- ارسال ها: 1247
- تشکرهای دریافت شده: 406
- خانه
- سفرنامه ها
- باشگاه گردشگری البرزمن
- سفرنامه های تابستان 96
- سفرنامه تور جنگل و تنگه دار مورخ 96/4/15
×
تصاویر و سفرنامه تورهای تابستان 96
سفرنامه تور جنگل و تنگه دار مورخ 96/4/15
- مدیر سفرنامه ها
-
نويسنده موضوع
- آفلاین
- مدير انجمن
-
کمتر
بیشتر
8 سال 11 ماه قبل #1732
توسط مدیر سفرنامه ها
سفرنامه تور جنگل و تنگه دار مورخ 96/4/15 was created by مدیر سفرنامه ها
سفرنامه تور جنگل و تنگه دار
مورخ 96/4/15
راهنما: محسن کاظمی
بنام حضرت دوست
تابستان نود شش و اولين سفر به سمت تنگه دار
پنج شنبه صبح ساعت ٤ قرار حركت داريم با دوستان
سيد هم مثل هميشه با رخش خوش ركابش آماده و سرحال سر وقت رسيد ...
جمع ياران اندك اندك جمع شد و حس خوب براي ديدن ياران قديمي و حس بهتر براي يافتن دوستان جديد
همه كه اومدن ديدم مصطفي نيست زنگ زديم بهش آقا فكر كرده بود حركت ساعت پنج هست كه گفتيم تاكسي بگير و خودش رو تو بيلغان به ما رسوند.
مجتبي عزيز هم قراره امروز در كنار ما باشه كه قطعا هم توانايي دره نوردي و هم آموزشي كه به ما خواهد داد كلي مفيد خواهد بوود ..
يه گپ صبحگاهي و خواب و خيلي زود نزديك سياه بيشه براي صرف صبحونه
يه صبحونه دلچسب در فضايي بي نظير در رستوران نسل آفتاب صرف شد كلي عكس هم انداختيم
البته يه كم مشكل گوارشي كوچيك داشت كه از سر صبح اذيتش مي كرد و آخرشم اول مسير پياده روي نتونست و مجبور به ترك گروه شد و برگشت كرج ،..
خلاصه معارفه ايي جذاب با تم شعر وشاعري برگذار شد از خانوم ناظم تا محسن خان و كاوه گرفته تا احسانه و دانا و مهران همه شعر خوندن اما چه شعري ...
البته كلمه قصار نفيسه هم اول صبح باعث شد تا اخر شب همه هزار بار ازش استفاده كنيم اونم زيبايي طبيعي بود .
ديگه اينجا اول مسير هست كه بايد سوار نيسان آبي آقا شهرام بشيم كه از محلي هاي باحال هست
فرزاد هم كه ليدر محلي هست به ما ملحق شد و بعد از ده دقيقه نيسان سواري به اول مسير پياده روي رسيديم تنگه ايي بي نظير با درختان عالي و طبيعتي كه همه رو محو كرده و صد البته رودي در زير پا
اولش يه كم آب سرد به نظر مي رسيد ولي خوب كم كم عادت كرديم
خيلي زود به نقاط پرعمق رسيديم و بچه ها كلي آب بازي كردن نميشه وصف كرد حال و هواي اين آب بازي رو تو اين طبيعت زيبا و در قسمتي هم كه عمق خيلي زياد بود با كمك مجتبي و فرزاد و طناب و جليقه خلاصه با هر ترفندي بود دوستاني كه شنا بلد نبودن رو عبور داديم و ادامه مسير و كلي لذت
تا اينكه حدود ٤ ساعت بعد به ابتداي جنگل زيبا رسيديم ديگه همه هلاك بازي و راه بودن و الان فقط يه چايي هيزمي و آتيش كه به همت فرزاد بر پا شد و ناهار ميتونه آدم رو سر حال بياره به به چقدر لذت داره جاي همه رفقا خالي
راننده نيسان هم رسيد و یه هندونه مشتي آورده بود به نيت پدر مرحومش كه اونم نوش جان كرديم و بعد يه استراحت كوچيك دوباره نيسان و مسير جنگل و آفرود حسابي حدود نيم ساعت تا كنار اتوبوس ...
تو مسير برگشت هم بر خلاف تصور همه سر حال بودن و با كلي انرژي و مسابقه و دابسمش اونم از نوع حرفه ايي مخصوصا پويا كه كولاك كرد و بهرام كه سنگ تموم گذاشت (عاقلان دانند ) با برنده شدن احسانه و دانا به پايان رسيد و آش كندوان هم كه باشه كلي ادم سر حال ميشه وديگه حدود ساعت ده بود كه به محل قرار رسيديم و وقت جدا شدن از ياران شد ...
همه شاد و سرخوش از يك روز پر انرژي و سفري كه پايان ندارد ...
مجتبي عزيز ممنون از حضور پر رنگي كه داشتي و انصافا كلي كمك حال اين تور بودي
و در پايان ...
بسيار سفر بايد تا پخته شود خامي
مورخ 96/4/15
راهنما: محسن کاظمی
بنام حضرت دوست
تابستان نود شش و اولين سفر به سمت تنگه دار
پنج شنبه صبح ساعت ٤ قرار حركت داريم با دوستان
سيد هم مثل هميشه با رخش خوش ركابش آماده و سرحال سر وقت رسيد ...
جمع ياران اندك اندك جمع شد و حس خوب براي ديدن ياران قديمي و حس بهتر براي يافتن دوستان جديد
همه كه اومدن ديدم مصطفي نيست زنگ زديم بهش آقا فكر كرده بود حركت ساعت پنج هست كه گفتيم تاكسي بگير و خودش رو تو بيلغان به ما رسوند.
مجتبي عزيز هم قراره امروز در كنار ما باشه كه قطعا هم توانايي دره نوردي و هم آموزشي كه به ما خواهد داد كلي مفيد خواهد بوود ..
يه گپ صبحگاهي و خواب و خيلي زود نزديك سياه بيشه براي صرف صبحونه
يه صبحونه دلچسب در فضايي بي نظير در رستوران نسل آفتاب صرف شد كلي عكس هم انداختيم
البته يه كم مشكل گوارشي كوچيك داشت كه از سر صبح اذيتش مي كرد و آخرشم اول مسير پياده روي نتونست و مجبور به ترك گروه شد و برگشت كرج ،..
خلاصه معارفه ايي جذاب با تم شعر وشاعري برگذار شد از خانوم ناظم تا محسن خان و كاوه گرفته تا احسانه و دانا و مهران همه شعر خوندن اما چه شعري ...
البته كلمه قصار نفيسه هم اول صبح باعث شد تا اخر شب همه هزار بار ازش استفاده كنيم اونم زيبايي طبيعي بود .
ديگه اينجا اول مسير هست كه بايد سوار نيسان آبي آقا شهرام بشيم كه از محلي هاي باحال هست
فرزاد هم كه ليدر محلي هست به ما ملحق شد و بعد از ده دقيقه نيسان سواري به اول مسير پياده روي رسيديم تنگه ايي بي نظير با درختان عالي و طبيعتي كه همه رو محو كرده و صد البته رودي در زير پا
اولش يه كم آب سرد به نظر مي رسيد ولي خوب كم كم عادت كرديم
خيلي زود به نقاط پرعمق رسيديم و بچه ها كلي آب بازي كردن نميشه وصف كرد حال و هواي اين آب بازي رو تو اين طبيعت زيبا و در قسمتي هم كه عمق خيلي زياد بود با كمك مجتبي و فرزاد و طناب و جليقه خلاصه با هر ترفندي بود دوستاني كه شنا بلد نبودن رو عبور داديم و ادامه مسير و كلي لذت
تا اينكه حدود ٤ ساعت بعد به ابتداي جنگل زيبا رسيديم ديگه همه هلاك بازي و راه بودن و الان فقط يه چايي هيزمي و آتيش كه به همت فرزاد بر پا شد و ناهار ميتونه آدم رو سر حال بياره به به چقدر لذت داره جاي همه رفقا خالي
راننده نيسان هم رسيد و یه هندونه مشتي آورده بود به نيت پدر مرحومش كه اونم نوش جان كرديم و بعد يه استراحت كوچيك دوباره نيسان و مسير جنگل و آفرود حسابي حدود نيم ساعت تا كنار اتوبوس ...
تو مسير برگشت هم بر خلاف تصور همه سر حال بودن و با كلي انرژي و مسابقه و دابسمش اونم از نوع حرفه ايي مخصوصا پويا كه كولاك كرد و بهرام كه سنگ تموم گذاشت (عاقلان دانند ) با برنده شدن احسانه و دانا به پايان رسيد و آش كندوان هم كه باشه كلي ادم سر حال ميشه وديگه حدود ساعت ده بود كه به محل قرار رسيديم و وقت جدا شدن از ياران شد ...
همه شاد و سرخوش از يك روز پر انرژي و سفري كه پايان ندارد ...
مجتبي عزيز ممنون از حضور پر رنگي كه داشتي و انصافا كلي كمك حال اين تور بودي
و در پايان ...
بسيار سفر بايد تا پخته شود خامي
لطفاً ورود یا ايجاد حساب كاربری برای پیوستن به بحث.
مدیران انجمن: admin1
زمان ایجاد صفحه: 0.084 ثانیه
