- ارسال ها: 1247
- تشکرهای دریافت شده: 406
- خانه
- سفرنامه ها
- باشگاه گردشگری البرزمن
- سفرنامه های تابستان 97
- سفرنامه تور آبشار کلها مورخ 97/4/8
×
تصاویر و سفرنامه های تور های تابستان 97
سفرنامه تور آبشار کلها مورخ 97/4/8
- مدیر سفرنامه ها
-
نويسنده موضوع
- آفلاین
- مدير انجمن
-
کمتر
بیشتر
7 سال 11 ماه قبل - 7 سال 10 ماه قبل #1937
توسط مدیر سفرنامه ها
سفرنامه تور آبشار کلها مورخ 97/4/8 was created by مدیر سفرنامه ها
سفرنامه تور آبشار کلها
مورخ 97/4/8
راهنما: شاهین جهانپور
در هشتمین روز تیر ماه سال 97 فرصتی را پیدا کردیم تا سفر داشته باشیم به سمت جاده چالوس . در صبح ترافیک در مسیر رفت با ما هم سفر شد .
پس از صرف صبحانه به سمت آبشار کلها روانه شدیم معارفه کوتاهی داشتیم و در نزدیکی قله ناز و کاهار به سمت آبشار حرکت کردیم و در پس از گذر از روستا به کنار رودخانه خروشان و پر آب رسیدیم .
به آبشار رسیدیم و به گرفتن عکس مشغول شدیم وبه راه خودمان ادامه دادیم تا جایی که باید از عرض رودخانه همگی عبور میکردیم و دیگر دل رو به آبی خنک زدیم و به ادامه راه پرداختیم .
در گذر از آب به یکدیگر کمک میکردیم مثال یک خانواده تا به آب بندی رسیدیم که شدت آب آن را تخریب کرده بود و آن غول آخر را با همکاری یک دیگر رها شدیم ...
حال بعد از پیمایش مسافتی کوتاه زیر درختی که در آن جا سایه گسترانده بود كمپ زدیم و هندوانه ای داخل آب خنک گذاشتیم و بعد رفتم دنبال چوب، آتیش و نوبتی هم باشه نوبت آب بازی بود آن هم دسته جمعی تنی به آب زدیم .
بعد در کنار آتیش جمع شدیم و بعد از صرف ناهار و بازی و چای آتشی و خوردن هندوانه از محل مورد نظر خداحافظی کردیم .
به سمت پایین برگشتیم و در مکانی مناسب و خلوت گوش به صدای طبیعت دادیم و با انرژی مثبت به روستا رسیدیم و آماده برگشت شدیم در مسیر برگشت به بازی و شادی پرداختیم .
مورخ 97/4/8
راهنما: شاهین جهانپور
در هشتمین روز تیر ماه سال 97 فرصتی را پیدا کردیم تا سفر داشته باشیم به سمت جاده چالوس . در صبح ترافیک در مسیر رفت با ما هم سفر شد .
پس از صرف صبحانه به سمت آبشار کلها روانه شدیم معارفه کوتاهی داشتیم و در نزدیکی قله ناز و کاهار به سمت آبشار حرکت کردیم و در پس از گذر از روستا به کنار رودخانه خروشان و پر آب رسیدیم .
به آبشار رسیدیم و به گرفتن عکس مشغول شدیم وبه راه خودمان ادامه دادیم تا جایی که باید از عرض رودخانه همگی عبور میکردیم و دیگر دل رو به آبی خنک زدیم و به ادامه راه پرداختیم .
در گذر از آب به یکدیگر کمک میکردیم مثال یک خانواده تا به آب بندی رسیدیم که شدت آب آن را تخریب کرده بود و آن غول آخر را با همکاری یک دیگر رها شدیم ...
حال بعد از پیمایش مسافتی کوتاه زیر درختی که در آن جا سایه گسترانده بود كمپ زدیم و هندوانه ای داخل آب خنک گذاشتیم و بعد رفتم دنبال چوب، آتیش و نوبتی هم باشه نوبت آب بازی بود آن هم دسته جمعی تنی به آب زدیم .
بعد در کنار آتیش جمع شدیم و بعد از صرف ناهار و بازی و چای آتشی و خوردن هندوانه از محل مورد نظر خداحافظی کردیم .
به سمت پایین برگشتیم و در مکانی مناسب و خلوت گوش به صدای طبیعت دادیم و با انرژی مثبت به روستا رسیدیم و آماده برگشت شدیم در مسیر برگشت به بازی و شادی پرداختیم .
Last edit: 7 سال 10 ماه قبل by مدیر سفرنامه ها.
لطفاً ورود یا ايجاد حساب كاربری برای پیوستن به بحث.
زمان ایجاد صفحه: 0.072 ثانیه
