× تصاویر و سفرنامه تورهای تابستان 96

سفرنامه تورعکاسی دالفک مورخ 96/5/13

بیشتر
8 سال 10 ماه قبل - 8 سال 10 ماه قبل #1750 توسط مدیر سفرنامه ها
سفرنامه تورعکاسی دالفک
مورخ 96/5/13
راهنما: محمدرضا زمان فر



شبیه عکاسی که
بدون ترس
برای شکار بهترین لحظه....
با طبیعت وحشی در آميخته
در رویای تو غوطه ورم ...!
میخواهم جاودانه ترین اثر
گالری خاطراتم را خلق کنم.
باز جمعه صبح سفر ما را فرا می خواند
اما این سفر کمی با بقیه سفر ها متفاوت است
چون همه هم سفر ها هنرمندان و هنر جویان عکاسی هستند



با رسیدن هم سفران سفر ماجرا جویانه خودمان را آغاز کردیم
بعد از کمی استراحت به رستوران الماس رسیدیم و صبحانه مفصلی میل کردیم



در مسیر هم سفران به سنت گذشتگان شروع به معرفی خود کردند و نکاتی در مورد عکاسی و سبک های مورد علاقه خود گفتند.
مینی بوس ها در توتکابن انتظار ما رو می کشیدند
به دو گروه تقسیم شدیم و به سوی جنگل زیبای دالفک حرکت کردیم ...

جنگل دالفک
به مکانی دعوت شده ام که از دیر باز اعضای این خانواده لباسی به رنگ سبز از تبار هیرکانی به تن کرده اند.به چشم خویش دیده ام که چقدر مهربانند.آنها درختانی با قامت بلند هستند که از شدت علاقه به هم، دست بر شانه های یکدیگر نهاده اند و یک دم یکدیگر را رها نمی کنند. آن طرف تر درختانی ایستاده اند که در گوش هم نجوا می کنند .حتما می پرسی چه می گویند؟



آنها از رفت وآمد خوششان می آید وبرای اینکه خاطر عزیز میهمانان مکدر نشود و مهربانی خورشید که چند روزیست زیاد شده، دل میهمانان را نزند یکدیگر را درآغوش کشیده اند. این خانواده عجیب اصل ونسب دارند . در بیشتر نقاط این خانه ریشه هایشان به طرز باورنکردنی کاملا مشهود است.از یکی از آشنایان این خانواده که خودش در پیدا کردن این خانواده سهیم بوده شنیدم که می گفت:
این خانواده ممکن است امروز یا فردا و یا ده سال دیگر صاحب فرزندانی شوند و آن زمانیست که قابلیت حضور داشتن در کنار خانواده را پیدا کنند .در همان لحظه دریافتم چه می گوید. تا تو نخواهی هیچ موجودی وجود پیدا نمی کند. در این خانه قدم می زدم که دیدم مثال این خانواده را درهیچ کجای دنیا ندیدم. درختانی رادیدم که در تن وجانشان موریانه ها رفت وآمد می کردند. در این رفت وآمد نه تنها رنجشی در آنها حاصل نشده بود بلکه لبخندی برروی لبانشان نقش بسته بود . آنهم به گونه ای که من در ابتدا بادیدن آن به راستی دریافتم آداب مهربانی را.
قدمی در جنگل های زیبای دالفک زدیم و به دشتی رسیدیم بسیار زیبا و چشم نواز






صدای زنگوله های گاو ها و گوسفند ها در حال چرا تماشای سگ های گله
هم سفران مشغول استراحت صرف نهار و عکاسی از این منظره بديع شدند









ما هم چای آتشی دبشی آماده کردیم و همه از خوردنش کیفور شدند
دلمان نمی خواهد ولی ساعت می گوید که باید دل کند از این دشت.
در مسیر برگشت داخل جنگل کمی نشستیم و دل و جان سپردیم به طبیعت
به موسیقی باد در میان شاخه ها
صدای آواز پرندگان
آرامشی بی نظير.






در جاده شالیزار ها و رقص شان در باد بسیار چشم نواز بود
در گرمای هوا به اتوبوس رسیدیم که کاپتان بیگدلی از قبل کولر ها را روشن کرده بود و حسابی خنک شده بود
یکی از هم سفران عزیز هم زحمت خرید بستنی کشیده بود که حسابی چسبید.
در مسیر برگشت توقفی داشتیم در منجیل
شهر باد و زیتون
جایگاه توربین های بادی زیبا
تجربه بودن در این باد برای برخی از هم سفران خیلی جذاب بود
مسابقه مهیجی در داخل ماشین در مسیر برگشت برگذار شد و یکی از هم سفران هم جایزه این مسابقه رو برنده شد
ادامه مسیر هم با شادی و بازی سپری شد تا به البرز رسیدیم
در میعاد گاه همیشگی البرز من جایی که سفر پایان ندارد از هم سفران عزیزمان خداحافظی کردیم به امید دیدارشان در سفرهای آينده
در پایان تشکر می کنم از همه هم سفران هنرمندمان که ما را هم راهی کردند
و آقایان نیما افشاری و وحید شعبانی که در این سفر افتخار هم راهی ایشان را داشتم.
دلتون همیشه شاد لبتون همیشه خندان
Last edit: 8 سال 10 ماه قبل by مدیر سفرنامه ها.

لطفاً ورود یا ايجاد حساب كاربری برای پیوستن به بحث.

مدیران انجمن: admin1
زمان ایجاد صفحه: 0.102 ثانیه

نماد اعتماد الکترونیک

enamad

ارتباط با ما

    • تلفن : 34213531-026
    • موبایل : 09391725252
    • Email: info@alborzeman.ir
    • کرج، میدان سپاه ، به سمت سه راه گوهردشت ، بعد از خیابان بوستان ، ساختمان گلستان ، واحد یک