- ارسال ها: 1247
- تشکرهای دریافت شده: 406
- خانه
- سفرنامه ها
- باشگاه گردشگری البرزمن
- سفرنامه تورهای بهار 95
- سفرنامه تور دریاچه لاکان مورخ 95/1/8
×
تصاویر و سفرنامه تورهای بهار 95
سفرنامه تور دریاچه لاکان مورخ 95/1/8
- مدیر سفرنامه ها
-
نويسنده موضوع
- آفلاین
- مدير انجمن
-
کمتر
بیشتر
10 سال 2 ماه قبل - 10 سال 2 ماه قبل #1476
توسط مدیر سفرنامه ها
سفرنامه تور دریاچه لاکان مورخ 95/1/8 was created by مدیر سفرنامه ها
سفرنامه تور دریاچه لاکان
مورخ 95/1/8
راهنما: پویا ملاحسنی
بهار از راه رسید برگ ها جوانه زدندو درختها چشم گشودند و گل ها شکفتند و رودها پرآب شدند و پرنده ها نغمه سر دادندو جنگل دوباره زنده شد ....
اینگونه شد که البرزمن تصمیم گرفت روز هشتم فروردین ماه95 به سمت گیلان بره و از دریاچه لاکان و جنگلش بازدید کنه...
صبح مثل همیشه به موقع سفر آغاز شد... صبحانه جانانه نوش جان کردیم و در ادامه راه معارفه باعث شد تا بهتر باهم آشنا بشیم و خیلی زود به کنار سد و دریاچه زیبای لاکان رسیدیم
وسایلمان رو کنار دریاچه گذاشتیم و به درون جنگل حرکت کردیم...
زمین فرش شده از برگهای پاییز سال قبلو برگهای درخت ها تازه و براق و سبز ، سقف جنگل رو زینت داده بودند.
هرازگاهی درختی پرشکوفه در دل جنگل خودنمایی می کرد و قارچ ها و گل های پامچال هم همراهیمان می کردند.
بعد از کمی پیاده روی به مرداب گمشده در دل جنگل رسیدیم ... سطح آب به وسیله نم نم بارون گاه گاهی موج برمیداشت و عکس جنگل که روی سطح آب افتاده بود رو خراب می کرد....
لحظه ای درنگ کردیم و نشستیم به صدای زندگی در دل جنگل گوش سپردیم...
ناهار رو در کنار دریاچه نوش جان کردیم و چای آتیشی هم خوردیم
به سمت موزه میراث روستایی گیلان حرکت کردیم....
کلبه های چوبی و سقف های شکسته و پوشیده شده از نی و کاه گل و پله های چوبی و ایوان های باصفا ....
محلی هایی که سوغات گیلان رو می فروختند
پهلوانی که روی بند راه می رفت ... موزه ساده بود و زیبا...
درمسیر برگشت بازی های گروهی و شوخی و خنده تا خود کرج ادامه داشت . یک روز خوب دیگه هم با همسفرای البرزمن سپری شد و خاطراتش برای همیشه در ذهن ما باقی می ماند...
به امید دیدار مجدد شما دوستای باصفا ... !35
مورخ 95/1/8
راهنما: پویا ملاحسنی
بهار از راه رسید برگ ها جوانه زدندو درختها چشم گشودند و گل ها شکفتند و رودها پرآب شدند و پرنده ها نغمه سر دادندو جنگل دوباره زنده شد ....
اینگونه شد که البرزمن تصمیم گرفت روز هشتم فروردین ماه95 به سمت گیلان بره و از دریاچه لاکان و جنگلش بازدید کنه...
صبح مثل همیشه به موقع سفر آغاز شد... صبحانه جانانه نوش جان کردیم و در ادامه راه معارفه باعث شد تا بهتر باهم آشنا بشیم و خیلی زود به کنار سد و دریاچه زیبای لاکان رسیدیم
وسایلمان رو کنار دریاچه گذاشتیم و به درون جنگل حرکت کردیم...
زمین فرش شده از برگهای پاییز سال قبلو برگهای درخت ها تازه و براق و سبز ، سقف جنگل رو زینت داده بودند.
هرازگاهی درختی پرشکوفه در دل جنگل خودنمایی می کرد و قارچ ها و گل های پامچال هم همراهیمان می کردند.
بعد از کمی پیاده روی به مرداب گمشده در دل جنگل رسیدیم ... سطح آب به وسیله نم نم بارون گاه گاهی موج برمیداشت و عکس جنگل که روی سطح آب افتاده بود رو خراب می کرد....
لحظه ای درنگ کردیم و نشستیم به صدای زندگی در دل جنگل گوش سپردیم...
ناهار رو در کنار دریاچه نوش جان کردیم و چای آتیشی هم خوردیم
به سمت موزه میراث روستایی گیلان حرکت کردیم....
کلبه های چوبی و سقف های شکسته و پوشیده شده از نی و کاه گل و پله های چوبی و ایوان های باصفا ....
محلی هایی که سوغات گیلان رو می فروختند
پهلوانی که روی بند راه می رفت ... موزه ساده بود و زیبا...
درمسیر برگشت بازی های گروهی و شوخی و خنده تا خود کرج ادامه داشت . یک روز خوب دیگه هم با همسفرای البرزمن سپری شد و خاطراتش برای همیشه در ذهن ما باقی می ماند...
به امید دیدار مجدد شما دوستای باصفا ... !35
Last edit: 10 سال 2 ماه قبل by مدیر سفرنامه ها.
لطفاً ورود یا ايجاد حساب كاربری برای پیوستن به بحث.
مدیران انجمن: admin1
زمان ایجاد صفحه: 0.177 ثانیه
