- ارسال ها: 1247
- تشکرهای دریافت شده: 406
- خانه
- سفرنامه ها
- باشگاه گردشگری البرزمن
- سفرنامه های بهار 96
- سفرنامه تور عکاسی دریاچه لاکان مورخ 96/2/1
×
تصاویر و سفرنامه تورهای بهار 96
سفرنامه تور عکاسی دریاچه لاکان مورخ 96/2/1
- مدیر سفرنامه ها
-
نويسنده موضوع
- آفلاین
- مدير انجمن
-
کمتر
بیشتر
9 سال 1 ماه قبل - 9 سال 1 ماه قبل #1683
توسط مدیر سفرنامه ها
سفرنامه تور عکاسی دریاچه لاکان مورخ 96/2/1 was created by مدیر سفرنامه ها
سفرنامه تور دریاچه لاکان
مورخ 96/2/1
راهنما: محمدرضا زمانفر
استاد عکاسی: وحید شعبانی
عجب زیبا بهاری است ...
چشم ها را بگشایی...
میبینی؟
بوی اردیبهشت می آيد...
گاهی یک تابلوی نقاشی زیبا با یک دریاچه دور تا دورش در مرکز توجه قرار می گیره. روستای سقالکسار دریاچه بکری به نام لاکان داره که چشمان هر بیننده ای رو به خودش جلب می کنه.
صبح آدینه جلوی دفتر، همسفران سرشار از انرژی با کوله های سنگین پر از لنز و دوربین به ما پیوستند. قناری آقای بیگدلی هم جلوی دفتر پارک بود و بعد از رسیدن همه همسفران عزیز به همراه پهلوان شاهین و آقا وحید شعبانی که برای آموزش عکاسی با ما بودند رهسپار جاده شدیم.
استراحت مختصری کردیم با همراهی چند موزیک آرام صبحگاهی تا به رستوران الماس رسیدیم. عمو محسن هم که به سمت ماسوله میرفتن چند دقیقه قبل از ما رسیده بودند. در اواخر صبحانه بود که حلیم رسید (دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن است)
پس از صرف صبحانه مراسم معارفه به همراه خاطرات و نکاتی از عکاسی که تا نزدیکی های منجیل به درازا انجامید.
پس از توضيحات در مورد تاریخچه سد منجیل، سفید رود پر آب و باد همیشگی آن جا به سمت پلیس راه و روستای زیبای سقالکسار رفتیم.
به محض پیاده شدن زیبایی دریاچه و جنگل اطراف چشمانمان را نوازش داد و شور دو چندان برای عکاسی.
همسفران هم دور دریاچه با علم کردن سه پایه ها و دوربين ها مشغول عکاسی از این اثر هنری طبیعت شدند ( البته چند تا از دوستان هم سوژه های کوچک رو ترجیه می دادن و علاقه خاصی به قورباغه های دور دریاچه نشان دادند)
پس از یه دل سیر عکاسی و چند عکس دسته جمعی به دل جنگل های هیرکانی زدیم و زیر درختان بلوط معجزه آفرينش را با سبز شدن دانه های بلوط سال پیش و درختچه های کوچک دیدیم.
به محل کمپ رسیدیم که شاهین جان از قبل زحمت زیر انداز ها و برپایی آتش رو کشیده بود.مجالی پیدا کردیم پس از کمی استراحت برای درست کردن چای دارچین آتیشی و صرف نهار .
بعد از نهار آخرين عکس ها گرفته شد و به سمت موزه ميراث روستایی گیلان حرکت کردیم.
لحظاتی فرح بخش در میان درختان و کلبه های زیبای موزه و و خنکای هوای داخل کلبه ها داشتیم.
در راه برگشت توقفی کردیم جهت خرید در رودبار و بستنی خوردن و یک مسابقه پر شور و هیجان داشتیم که وقتی تموم شد دیدیم که به البرز رسیدیم. در میعادگاه همیشگی البرزمن از همه همسفران خوبمون خداحافظی کردیم.
با تشکر ويژه از فروشگاه پارس فیلم که این سفر به یاد ماندنی با همکاری ایشان برگزارشد.
شاد باشید...
مورخ 96/2/1
راهنما: محمدرضا زمانفر
استاد عکاسی: وحید شعبانی
عجب زیبا بهاری است ...
چشم ها را بگشایی...
میبینی؟
بوی اردیبهشت می آيد...
گاهی یک تابلوی نقاشی زیبا با یک دریاچه دور تا دورش در مرکز توجه قرار می گیره. روستای سقالکسار دریاچه بکری به نام لاکان داره که چشمان هر بیننده ای رو به خودش جلب می کنه.
صبح آدینه جلوی دفتر، همسفران سرشار از انرژی با کوله های سنگین پر از لنز و دوربین به ما پیوستند. قناری آقای بیگدلی هم جلوی دفتر پارک بود و بعد از رسیدن همه همسفران عزیز به همراه پهلوان شاهین و آقا وحید شعبانی که برای آموزش عکاسی با ما بودند رهسپار جاده شدیم.
استراحت مختصری کردیم با همراهی چند موزیک آرام صبحگاهی تا به رستوران الماس رسیدیم. عمو محسن هم که به سمت ماسوله میرفتن چند دقیقه قبل از ما رسیده بودند. در اواخر صبحانه بود که حلیم رسید (دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن است)
پس از صرف صبحانه مراسم معارفه به همراه خاطرات و نکاتی از عکاسی که تا نزدیکی های منجیل به درازا انجامید.
پس از توضيحات در مورد تاریخچه سد منجیل، سفید رود پر آب و باد همیشگی آن جا به سمت پلیس راه و روستای زیبای سقالکسار رفتیم.
به محض پیاده شدن زیبایی دریاچه و جنگل اطراف چشمانمان را نوازش داد و شور دو چندان برای عکاسی.
همسفران هم دور دریاچه با علم کردن سه پایه ها و دوربين ها مشغول عکاسی از این اثر هنری طبیعت شدند ( البته چند تا از دوستان هم سوژه های کوچک رو ترجیه می دادن و علاقه خاصی به قورباغه های دور دریاچه نشان دادند)
پس از یه دل سیر عکاسی و چند عکس دسته جمعی به دل جنگل های هیرکانی زدیم و زیر درختان بلوط معجزه آفرينش را با سبز شدن دانه های بلوط سال پیش و درختچه های کوچک دیدیم.
به محل کمپ رسیدیم که شاهین جان از قبل زحمت زیر انداز ها و برپایی آتش رو کشیده بود.مجالی پیدا کردیم پس از کمی استراحت برای درست کردن چای دارچین آتیشی و صرف نهار .
بعد از نهار آخرين عکس ها گرفته شد و به سمت موزه ميراث روستایی گیلان حرکت کردیم.
لحظاتی فرح بخش در میان درختان و کلبه های زیبای موزه و و خنکای هوای داخل کلبه ها داشتیم.
در راه برگشت توقفی کردیم جهت خرید در رودبار و بستنی خوردن و یک مسابقه پر شور و هیجان داشتیم که وقتی تموم شد دیدیم که به البرز رسیدیم. در میعادگاه همیشگی البرزمن از همه همسفران خوبمون خداحافظی کردیم.
با تشکر ويژه از فروشگاه پارس فیلم که این سفر به یاد ماندنی با همکاری ایشان برگزارشد.
شاد باشید...
Last edit: 9 سال 1 ماه قبل by مدیر سفرنامه ها.
لطفاً ورود یا ايجاد حساب كاربری برای پیوستن به بحث.
مدیران انجمن: admin1
زمان ایجاد صفحه: 0.085 ثانیه
