کردند که به این مناسبت قول بستنی دادند . در بلندای جاده های کویری رفتیم شامی هم در بین مسیر نوش جان کردیم با یاران سفر بیشتر آشنا شدیم . شب بود بیابان بود که خواب چشمانمان را برد تا انارک که خرگوشی دنبال کنیم . دیگر داشت تیغ های نور خورشید از افق پدیدار میشد بعضی ها هنوز آرام خوابیده بودند و بعضی هم مشغول استوری گرفتن از طلوع که به بزرگترین دریاچه نمک ایران رسیدیم...
دریاچه نمک خور ...
در میان چند ضلعی های نمک زیر انذار انداختیم و صبحانه نوش جان کردیم . بعد از صبحانه و گرفتن عکس های بسیار اونم با حظور 2 تا عکاس حرفه ای حمید جان و مهدی جان دیگر باید به مصر میرفتیم .
روستای مصر روستایی که همچون جزیره ای در دل شن های روان است .
به اقامت گاهمان رسیدیم و کمی استراحت کردیم تا ظهر که میزبان عزیزمان اقای حشمت زرشک پلوی لذیذی آماده کرده بود همه لذت بردیم و مصطفی هم که کمی بیشتر از بقیه لذت برد...
شکم ها که سیر شد برای هضم غذا تصمیم به شتر و موتور سواری گرفتیم که بسیار مهیج بود و کلی کیف کردیم .
دیگر زمان رفتن به کویر بود.
کویر، گوشه ای از این کره خاکیست که در جای جای آن می توانید حضور خدا را بیشتر از هرجای دیگری احساس کنید. صدای سکوت کویر آرامش بخش ترین صداهاست. سکوت کویر، هوای دلنشین و آسمان پر ستاره ی شب آن، رویایی ترین صحنه ها را خلق می کند.
روزهای کویر را درخشش پر هیجان خورشید، طلایی رنگ کرده است! خورشید چنان می تابد که گویی نمی خواهد به آسمانش خیره شوی! با دلی خوش، روی شن های گرم و نرمش بنشینی و چشمانت را ببندی و به خالق این دنیای پر از شگفتی بیندیشی.
در کویر، آفتاب که غروب می کند خیلی زود اولین ستاره طلوع می کند. بعد کم کم ستاره های دیگر پیدایشان می شود. مثل یک مجلس مهمانی که یکان یکان مهمانانش از راه می رسند و در خانه ای به وسعت آسمان می نشینند. بعضی از ستاره ها شکل یک بادبادک رامی سازند بعضی دیگر شکل خرس، ماهی، شیر،کمان ،خوشه، و …..وبه همین نام ها نیز خوانده می شوند.
اگر در شبی که هوا صاف است در جایی مثل کویر در پشت بام خوابیده باشی نظاره ی ستارگان زیبای آسمان که آسمان را به شکل چادر گلی آبی رنگی در آورده اند هوش از سر آدم می ربایند.. ماه در گوشه ای از آسمان مثل یک صورت نورانی یا رهبری آسمانی گویی پادشاه شب است. ستاره ها در پناه او سو سو می زنند و ماه حرکت می کند و از آن ها سان می بیند.
چه کسی مي گويد كه كوير زيبا نيست؟ زيبايي كوير يعني روان بودن شن ها يعني تپه هاي شني. يعني دشت يك دست صاف و هموار. روزی آفتابي ،انوار تند و سوزان خورشيد سرو روي تو را مي سوزاند. امّا اين سوزاندن تو را استوار تر مي گرداند. خورشید بايد اين گونه تو را نوازش كند. اگر خوشيد كوير مانند خورشيد دامنه هاي خنک كوه باشد ديگر كوير، كوير نيست. بايد تن تو سوزانده شود تا تو اسوه ي صبوري گردي. خورشيد بايد اين گونه به تو بتابد تا همواري و زيبايي تو محفوظ بماند. تصّور اين كه در دل كوير ايستاده باشم چه در روز و چه در شب مرا دگرگون مي نمايد.خوشحالي وصف ناپذير به من دست مي دهد و در پوست خود نمي گنجم.
از این همه زیبایی های کویر لذت بردیم و کلی عکس های زیبا گرفتیم و کلی هم بازی های مهیج از قبیل فوتبال شنی و فیریزبی (گیریزلی) دوباره به اقامتگاه بازگشتیم که این باز کتلت خوش طعمی بعد از این همه انرژی گذاشتن انتظار ما را میکشید . بعد از شام خواب که به چشمانمان نمی آمد پس بر آن شدیم که پشت تراختور به دل کویر برویم . آتشی در کویر بر پا کردیم و چای آتشی هم بار گذاشتیم .
در این شب سکوت کویر چشم بر هم گذاشتیم و ساقی بانو هم کمی با ما مراقبه در این فضا را کار کرد حسی ناب بود که حمید جان دوربین به دست چند شکار از این لحظات داشت .
دیگر وقت استراحت بود بر تراختورمان سوار شدیم و به سوی اقامت گاه بازگشتیم و خوابی عمیق و مروری بر خاطرات زیبایی که رقم زدیم .
صبح مقصد ما روستای گرمه و نخلستان های زیبایش بود .
از میان نخل ها گذر کردیم تا چشمه گرمه که ماهی هایی منحصر به فرد دارد تجربه پا گذاشتن در میان این ماهی ها و تمیزکاری پوست، که این جا را معروف کرده به چشمه دکتر فیش.
از روستای گرمه به داخل یک آب انبار زیبا رفتیم در خور که با سلیقه بسیار زیبایی به رستوران تبدیل شده بود.
نهاری نوش جان کردیم و سوار بر مرکب و جاده ای که رو به خانه باز میگشت .
کمی استراحت کردیم و شادی در مسیر و با کمک امیر جان مسابقه پینگ پنگ در سطح جهانی برگذار کردیم که رقبا با اسپانسری تیم کانن و نیکن به رقابت پرداختند ولی در این بین یک استعداد نو ظهور در این سبک به نام نازگل با اقتدار مقام قهرمانی را به خود اختصاص داد و جایزه نفیسی دریافت کرد .
دیگر جاده ها داشت رنگ بوی آشنایی به خود میگرفت که خبر از رسیدن به خانه میداد . در میعاد گاه البرز من جایی که سفر را آغاز کردیم ((آغاز راهی که پایان ندارد))
یاران را به امید دیدار مجددشان بدرود گفتیم ... با تشکر فراوان از همراه و دوست عزیزم امیر گوهرشناس . دلتون همیشه شاد و لبتون همیشه خندان
محمدرضا زمانفر
Last edit: 7 سال 7 ماه قبل by مدیر سفرنامه ها.
لطفاً ورود یا ايجاد حساب كاربری برای پیوستن به بحث.
زمان ایجاد صفحه: 0.045 ثانیه
