- ارسال ها: 1247
- تشکرهای دریافت شده: 406
- خانه
- سفرنامه ها
- باشگاه گردشگری البرزمن
- سفرنامه های بهار 97
- سفرنامه تور دریاچه عروس مورخ 97/1/4
×
تصاویر و سفرنامه تورهای بهار 97
سفرنامه تور دریاچه عروس مورخ 97/1/4
- مدیر سفرنامه ها
-
نويسنده موضوع
- آفلاین
- مدير انجمن
-
کمتر
بیشتر
8 سال 1 ماه قبل #1858
توسط مدیر سفرنامه ها
سفرنامه تور دریاچه عروس مورخ 97/1/4 was created by مدیر سفرنامه ها
سفرنامه تور دریاچه عروس
مورخ 97/1/4
راهنما: محمدرضا زمانفر
مژده ای دل که دگرباره بهار آمده است
خوش خرامیده و با حسن و وقار آمده است
به تو ای باد صبا می دهمت پیغامی
این پیامی است که از دوست به یار آمده است
شاد باشید در این عید و در این سال جدید
آرزویی است که از دوست به یار آمده است
در فصل بهار دیدن جنگل های گیلان که مخملی سبز رنگ به تن دارند خالی از لطف نیست این شد که بر آن شدیم با جمعی صمیمی و عالی به دیدار قسمتی از این جنگل ها برویم لختی را در دامان طبیعتی بکر بگذرانیم صبح چهارمین روز از بهار 97 حرکت خود را شروع کردیم در ابتدای مسیر کمی استراحت کردیم تا به رستوران تالار شهر قزوین رسیدیم و آقا سروش عزیز مسئول رستوران به استقبال ما آمد و صبحانه لذیذی نوش جان کردیم دیگر خواب از چشمانمان پریده بود و زمان آشنایی با دیگر هم سفران یک به یک آمدیم و از خود گفتیم و از جایی که دوست داریم در آن جا زندگی کنیم.
دیدگاه ها بسیار جالب بود از ييلاقات ایران و زندگی ساده داشتیم تا برج های نيويورك . در میانه مسیر به شهر باد و زیتون رسیدیم و از سپید رود گفتیم و نيروگاه بادی...
مسابقه ای هم گذاشتیم که اطلاعات عمومی هم سفران را محک بزنیم که یکی از،هم سفران هم در این میان یک تور یک روزه با 50% تخفیف برد
روستای زيباى حلیمه جان در جوار بلند ترین قله گیلان (درفک) میزبان ما بود ابتدا از دریاچه زیبای عروس بازدید کردیم و کلی عکس های زیبا گرفتیم ...
از کنار دریاچه به دل جنگل های زیبای هیرکانی زدیم جنگل هایی که ميراث 40 ملیون ساله ایران زیبای ماست در مسیر چند بار از رود زیبای رودن جنگل گذشتیم و از درختان باستانی جنگل و ضرورت حفظ این ميراث باستانی چند کلامی گفتیم به محل کمپ رسیدیم زیر انداز ها پهن شد و هر کسی مشغول کاری شد ما هم مشغول اماده سازی آتش شدیم و چای کاکوتی و دم نوش مخصوص محمدرضا را آماده کردیم دیگر همه نهار خوردند و دم نوش نوش جان کردند...
زمان بازی فرا رسیده بود به یاد قدیم ها دست رشته ( خرس وسط) بازی کردیم که شدیدا پر از هیجان و جنجالی بود بعد از آن هم نوبت این بود که هماهنگی عصب و عضله را مورد چالش قرار دهیم که بازی گرفتن عصا را داشتیم دیگر زمان دا کندن از،این همه زیبایی بود کوله ها به دوش حرکت کردیم تا کمی جلوتر مگر میشود ما طبیعت بیایم و به موسیقی موزون طبیعت گوش فرا ندهيم...
به کمک آقا بابک عزیز استاد یوگا که در جمع ما بودند چند دقیقه ای سکوت در جنگل داشتیم که بسیار حالمان را خوب کرد در مسیر برگشت هم دسته جمعی شعر خواندیم و ترانه تا به میعاد گاه همیشگی البرز من جایی که سفر آغاز راهی ست که پایان ندارد رسیدیم هم سفران جان را بدرود گفتیم به امید دیدار مجدد دلتون همیشه شاد و لبتون همیشه خندان ...
مورخ 97/1/4
راهنما: محمدرضا زمانفر
مژده ای دل که دگرباره بهار آمده است
خوش خرامیده و با حسن و وقار آمده است
به تو ای باد صبا می دهمت پیغامی
این پیامی است که از دوست به یار آمده است
شاد باشید در این عید و در این سال جدید
آرزویی است که از دوست به یار آمده است
در فصل بهار دیدن جنگل های گیلان که مخملی سبز رنگ به تن دارند خالی از لطف نیست این شد که بر آن شدیم با جمعی صمیمی و عالی به دیدار قسمتی از این جنگل ها برویم لختی را در دامان طبیعتی بکر بگذرانیم صبح چهارمین روز از بهار 97 حرکت خود را شروع کردیم در ابتدای مسیر کمی استراحت کردیم تا به رستوران تالار شهر قزوین رسیدیم و آقا سروش عزیز مسئول رستوران به استقبال ما آمد و صبحانه لذیذی نوش جان کردیم دیگر خواب از چشمانمان پریده بود و زمان آشنایی با دیگر هم سفران یک به یک آمدیم و از خود گفتیم و از جایی که دوست داریم در آن جا زندگی کنیم.
دیدگاه ها بسیار جالب بود از ييلاقات ایران و زندگی ساده داشتیم تا برج های نيويورك . در میانه مسیر به شهر باد و زیتون رسیدیم و از سپید رود گفتیم و نيروگاه بادی...
مسابقه ای هم گذاشتیم که اطلاعات عمومی هم سفران را محک بزنیم که یکی از،هم سفران هم در این میان یک تور یک روزه با 50% تخفیف برد
روستای زيباى حلیمه جان در جوار بلند ترین قله گیلان (درفک) میزبان ما بود ابتدا از دریاچه زیبای عروس بازدید کردیم و کلی عکس های زیبا گرفتیم ...
از کنار دریاچه به دل جنگل های زیبای هیرکانی زدیم جنگل هایی که ميراث 40 ملیون ساله ایران زیبای ماست در مسیر چند بار از رود زیبای رودن جنگل گذشتیم و از درختان باستانی جنگل و ضرورت حفظ این ميراث باستانی چند کلامی گفتیم به محل کمپ رسیدیم زیر انداز ها پهن شد و هر کسی مشغول کاری شد ما هم مشغول اماده سازی آتش شدیم و چای کاکوتی و دم نوش مخصوص محمدرضا را آماده کردیم دیگر همه نهار خوردند و دم نوش نوش جان کردند...
زمان بازی فرا رسیده بود به یاد قدیم ها دست رشته ( خرس وسط) بازی کردیم که شدیدا پر از هیجان و جنجالی بود بعد از آن هم نوبت این بود که هماهنگی عصب و عضله را مورد چالش قرار دهیم که بازی گرفتن عصا را داشتیم دیگر زمان دا کندن از،این همه زیبایی بود کوله ها به دوش حرکت کردیم تا کمی جلوتر مگر میشود ما طبیعت بیایم و به موسیقی موزون طبیعت گوش فرا ندهيم...
به کمک آقا بابک عزیز استاد یوگا که در جمع ما بودند چند دقیقه ای سکوت در جنگل داشتیم که بسیار حالمان را خوب کرد در مسیر برگشت هم دسته جمعی شعر خواندیم و ترانه تا به میعاد گاه همیشگی البرز من جایی که سفر آغاز راهی ست که پایان ندارد رسیدیم هم سفران جان را بدرود گفتیم به امید دیدار مجدد دلتون همیشه شاد و لبتون همیشه خندان ...
لطفاً ورود یا ايجاد حساب كاربری برای پیوستن به بحث.
زمان ایجاد صفحه: 0.061 ثانیه
