× تصاویر و سفرنامه های تور های پاییز 98

سفرنامه تور خراسان جنوبی مورخ 1398/08/05 الی 10

بیشتر
6 سال 7 ماه قبل - 6 سال 6 ماه قبل #2311 توسط مدیر سفرنامه ها
سفرنامه تور خراسان جنوبی
مورخ: 1398/08/05 الی 10
راهنما: وحید شعبانی


با یاد او
میهن ما خراسان و ما خراسانیم..
اینبار میخواهم به زبانی ساده وصف سفر کنم.. سفر به دیار جان .. خراسان..
عصرگاه روز یکشنبه از آبان ۹۸ سوار بر مرکب به سوی خراسان شدیم . همراهانمان جمعی آفتاب صورت و نسیم هم به دنبالمان.. از تهران و قم و نائین و طبس گذشتیم تا به بیرجند، سرزمین آفتاب رسیدیم . ابتدا به هتل جهانگردی فرود آمدیم و پس از میل صبحانه به محل اولین دیدارمان رفتیم . باغ شوکت آباد که زیبا بود و جاندار .. از درختان قدیمیش دیدن کردیم و از تاریخش گفتیم . به حوضخانه با صفایش رفتیم که از عهد قجر حکایت میکرد و حالا تبدیل به سفره خانه ای شده است .


از اندرونی باغ و شکوه ویران شده اش بازدید کردیم و عکسی به یادگار گرفتیم و رفتیم .


در شهر چرخی میزنیم و وارد باغ رحیم آباد می شویم .. عمارتی باشکوه از دوران زند و قاجار با یک کلاه فرنگی جذاب که به حق زیباییش را چند برابر کرده است... در آیینه خانه اش میچرخیم و عکس میگیریم .




اتاقهای زیبایی دارد و حیاطی دلگشا با درختانی بلند و منظم .. دوربین به رویمان شلیک میکند و میرویم به هتل ..‌ اتاقهایمان را تحویل میگیریم .. رخت نو بر تن میکنیم ، ناهار را میل کرده و به بافت قدیمی بیرجند میرویم . با درستکار مرد نیک گفتار خراسانی آشنا میشویم و به دیدار مدرسه شوکتیه یادگاری از خانواده علم در بیرجند میرویم .


.. مدرسه ای نوین با بیش از ۱۱۰ سال قدمت و هم پایه دارالفنون تهران و رشدیه تبریز .. با تاریخش و با محصلانش آشنا میشویم ، از پشت بام و قنات و خلاصه همه جایش دیدن میکنیم و میرویم .


در بافت قدمی میزنیم و آقای دستکار ما را به قعر زمین میبرد برای دیدار از آب انبار محسن زاده .


کیفور میشویم از معماری ایرانی و سپس به دیدار خانه پردلی میرویم .. خانه ای که از دوران زند باقی مانده و حالا موزه ای در دل خود دارد .. با آن آجر های شکل دار و هشتی بامزه اش تا سر درب اسرارآمیز و درختان انار و عنابش.. عکسی میگیریم ، آب انبار میرعلی بیک را هم میبینیم و به وقت اذان به جلو درب خانه فروتنی که حالا خانه عروسک است میرسیم .




دقایقی می‌ایستیم ، درستکار برایمان از ترسیب کربن میگوید و ماجرای ساخت عروسک ها .. مسئول موزه با لبی خندان میرسد و در را باز میکند . از عروسک های بی زبان که حالا زبان زنان بلوچ هستند دیدن میکنیم .. از آنها میشنویم و کلی از آنها را با خود میبریم .. خانه فروتنی بسیار باصفاست .. و روح دارد .. باید رفت و میرویم .. شب است و به دیدن آخرین بازدید امروزمان میرویم .. از دور ساختمانی با دو میل بزرگ پهلوانی به چشم میخورد .. زورخانه امیر عرب و موزه پهلوانی بیرجند.


عجب صفایی دارد این موزه .. جوان پهلوانی برایمان از تاریخ پهلوانی خراسان میگوید و ما را به دیدن گود پهلوانی زورخانه میبرد و به ما هم یاد میدهد که پایین گود را باید بوسید نه بالا را .. در موزه کیف میکنیم و عکس میگیریم و به هتل میرویم .


شب . خاموشی .. صبح روز بعد .. صبحانه را با عرقیات محلی نوش جان کرده و به سمت مرز ایران و افغانستان به راه می افتیم . درستکار هم به ما پیوسته و برایمان از پرندگان کویری میگوید . مقصد اول ماخونیک .. دهکده ای اسرارآمیز در شرق ایران به خانه هایی که سقف آنها چیزی کمتر از ۲ متر است و بیشتر شبیه خانه هاییست که در کودکی میساختیم.




اما اینجا زندگی بسیار جدی است و جریانی به وسعت تاریخ دارد . در گذر زمان این مکان را به اسمهای گوناگونی نامیده اند .. لی لی پوت .. روستای کوتوله ها و .. اما کوچک بودن خانه ها بیشتر فقر ، کمبود مصالح ، سرمای هوا و احتمالا نوعی ماندن در تاریخ است . در کوچه هایش پرسه میزنیم ‌.


از موزه اش دیدن میکنیم . از کودکانش فسیل ! میخریم ، از پیرزن بالای تپه و کودکانش ما را تا رفتن بدرقه میکنند و غم انگیز است این فقر و این فقر بسیار غم انگیز و تامل برانگیز است .. ما هم مقصریم اما خودشان بیشتر. سوار می شویم و میرویم به تاج میر .. تاج میر بلوچ نشین است و فقیر اما تاجی بر سر دارد از قیمتی ترین سنگها .. دوتوک .. عروسک سخنگو که حرفش را پیچیده اند لای بقچه کوچکش.. تمامی اهالی عروسک بافند و این حال ما را خوب میکند و ما هم از آنها خرید میکنیم . باران می آید و ما میرویم . در طبس مسینا توقفی کوتاه داریم. آسبادهایش را میبینیم و عناب می خوریم و می رویم تا درمیان .


از سراشیبی پیاده میرویم تا به خانه روستایی برسیم .. در راهش پر است از زرشک و انار .. باران هم شدید تر شده است . ناهار دلچسبی میخوریم، زرشکی میخریم و میرویم تا فورگ .. اینجا فورگ است . روستایی از جنس تاریخ و اصالت.. از قلعه باشکوهش دیدن میکنیم .


بافت جذاب روستا که دل میبرد .


پتوک هم میخریم و عکس هم میگیریم .. شب است دیگر .. در روستا قدمی میزنیم .. سوار بر مرکب ..میرویم . بیرجند .. شب آخر و قلعه بیرجند .


از پله هایش آنطور که آب به پایین سرازیر است ما به بالا میرویم. قلعه با شکوهی است از عهد صفوی به یادگار بر تارک شهر. از قلعه بازدید میکنیم. بر بالای برجهایش رفته و شهر را مینگریم . ماه صفر تمام شده اما اینجا همچنان نوای غم دارد . در کنارش چای مینوشیم و میرویم . صبح . ابتدا از باغ اکبریه که موزه اش هنوز قفلی به اندازه تاریخ ایران دارد دیدن کرده و با میراث جهانی وداع میکنیم .




‌از بیرجند دور شده و به قائن نزدیک . شهر زعفران . ابتدا از بزرگمهر قائنی که بر دل کوه نشسته و ۱۰۰۰ ساله است دیدن می کنیم و سپس وارد شهر می شویم . از کنار ابولمفاخر قائنی عبور میکنیم و به قلب تاریخ شهر میرسیم .


مسجد جامع .. به جا مانده از دوره خوارزمشاهی و ایلخانی . ایوانی با شکوه دارد که انسان را از جا کنده و به اعماق هنر و معماری ایرانی میبرد . پایاب دارد و کلی کتیبه از شاهان مختلف که هر یک دستوری داده اند برای آبادانی اینجا .. عکسی میگیریم و میرویم به جانب بازار .. کلی خرید میکنیم . از زرشک و عناب و زعفران و کشک و .. تمامی ندارد موجودی کارتهای ما ? از قائن خداحافظی کرده و میرویم .. به جاده خیره میشویم .. به گناباد میرسیم . شهری با فرهنگ و اصالت . شهرهای ایرانی را که میخواهی بشناسی به دیدن معابد و مساجد جامعش برو . ابتدا به دیدن مسجد جامع گناباد میرویم . یکی از معدود مساجد دو ایوانی ایران مربوط به دوران خوارزمشاهی . زیباییش بی حد و اندازه است . آجرکاریهایش زیباست و کتیبه هایش نورانی .. غرق در زیباییش هستیم ولی حالا وقت گرسنگی است و باید به دیدار ادیب سلطان برویم . اقامتگاهی کوچک با غذای لذیذ و فراموش نشدنی .. پس از صرف گندم پلو و چای به دیدار یکی از شاهکارهای تاریخ ایران میرویم .. عمیق ترین و قدیمی ترین کاریز جهان .. کاریز قصبه گناباد . در عربی به آن قنات میگویند و به حق هنریست از آن مردمان سخت کوش ایرانی .. ۲۵۰۰ سال سن و بیش از ۳۰۰ متر عمق ! گاهی میگوییم هنر نزد ایرانیان است و بس .. و این هنر است . از کاریز دیدن میکنیم و به مند میرویم . روستایی با صفا که سفال دارد و مردم اصیل .. به دیدن کارگاه سفال میرویم و دستان هنرمند که گل را شکل میدهد و روح را به آن میدمد.. با فواید شیر الاغ هم آشنا میشویم و عنبر نسا به دست میرویم . شب . فردوس . هتل عماد نظام. قراری شبانه با استاد بیتانه گذاشته ایم. می آید و با غمی که در سینه دارد ، سرپنجه اش ما را به وجد می آورد . خوب میزند و خوب میخواند و طبعش بلند است .. دیر هنگام میرود . خاموشی . صبح بعد . به جاده باغستان میرویم و به آقای شریفی میرسیم . از خیابان مشجر ولیعصر عبور میکنیم و به کاریز جهانی بلده فردوس میرسیم . شریفی برایمان از قنات می گوید و ابزارش .. ما را به داخل قنات برده و در آب رها میکند . یاران کیفی میکنند و میرویم. کمی پیاده روی و سپس به آسیاب آبی میرسیم . عکسی میگیریم و میرویم تا بافت کهن تون قدیم برسیم .


خانقاه و حمام کوشک .


یکی از قدیمی ترین بناهای مذهبی در خراسان . بین مسجد و خانقاه بودنش شک است . زیباست و در خور عکس یادگاری . از حمامش هم دیدن میکنیم و به مدرسه علیا میرویم . شاهکار ۸ ضلعی زمان صفویه . حوضچه ای متصل به قنات در وسط بنا دارد و همین خاصش کرده . دیدن میکنیم و میرویم به محله قدیمی سردشت . زلزله ۴۷ محل را ویران کرده اما شکوه زندگی هنوز در آن جریان دارد. حمامش بوی نم دارد و تنورهایش بوی نان . خانه های قاجارش پر ابهت هستند و زیبا .. به هتل میرویم . ناهار را خورده و به بشرویه میرویم . یکی از آن جاهای عجیبی که باید به آن سفر کرد . کیانی می آید و ابتدا از خانه مستوفی دیدن میکنیم با بادگیر دوقلویش که در ایرانمان یکتاست. همه جایش میچرخیم و عکس بارانش میکنیم . سپس میرویم تا خانه کیانی زاده.. مرموز است و به ما نمیگویند چرا ما هم به کسی نمیگوییم? سیر نگاهش میکنیم و به بازارچه صنایع دستی میرویم و دوباره کلی خرید .. بافت بشرویه زیباست.. سپس به دیدار موزه خصوصی قطبی میرویم که پر از شور است و عشق .. همه چیزش خریداری شده و هیچ حمایتی هم نمیشود . و ایکاش برای همیشه همانطور بماند . به اقامتگاه قدیمی و خاص بشروی میرویم . خانه ای ۶۰۰ ساله از دل تیموریان . سوراخ سمبه زیاد دارد و انسان را سرحال می آورد . چایی میخوریم و برای خانم شیعی عزیز جشن تولد میگیریم . سپس سفره شام و کشک بادمجان و اشکنه و خلاصه چیزهای باحال .. نوبت کویر میرسد و به دلیل نبود وقت و سرمای هوا آن را موکول به سفری دیگر میکنیم . بشرویه را با تمام شور و هیجانش ترک میکنیم ولی کیانی باز هم به ما میرسد و برایمان نان و سیب می آورد . حال میکنیم و به فردوس میرسیم . بعد از سیب نوبت انار است که شریفی برایمان می آورد . هتل . شب . خاموشی. فردا با روشن شدن هوا و خوردن صبحانه دیگر وقت بازگشت است . به سمت تهران حرکت میکنیم . در میانه راه به علی آباد کشمر میرویم . روستایی که غرق انار است و شهره به برج نازنینش.
. از برج دیدن میکنیم .


۷۰۰ ساله است و استوار . به راستی ایرانمان زیباست . در داخل برج پله هایی میرود تا اوج . یارانمان میروند و من هم جیغ میزنم .. برایمان باز هم انار می آورند. انار میخوریم و عکس میگیریم و میرویم .. سبزوار . هتل جهانگردی . ناهار لذیذ را خورده و میرویم . حالا در راه شهرمان هستیم . خسته اما پر انرژی .. از دیدن گوشه های ناشناخته سرزمین جذابمان.. در راه میگوییم و میخندیم .. شادیم و سرخوش .. قرعه میان یارانمان می اندازیم و کلی کیفور میشویم . به جاده مینگرم . چراغهای شهر من از دور پیداست .. شهر من کرج و سرزمینم ایران .. به البرز من میرسیم و سفر که هرگز پایان ندارد ...
Last edit: 6 سال 6 ماه قبل by مدیر سفرنامه ها.

لطفاً ورود یا ايجاد حساب كاربری برای پیوستن به بحث.

زمان ایجاد صفحه: 0.118 ثانیه

نماد اعتماد الکترونیک

enamad

ارتباط با ما

    • تلفن : 34213531-026
    • موبایل : 09391725252
    • Email: info@alborzeman.ir
    • کرج، میدان سپاه ، به سمت سه راه گوهردشت ، بعد از خیابان بوستان ، ساختمان گلستان ، واحد یک