- ارسال ها: 1247
- تشکرهای دریافت شده: 406
- خانه
- سفرنامه ها
- باشگاه گردشگری البرزمن
- سفرنامه های پاییز 98
- سفرنامه تور کوهنوردی قلعه دختر مورخ 1398/08/10
- سفرنامه ها
- باشگاه گردشگری البرزمن
- سفرنامه های پاییز 98
- سفرنامه تور کوهنوردی قلعه دختر مورخ 1398/08/10
×
تصاویر و سفرنامه های تور های پاییز 98
سفرنامه تور کوهنوردی قلعه دختر مورخ 1398/08/10
- مدیر سفرنامه ها
-
نويسنده موضوع
- آفلاین
- مدير انجمن
-
کمتر
بیشتر
6 سال 7 ماه قبل - 6 سال 7 ماه قبل #2316
توسط مدیر سفرنامه ها
سفرنامه تور کوهنوردی قلعه دختر مورخ 1398/08/10 was created by مدیر سفرنامه ها
سفرنامه تور کوهنوردی قلعه دختر
مورخ: 1398/08/10
راهنما: مریم فرزام
پاییز به نیمه رسیده، از لابلای در اتاق و پنجره هایمان می بینیمش. گاهی که سرک می کشد ، دستهایش پر از باران است ، و گاهی که خمیازه می کشد یک عالم برگ های به خواب رفته زرد و سرخ را روی دامنت میریزد. ما ، اما دلخوش به پنجره های اتاق نیستیم ، همراهش می شویم و دل به جاده می سپاریم.
سحرگاه دهم آبان است، همنوردان وقت شناس همه آمده اند، با رسیدن کاپیتان برنامه حرکت می کنیم. اینبار مقصد نگین پاییزی و هزار رنگ البرز در دل جاده چالوس ، روستای شهرستانک است و هدف صعود به قله تاریخی قلعه دختر.
برای دستیابی به این قله زیبا سه مسیر را پیش رو داریم:
۱- روستای آهار (فشم) تیغه های شرقی.
۲- روستای ده تنگه (بعد از آهار) مسیر شمالی.
۳- روستای شهرستانک (جاده چالوس) مسیر غربی.
و انتخاب ما مسیر غربی ست.
قلعه دختر یکی از قلل البرز مرکزی ست. بر روی این قله قلعه ای بنا شده و
تخمین ساخت آن به 266 میلادی بر می گردد که مصادف است با اوایل دوره ساسانی و احیای دوباره آیین زرتشت. با توجه به شواهد موجود می توان اینگونه در نظر گرفت که این مکان معبدی برای نیایش و منتسب به ایزد بانوی اوستا، ناهید بوده و از این رو آن را قلعه دختر نامیده اند .
قله بر روی خط الراس شمالی جنوبی از سی چال به توچال قرار گرفته و یال شرقی آن منتهی به روستای آهار و یال غربی آن منتهی به روستای شهرستانک می باشد.برای رسیدن به یال صعود می توان از جاده شهرستانک - آهار استفاده کرد . با توجه به طولانی بودن جاده انتخاب ما دامنه غربی و کمی جلوتر از روستاست. شیب نسبتا تندی دارد اما مسیر کوتاه تری ست. با سرقدمی اقای فرج الهی و عقبداری اقا کیاوش حرکت را آغاز می کنیم.
دامنه را که پشت سر می گذاریم یکی از همنوردان متاسفانه از ادامه مسیر صرف نظر می کند و آقای خلج داوطلب همراهی ایشان در مسیر بازگشت میشود.
مسیر را روی یال ادامه میدهیم.
کم کم دورنمای قلعه مشخص میشود و کم کم به جاده آهار نزدیک میشویم. قبل از رسیدن به جاده و در پناه سنگها برای نوش جان کردن صبحانه توقف می کنیم. سفره را که می چینیم آقای خلج هم از راه می رسد .
به رسم دیرین بعد از صرف صبحانه با همنوردان آشنا می شویم. بیشتر دوستان قرار است امروز بر اولین سه هزاری بایستند و دلمان را به شیرینی اولی ها خوش می کنیم.
پس از معارفه به سمت قله و یال غربی حرکت می کنیم.
هنوز به یال نرسیده ایم که در جاده رد پای تازه خرس توجه همنوردان را جلب کرده و باعث خوش شانسی و انسجام گروه می شود و همگی عزمشان را جزم میکنن که پا به پای هم به قله برسند.
هرچند توقف ها و استراحت های پنج دقیقه ای کماکان باقیست .
شیب تند یال را پشت سر گذاشته ایم و ادامه مسیر شیبی ملایم دارد، تا قله چیزی نمانده .
روی دامنه برف کمی نشسته است و بالاتر که میرویم برف هم بیشتر می شود و هوا سردتر .
باز هم نفسها به شماره افتاده است ، اما سختی کشیدن در کوهنوردی رنج نیست، مقدمه ای ست برای پیروزی های بزرگ در سرزمین کوه و کوهستان ، و قله پاره ای از یک رویاست که به حقیقت می پیوندد و کوهستان مدرکی مسلم بر این که زندگی مان با معناست .
نیمه ظهر ساعت ۱۲.۱۰ بر بلندای قلعه دختر با ارتفاع ۳۱۸۰ می ایستیم.
دوستان مشغول گرفتن عکس یادگاری می شوند و کمی هم از قله و علت نامگذاریش می گوییم.
هوا سرد است و قله هم شلوغ ، پس از کمی استراحت به سمت پایین حرکت می کنیم ، در حالیکه مه روی قله هم همراهمان شده است و قصد پایین رفتن دارد.
سرعت فرودمان را بیشتر می کنیم و در نهایت بازهم نزدیک جاده برای ناهار توقف نیم ساعته ای داریم.
ساعت ۴.۳۰ به بالای روستا و مینی بوس میرسیم و پس از خوردن چای و استراحتی کوتاه به سمت کرج حرکت می کنیم .
به میعادگاهمان رسیده ایم ، در انتظار روزی که دوباره کوله برداریم و پا بر یال بلند و سخت کوه بگذاریم و آرام آرام بالا برویم...
مورخ: 1398/08/10
راهنما: مریم فرزام
پاییز به نیمه رسیده، از لابلای در اتاق و پنجره هایمان می بینیمش. گاهی که سرک می کشد ، دستهایش پر از باران است ، و گاهی که خمیازه می کشد یک عالم برگ های به خواب رفته زرد و سرخ را روی دامنت میریزد. ما ، اما دلخوش به پنجره های اتاق نیستیم ، همراهش می شویم و دل به جاده می سپاریم.
سحرگاه دهم آبان است، همنوردان وقت شناس همه آمده اند، با رسیدن کاپیتان برنامه حرکت می کنیم. اینبار مقصد نگین پاییزی و هزار رنگ البرز در دل جاده چالوس ، روستای شهرستانک است و هدف صعود به قله تاریخی قلعه دختر.
برای دستیابی به این قله زیبا سه مسیر را پیش رو داریم:
۱- روستای آهار (فشم) تیغه های شرقی.
۲- روستای ده تنگه (بعد از آهار) مسیر شمالی.
۳- روستای شهرستانک (جاده چالوس) مسیر غربی.
و انتخاب ما مسیر غربی ست.
قلعه دختر یکی از قلل البرز مرکزی ست. بر روی این قله قلعه ای بنا شده و
تخمین ساخت آن به 266 میلادی بر می گردد که مصادف است با اوایل دوره ساسانی و احیای دوباره آیین زرتشت. با توجه به شواهد موجود می توان اینگونه در نظر گرفت که این مکان معبدی برای نیایش و منتسب به ایزد بانوی اوستا، ناهید بوده و از این رو آن را قلعه دختر نامیده اند .
قله بر روی خط الراس شمالی جنوبی از سی چال به توچال قرار گرفته و یال شرقی آن منتهی به روستای آهار و یال غربی آن منتهی به روستای شهرستانک می باشد.برای رسیدن به یال صعود می توان از جاده شهرستانک - آهار استفاده کرد . با توجه به طولانی بودن جاده انتخاب ما دامنه غربی و کمی جلوتر از روستاست. شیب نسبتا تندی دارد اما مسیر کوتاه تری ست. با سرقدمی اقای فرج الهی و عقبداری اقا کیاوش حرکت را آغاز می کنیم.
دامنه را که پشت سر می گذاریم یکی از همنوردان متاسفانه از ادامه مسیر صرف نظر می کند و آقای خلج داوطلب همراهی ایشان در مسیر بازگشت میشود.
مسیر را روی یال ادامه میدهیم.
کم کم دورنمای قلعه مشخص میشود و کم کم به جاده آهار نزدیک میشویم. قبل از رسیدن به جاده و در پناه سنگها برای نوش جان کردن صبحانه توقف می کنیم. سفره را که می چینیم آقای خلج هم از راه می رسد .
به رسم دیرین بعد از صرف صبحانه با همنوردان آشنا می شویم. بیشتر دوستان قرار است امروز بر اولین سه هزاری بایستند و دلمان را به شیرینی اولی ها خوش می کنیم.
پس از معارفه به سمت قله و یال غربی حرکت می کنیم.
هنوز به یال نرسیده ایم که در جاده رد پای تازه خرس توجه همنوردان را جلب کرده و باعث خوش شانسی و انسجام گروه می شود و همگی عزمشان را جزم میکنن که پا به پای هم به قله برسند.
هرچند توقف ها و استراحت های پنج دقیقه ای کماکان باقیست .
شیب تند یال را پشت سر گذاشته ایم و ادامه مسیر شیبی ملایم دارد، تا قله چیزی نمانده .
روی دامنه برف کمی نشسته است و بالاتر که میرویم برف هم بیشتر می شود و هوا سردتر .
باز هم نفسها به شماره افتاده است ، اما سختی کشیدن در کوهنوردی رنج نیست، مقدمه ای ست برای پیروزی های بزرگ در سرزمین کوه و کوهستان ، و قله پاره ای از یک رویاست که به حقیقت می پیوندد و کوهستان مدرکی مسلم بر این که زندگی مان با معناست .
نیمه ظهر ساعت ۱۲.۱۰ بر بلندای قلعه دختر با ارتفاع ۳۱۸۰ می ایستیم.
دوستان مشغول گرفتن عکس یادگاری می شوند و کمی هم از قله و علت نامگذاریش می گوییم.
هوا سرد است و قله هم شلوغ ، پس از کمی استراحت به سمت پایین حرکت می کنیم ، در حالیکه مه روی قله هم همراهمان شده است و قصد پایین رفتن دارد.
سرعت فرودمان را بیشتر می کنیم و در نهایت بازهم نزدیک جاده برای ناهار توقف نیم ساعته ای داریم.
ساعت ۴.۳۰ به بالای روستا و مینی بوس میرسیم و پس از خوردن چای و استراحتی کوتاه به سمت کرج حرکت می کنیم .
به میعادگاهمان رسیده ایم ، در انتظار روزی که دوباره کوله برداریم و پا بر یال بلند و سخت کوه بگذاریم و آرام آرام بالا برویم...
Last edit: 6 سال 7 ماه قبل by مدیر سفرنامه ها.
لطفاً ورود یا ايجاد حساب كاربری برای پیوستن به بحث.
- سفرنامه ها
- باشگاه گردشگری البرزمن
- سفرنامه های پاییز 98
- سفرنامه تور کوهنوردی قلعه دختر مورخ 1398/08/10
زمان ایجاد صفحه: 0.109 ثانیه
